Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - نثر هاي عاشقانه فقط در این تاپیک
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
نثر هاي عاشقانه فقط در این تاپیک رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
mahsa
مدير انجمن "شعر و ادبيات"
مدير انجمن


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 225
محل سکونت: esfahan

امتیاز: 4
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 29 دی 1384 - 01:53    عنوان:  نثر هاي عاشقانه فقط در این تاپیک پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من که مي دانم شبي عمرم به پايان مي رسد .
نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد.
من که مي دانم به دنيا اعتباري بيش نيست .
بين مرگ و زندگي قول و قراري بيش نيست .پس چرا عاشق نباشم اي خدا چشمک سوال

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکرها از این تاپیک
mahsa از این تاپیک تشکر میکنم 
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 29 دی 1384 - 04:10    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

واقعاااااا
_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
Alikhamoosh
مدير انجمن "موبايل"
مدير انجمن


عضو شده در: 1 فروردین 1385
پست: 226
محل سکونت: شرق ايران iran.gif


امتیاز: 32
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 1 فروردین 1385 - 20:16    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آه كه براي تو نوشتن چقدر سخت است...آنجا بودنت را شعر كردم..اينجا نبودنت را به گريه آغاز ميكنم...
تو بودن مرا با نبودنت به تاراج برده اي....

_________________
...تو
.......بودن
.............مرا
....................... با
. ......................... نبودنت
..................................... به تاراج
...............................................برده اي

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 28 تیر 1385 - 20:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

كاش دفتر زندگي ام بدون صفحه اي از نام تو بود .كاش در شهر خاطراتم خانه ات ويران ميشد
و كاش پاسبان چشمانم وقتي كه چشمانت با نگاهي نگاهم را دزديد ،در خواب نبود
كاش عطر حضورت را به نبض روح من نمي پاشيدي و من فراموش مي كردم رايحه ي خوش با من بودنت را.
كاش با اسب نگاهت جاده هاي خاكي دلم را نمي تاختي و گرد و غبار رفتنت بر چشمانم اوار نمي شد..
و كاش هر گاه به ماه اسمانت مي نگري مرا ميان هر انچه از من به ياد مي اوري ، پيدا كني
افسوس كه نه تو مرا به ياد مي اوري ونه من تو را از ياد مي برم
اگرچه ارزو داشتم كاش هرگز نمي ديدم ترا

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 10 مرداد 1385 - 18:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا
به قلب من خرده نگير به اون که عاشق تو
به اون که با دستاي تو ستاره ها رو مي شمره ؛
به چشم من نگاه بکن شايد اونا هم بدونن
همين نگاه سبز توست که من رو زنده مي کنه ؛
تموم لحظه هاي من بدون تو کشته شدند
جون نمونده تو تنم رفتش و من تموم شدم ؛
حالا اگه تو نباشي چي بسرم مي خواد بياد؟
روزا رو زنده بمونم شايد که مرگ من بياد ! ؛
همه ي خاطرات تو براي من تموم شدند
ولي نمي دونم چرا عکس چشات پاک نشدند...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 10 مرداد 1385 - 18:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

خواب خوب

پس از توفان پس از تندر پس از باران
سرشك سبز برگ از شاخه هاي جنگل خاموش مي افتاد

نه بيد ز باد نه برگ از برگ مي جنبيد شكاف ابرها راهي به نور ماه مي دادند
دوباره راه را بر ماه مي بستند و من همچون نسيمي از فراز شاخه ها پرواز مي كردم
تو را مي خواستم اي خوب، اي خوبي به ديدار تو من مي آمدم با شوق با شادي
***
تو را مي بينم اي گيسو پريشان در غبار ياد تو با من مهربانتر از مني با من
تو با من مهرباني مي كني چون مهر مهري مهربان با من
***
پس از توفان پس از تندر پس از باران
گل آرامش آوازي به رنگ چشمهاي روشنت دارد
نسيمي كز فراز باغ مي آيد چه خوش بوي تنت دارد

من اينك در خيال خويش خواب خوب مي بينم
تو مي آئي و از باغ تنت صد بوسه مي چينم

حميد مصدق

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 11 مرداد 1385 - 05:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

به تو مي انديشم
فصل زندگي ام را با عشق آغاز کردم ودر دوران جواني به زيبايي و پاکيت ايمان آوردم .
يافتم تو را با تمام عظمتت و يافتم تو را در تنهاييم و يافتم تو را براي تسکين غمهايم واينک صبحگاهان که چشمانم را مي گشايم تا روزي ديگر را شروع کنم
در آن لحظه به تو مي انديشم وقتي که دستانم را براي مناجات با خدا به سوي آسمان مي برم حتي در آن لحظه نيز به تو مي انديشم در نگاه هاي خسته مردمان در دستان گرم دوستان در صداي زيباي مادرم در بهاران که شکوفه ها را به نظاره مي نشينم حتي در آن لحظه هم به تو مي انديشم وقتي شبنم با ران به روي ديدگانم مي چکد در آن لحظه قلبم پر از ياد تو مي شود. حتي وقتي که در هياهوي کار لحظه اي از يادم غافل مي شوي من در آن لحظه نيز به تو مي انديشم شبها که آرامش و تاريکي همه دنيا را با سياهش پر ميکند من خانه دلم را به ياد تو روشن مي سازم حتي اگه روزي رسد که تو ديگر به من نينديشي من به عشق تو و روياي باتو بودن خواهم انديشيد.
-----------------------
آرزو دارم دستي در دستانم بود و مرا نوازش ميكرد اي كاش آن دست، دستان مهربان تو بود!
آرزوي آغوش گرمي را دارم كه مرا در آغوش خود گيرد ودر اغوشش با من با صداي آهسته درد و دل كند و اي كاش آن آغوش، آغوش گرم تو بود!
آرزوي يك بوسه را دارم! بوسه اي از سوي يك لب سرخ! از سوي كسي كه زندگي من است و با تمام وجود دوستش دارم كاش و اي كاش آن بوسه از سوي تو بود
آرزوي پرواز دارم، پرواز از اين سرزمين بي محبت ميخواهم سفر كنم، سفر بسوي سرزمين خوشبختي ها و كاش همسفري بود، و آن همسفر من تو بودي!
آه
آرزوي شنيدن صداي نفسهايت را دارم كاش فاصله اي نبود و كاش ما در كنار هم بوديم تا صداي نفسهاي گرمت را احساس كنم
كاش مرزي نبود بين ما و اي كاش اگر هم مرزي بود آن مرز تو بودي!
آرزو دارم دست درون موهايت كنم و برايت در يك شب عاشقانه لالايي را بخوانم
كاش اگر همبستري بود ، آن همبسترم تو بودي
آرزو دارم حتي از دور دست ها نيز چهره ات را ببينم، اما !
آرزو دارم تمام آرزوهايم را زنده كني
آرزو دارم دستانت را بگيرم و بر لبانت بوسه زنم و بگويم كه خيلي دوستت دارم عزيزم
و اي كاش آرزوي من آن آرزوهاي من همه تو بودي تا ديگر نه آرزويي داشتم و نه ديگر رويايي را در سر داشتم
------------------------
آنجا كه باغ در اسارت پاييز بود بهار امد و با خلعتي از شكوفه هاي رنگين و باغ را به جشن شكوفايي و رقص شاهپركها دعوت نمود.جويباران به حمايت درختان تشنه ميشتافتند كه مبادا توسن تگرگ بر مسير ذهن انها تبازد و فصل طلايي هماغوشي را به حصار تنگ خاموشي مبدل سازد
وقتي تو نيستي اينگار زمستان است و چترم را در باران گم كرده ام
وقتي تو نيستي جدول متقاطع تنهاييم را با گريه و اه و درد پر ميكنم و چشمانم را با گياه باران پيوند ميزنم
وقتي تو نيستي گريه را بهانه ميكنم و با حنجره اي خونين فرياد ميزنم اي دشت سوخته من بميرم براي تو كه حريم انديشه ات سراب تجلي نمود
وقتي تو نيستي من نيز نيستم
----------------------------
اي کاش از اول نميديدمت و از شراره بي رحمانه نگاهت نمي سوختم
ولي افسوس!
افسوس که با اولين نگاهت سوختم
وبا دومين نگاهت آتش گرفتم
وبا آرزوي سومين نگاهت خاکستر مي شوم
---------------------------
« قرار عشق»

يه نفر تو آخرين ثانيه ها از راه رسيد
اون با آخرين ستاره، دست مهتابو بوسيد
اون ،تو اولين قرارِ عاشقي پيشم نشست
اون با چشماي قشنگش غم قصه رو شکست
اون همون لحظه رسيد که عاشقي ميخواست بميره
اون اومد تا عاشقي رونق بگيره
ميدونست لحظه ي ديدار منه
ميدونست هنوز ستاره روشنه
اون سرِ ساعت عاشقي من، جوونه کرد
اون منو عاشق ِ آشيونه کرد
اولين قرارِ عشقو تو چشاي اون نشستم
آخرين شباي عشقو تو چشاي اون شکستم
دل من هنوز نداره اينو باور
که قشنگترين بهارم، برسه لحظه ي آخر

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 12 مرداد 1385 - 09:00    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

اگه يه روز بارون بـياد هر چند تا قطره که بتوني بگيري , اونقدر دوستم داري و هر چندتا قطره که نتونستي بگيري اونقدر دوستت دارم ... !!!
------------------------------------------
زندگي را به خاطر زيبايي اش و زيباييش را به خاطر تو دوست دارم
من دنيا را به خاطر خدايش
خدايي که تو را خلق کرد دوست دارم
چگونه دلتنگيهايم را به تصوير بکشم
چگونه بگويم دوستت دارم
تا باور کني هميشه در قلب مني
من اگه توي دنيا دوتا اميد داشته باشم
اولي خداست و دومي تويي
بدون تو دنيا برام هيچ ارزشي نداره
با اين وجود از ته دل ميگويم
..

اي وجودي که وجودم زوجودت به وجود آمد قربان وجودت که وجودم ز وجودت به وجود آمد
--------------------------------
عشق از نگاه چند کشور دنيا :
1_ فرانسه : عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال ما را به ياد دارد .
2_ اسپانيا : عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر است .
3_ ايتاليا : عشق يعني ترس از دست دادن کسي .
و بالاخره بعضي از ما : عشق سو تفاهمي است بين دو احمق که با يک ببخشيد تموم ميشه !( خدا کنه که شما جز ء اين آخريا نباشين)
-------------------------------
از لحظه هاي افسرده تنهايي مي گريزم و در ابتداي خيابان عشق چشمان پر انتظارت را به دستان صميميت مي دوزم .
حالا تو آمده اي و تنهايي من از تپش حضور تو شکسته است .
تو آمده اي و با آمدنت آرزوهايم راکه چونان پرنده اي درقفس نااميدي زنداني بودند، پروازداده اي .
اي آزاده بهارآلود!
من زيباترين شعرعشق را از چشمان تو مي خوانم ....
آمدنت بهانه اي شد براي اينکه مرواريد هاي کوچک اشکم را چون دسته گلي براي تو بريزم و
نامت را در غزل هاي سبزم جاري کنم .
اي زيباترين شعر عشق باآمدنت بهار مي رويد و
فصل زيباي گل به شکوه عظمتت سجده مي کند
------------------
وقتي تو آمدي پاييز دلم بهار شد، كوير دلم گلستان شد
وقتي تو آمدي قلب شكسته ام پر از عشق شد
زندگي ام پر از طراوت و تازگي شد تو مانند باراني بر روي من باريدي
و تن خسته و غم زده مرا پر از عشق كردي
تو مانند گلي در باغچه ي قلبم روييدي و قلب سوخته مرا گلستان عاشقي كردي
تو مانند مهتابي بر آسمان دلم تابيدي و دل تاريك مرا پر از نور عشق خودت كردي
تو با گرماي وجودت آسمان سرد دلم را گرم گرم كردي
وقتي تو آمدي احساس ميكردم دنيا مال من است، چون تو دنياي مني
تو همان اميد زندگي مني كه آمدي
تو كه آمدي گذشته هاي تلخم همه از صحنه قلبم سوخت و از بين رفت
تو كه آمدي تمام خاطرات گذشته از دفتردلم سوزاندم
و همه را از صندوقچه قلبم بيرون ريختم و از ياد بردم!
تو كه آمدي عاشقي برايم پر معنا تر از گذشته شد
كلام دوست داشتن مقدس تر هميشه شد، و
داستان ليلي و مجنون برايم واقعي تر از قبل شد!
تو كه آمدي، تنهايي به عزا نشست ، غم سفر كرد و قلبم به
استقبال عشق رفت. وقتي تو آمدي ساحل درياي دلم پر از مرواريد و صدف شد،و
ديگر كنار ساحل تنها نبودم تو نيز با من بودي
تو مانند يك نواي عاشقانه در قلبم نشستي و
قلب مرا با آن نواي آرامت پر از محبت كردي
تو مانند پرنده ايي در دلم نشستي و با پروازت در آسمان دلم
به من غرور پرواز به دشت عشق بخشيدي
تو مانند يك خاطره ي شيرين در دفتر عشقم مي ماني و خواهي ماند!
دفتر عشق را همراه با كلام مقدس تو و با تمام خاطرات
شيريني كه با هم داشتيم در صندوقچه ي قلبم ميگذارم
و كليدش را به دست حق ميسپارم
----------------------------------

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 12 مرداد 1385 - 09:03    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا




امروز قصه سفر را از آغاز دوره كردم، از آغاز تا پايان فقط يك خط سرخ بود، به سرخى خون تو كه در ميان خاطراتم خطى داغ از خود به جا گذاشته است. اما توى اين خط داغ، يك دنيا صحبت عاشقانه است كه نمى‏توانم به زيبايى آن چه كه هست تفسير كنم كه يك كهكشان آرزوهاى سپيد در كالبد دارد. اگر تو شكافى در آن به وجود بياورى يك آسمان شكوفه خواهى ديد و بعد يك دريا احساس از آن تو خواهد بود؛ مثل يك گنج هفت كليد است كه هر كليد نام تو و ياد توست.
اى عزيز! سالهاست تو را مى‏شناسم؛ نمى‏دانم صداى لطيف تو را كى شنيدم كه اين چنين عاشق زارت شدم، مانده ‏ام اگر تو را با چشم ببينم با عشقت چه خواهم كرد.
آن وقت كه مرگ گل و مرگ برگ اتفاق مى‏افتد و هيكل نازنين تمام ياس هاى عالم شاپرك‏ وار مى‏فرسايند آن وقت كه بيدها بوى اشك پرنده را به خود مى‏گيرند مى‏خواهيم كه بيايى، تمام دنيا با يك كهكشان احساس به تو خواهند گفت كه بيايى تا اميدشان به ياس دچار نشود.
نگذار تا احساس هاى زشت، عشق تو را از من بربايند كه نااميدى امانم را ببرد. منتظرم تا دست تو تمام دردهايم را از جسم و روحم بزدايد. منتظر لطيف‏ ترين حرمت الهى خواهم بود، منتظر سپيدترين دست ‏بشر، طولانى‏ترين آرزو و خوشبوترين نسيم الهى.
آمدم، در زدم در را باز كردى اما چرا به اين زودى رانديم؟ چرا جسمم دست نوازشگر تو را حس نكرده؟ چرا تا به حال يك قطره در انتظارت ذوب نشدم؟ مى‏دانم كه ابليس وجودم با بى شرمى دلم را از آن خود كرد و برايم چيزى نماند جز كبر و آن هم رهايم كرد، حال هيچم؛ بدون تو و بدون عشق تو. آن روز كه عشق را قسمت مى‏كردى نبودم، اما از راهى دور، دستانم دراز بود؛ آسمان نمى‏باريد اما زمين ‏تر بود.
از زمان اولين گريه‏ام تا به حال عشق تو را در من تزريق كردند؛ اما حال شك، تكه تكه عشقت را از قلبم مى‏ربايد. صدايت مى‏زنم، بشنو، فرياد مى‏زنم با جانم، دلم با گلويم هم آوا مى‏شود كه اى منجى! اى سوار سبز پوش جلگه هميشه سبز، كاش تو مى‏ماندى!
آن روز كه از كنارم گذشتى از خاطر نمى‏برم كه نسيم، بوى خوش پاكى‏ات را سالهاست كه برايم هديه مى‏آورد.
دلم مى‏خواهد با اشك نامه‏اى به پنهانى تمام رازهاى عالم بنويسم، بعد دستى گرم از جنس لطيف تو هويدايش كند كه نامه از آن من است، كه من عاشق ‏ترينم. آه اگر مى‏دانستى كه چقدر به عشقى چون تو مى‏بالم
يا صاحب الزمان .

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 13 مرداد 1385 - 09:46    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

ديگه دل تنگ نمي شم
شايد زيادي خودمو درگير كردم
با اين حال هنوز دوست داشتن كارِ منه
شايد روزي برسه كه دلتنگي واسه من بي معني بشه
فكر كنم اونروز خيلي سرد و بي روح باشم
ولي واسه خودم و سادگيم متأسفم و براي ....
تأسفي كه تا آخر عمر همراه منه
ولي بجاي دلتنگي هاي هميشگي حسرت جاشو گرفته ، حسرتِ همه چيز و همه
كساني كه به راحتي از دستشون دادم.
تنها چيزي كه برام مونده ساعت هاي خلوت و سكوتي ست كه با صدايي هق هق گريه سپري مي شه
تنها چيزي كه برام مونده صداي تيك تاك ساعتيست كه هميشه و همه حال گذشت زمان را به ياد من مي ياره
و تنها چيزي كه برام مونده انتظار براي اميد آموخت که چگونه گريه کنم امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم
--------------------------
کاش کوچيک بوديم............ وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم. کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد که مي زنيم باز کسي حرفامونو نمي فهمه
-------------------------
گمشده
درغبار غم گرفته چشمانت به دنبال سنگيني سکوتي ميگردم
که تبلوري از رويا هاي توست
در صداي دلنوازت بدنبال ترانه عشق ميگردم
با چشمانت به خواب ميروم
با صدايت ترانه هاي عاشقانه ميخوانم
و با عشقت غروب ميکنم
اي تنها ترينم

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  بعدی
صفحه 1 از 9


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.09 ثانیه