Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - نثر هاي عاشقانه فقط در این تاپیک
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
نثر هاي عاشقانه فقط در این تاپیک رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 28 اردیبهشت 1386 - 21:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

اگر در کهکشاني دور دلي يک لحظه در صد سال ياد من کند
بي شک دل من در تمام لحظه هاي عمر به يادش مي تپد پرشور

*****
سردي وجودت را با پاييزغم من دور ريز،به شانه هايم تکيه کن بگذار نغمه سبز بهار را در گوشهايت زمزمه کنم
مي دانم مي دانم که از پاييز بيزاري امِّا من پاييز نيستم که آرزوهايت را به تاراج برم
با من از درد هايت سخن بگو مي خواهم تورا بفهمم .مي خواهم تو شوم تا ديگر فراموشم نکني.

*****
جامه اي بافته ام تار و پودش از عشق خواستم تا به تواش هديه کنم
ليک ديدم که در آن گوشهء باغ لاله اي پنهاني با نسيمي مي گفت: جامهء عشق برازندهء هرقامت نيست

*************
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،
موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم.
موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،
موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

*************
من ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم
ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم.

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 - 06:56    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

روزي به تو خواهم گفت

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد دلت را آرزو مي کرد .
آن روز که ابرهاي سياه وسفيد سراسرآسمان چشمانم را فرا گرفته بود وباران غم ازگوشه ي آن به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت .
آن روزهمه چيزرا در يک نگاه به تو خواهم گفت، آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 خرداد 1386 - 19:57    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ّبه نام خدا

اي تنها مسا فر سرزمين دلتنگيهايم.
اي تنها ماواي لحظات من.
اي تپش اميد در وسعت بيکرانه غمهايم خالصانه مي پرستم تو را و تنها به خاطر تو نفس مي کشم
به زندگي عشق مي ورزم تا روزي که از قفس تن و دنياي خاکي آزاد شوم و در آغوش ، تو را گيرم.

باور کن هم نقس شيرين زبانم تو کسي هستي که ستاره هاي آسمان بي تو خاموشند و با آمدن تو باز چشمک مي زنند.
نمي دانم تو چه هستي ؟ که هر وقت گريه ام مي کني ابرهاي آسمان از عاطفه و عشق بر من مي بارنند و با خنده تو احساس مي کنم خورشيد در کنار من است .
تا وقتي که غمگيني بزرگترين غصه هاي عالم به دوش من است. و اشکي به امتداد آسمان دلتنگي سهم من از زندگي است.
من از توفقط بها نه اي مي خواهم براي گريستن.دلم برايت تنگ است. من براي تو مي نويسم از زندگي از عشق از عاشقي و از دل ديوانه ام.

نگاههاي دلنشين تو دلم را پاک کرد.و از آن لحظه تا کنون در عشقت مي سوزم .
قلبم به ياد تو مي تپد و و نگاهم تو را مي جويد.هنگامي که زندگيم به شبهاي تيره و تار شباهت داشت و زماني هنگامي که مرگ را از ديده گانم به خود نزديک مي يافتم عشق تو در آسمان تيره و ظلماني وجودم طلوع کرد ودر عشق مقدس تو زندگي از دست يافته ام را يافتم

وجود تو نگاهه تو آغوشه تو هر کدام رشته عمر مرا بدست گرفته و طراوت و شيريني بر زندگيم بخشيده است
قلب و روح من به آرزوي تو زنده خواهد ماند

امشب غريبا نه در ظلمت و در خلوت تنهايي پيک غم را مي جويم غافل از آن که غم در من زندگاني مي کند امشب از هر نسيم که مي ورزد تو را مي پرسم و از تو خبر مي گيرم

عاشقم عاشق ستاره صبح عاشق ابري سرگردان عاشق دانه هاي باران

عاشق هر چه نام توست بر آن.

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 5 خرداد 1386 - 18:31    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

ديگر براي اينکه گريه نکنم
هيچ بهانه اي ندارم
گريه گاهي رمز تدبير اشتباهات است
کاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگين نمي بستيم که وسط راه آنرا به زمين بياندازيم وراه را بدون آن ادامه بدهيم
زندگي بدون عشق اينقدرخاليست که بعضي مواقع حتي زودتر از سکوت مي شکند
وتو اي کاش مرا مي فهميدي
اماحالا که مي روي قرارميان ماهيچ ؛ ولي بگو به چه بهانه مي روي


................

در خراب آباد دل بسي زيستم و با هر جام صبوحي او در صحنه زندگي مست شدم و مجنون نگاهش شدم .
اسير كلامش شدم با نامش خود را تسلي دادم با يادش ماه و خورشيد را به يكديگر رساندم
اما او چون غزالي كه از صياد گريزان است همواره از يادم گريزان است
با چشمانم برايش كمند مي افكنم اما اين غزال بر باد سوار است و من نشسته برخاك .
او هم آغوش افلاك من هم جوار خار دربر دلدار .

در ساحل زيباي دلم كلبه اي ساختم حقيرانه و در وراي ذهنم حصاري ساختم تا دست تطاولگر زمانه ياد ش را از من به يغما نبرد .
در دالان هاي خيال شمعي برافروختم تا سيرت زيبايش بر من متجلي شود .

زورق گمگشته من در طوفان بي تو دوام نمي آورد .
بادبانهايش تكه پاره تنش شكسته است .
ليكن نمي خواهم تنها يادگارت هم در کشاکش ابرهاي لجوج فراموشي فنا شود

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 15 خرداد 1386 - 18:40    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

بدان که تنها تو مي تواني...

امشب از آسمان ديده ام پولک هاي اشک به وسعت درياچه ي عشق مي بارند.

امشب نگاه باراني مهتاب به شمشاد قامت تو روشن نشد.

امشب نذر اقاقي ها که هر شب دستان گرم و صميمي تو را انتظار مي کشند ادا نشد.

امشب خواب گلدان شمعداني خانه به آمدنت تعبير نشد.

امشب دل بي قرار من به صداي گام هاي استوارت آرام نگرفت.بي بهانه قلبم را شکستي.

از من بريدي و به افق هاي دور دست کوچ کردي.و نيستي ببيني که ديگر ستاره ها کوچه را به يمن حضور عاشقانه ات چراغاني نمي کنند و نمي داني چقدر من در کوچه ي بي ستاره غريبم.

تو رفتي و آبشار اشک هايم که بي تابانه از بستر چشم جاري مي شدند را نديدي ونمي داني که من هر شب با هق هق گريه هايم دوريت را شکوه مي کنم.

تو رفتي و من از پشت حصار سنگين جدايي ها دستان تمنايم را به سويت دراز مي کنم تا شايد سر انگشتان اهورايي ات دستان نياز آلودم را لحظه اي لمس کند و وجود طلايي ات را دوباره در آغوش گيرند.

تو رفتي و من در دل دالان هاي تنگ زمان به ياد همه ي ثانيه هاي سبزي که داشتيم عاشقانه اشک ريختم.

مي دانم زير باران اشک هايم تنها تو مي تواني چتراحساست را باز کني و قلب شکسته ام را به تپش واداري و تنها تو مي تواني مرهم زخم هاي کهنه ي دلم باشي.

چهار ديوار ذهنم آشفته از حصار جدايي هاست و مي دانم تنها تو مي تواني اين حصار را از ميان برداري و درياي پريشان ذهنم را به آرامش برساني.

تنها تو مي تواني نگاه باراني باغچه را به آبي ترين احساس روشن آسمان منور کني و تو مي تواني آواز حبس شده در گلوي فاخته ها را به ترانه ي دل تنگي گل ها پيوند بزني.

بدان که هميشه عاشقانه ترين نگاهم را براي تو کنارگذاشته ام و شادمانه ترين لحظه هايم را با حضور زيبايي تو به دست وحشي دريا مي سپارم .

بيا که من به تو و يک آسمان نگاهت با تمام ستارهايش محتاجم.

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 16 خرداد 1386 - 08:32    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ای ول
آدم میاد این تاپیک لذت می بره

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

باز به دفتر تنهايي هايم نگاهي تازه مي اندازم ... و من تنها حرفهاي نگفته اي را مرور مي كنم كه شايد روزي بخواني و شايد هم.... اما هر چه هست قلبم را به انتهاي حسرت مي برد...

مهربانم بدون تو شبها غم را به آغوش مي كشم... و به ياد تو خواب قاصدك را زير و رو مي كنم و تنها به عمق جاده ي ماه سفر مي كنم .

بهترينم حضور تو در همه ي لحظه هاي من اگر چه محسوس نيست اما هميشه آرامش قلبت را در بند بند وجودم احساس مي كنم و تنها ياد نگاه توست كه خورشيد آرزوهايم را بر فراز آسمان عشق به درخشندگي گوهرهاي ناب محبت مي تاباند ... چشمهاي تو وسعت آسمان حضور را به زندگي من مي بخشد ...

نمي خواهم به افسانه ي بي تو بودن فكر كنم... قصه ي عشق من و تو افسانه نيست كه با حقيقت فاصله داشته باشد ... ماجراي ما داستاني واقعي و شيرين است كه پاياني ندارد... مگر با مرگ....

اي كاش بودي و اشكهاي غلتيده روي گونه هايم را با دستان گرم مهربانت پاك مي كردي شايد اين بهانه اي بود براي احساس ناب نوازش دستانت بر روي چهره ي خسته و تنهايم....

حرفهاي نگفته اي كه شايد هميشه نا گفته بماند بر قفس تنگ سينه ام سخت بيتابي مي كند و تنها آغوش گرم عشقت درب اين قفس شكسته را باز مي كند و مرغ اسير عشق را در آسمان زندگي من و تو با سرافرازي به پرواز در مي آورد ... و آن گاه .... من زندگي تازه ام را با تو جشن مي گيرم....

زندگي با تو در كنار تو .... با كمال زيباي ...عشق ... آرامش... با تو تنها با تو............

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

کاش ميشد...

کاش مي شد ذره اي از تو را بر نفيس ترين کاغذ دنيا نوشت.

کاش مي شد باور تو را در قاب خالي باري به هر جهت ، روياند.

کاش مي شد دستها را به رسم دعا بلند کرد و فقط عشق نوشيد.

کاش مي شد فقط من بودم و تو بودي و همه مردم دنيا و دشتهاي مهرباني

کاش مي شد که جنگ در انتظار ميداني براي خودنمايي مي پوسيد.و قصه ليلي هزاران باره تکرارمي شد.

کاش مي شد در بيغوله تنهايي زمين ، کنار آتش شب نشيني هايمان قصه گويي بود که پيوسته ، فقط از تو مي گفت ، فقط از تو مي گفت ، فقط از تو مي گفت.

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

اگر همه ما قرار بود درباره عشقمان بنويسم فكر مي كرديد چند صفحه را سياه مي كرديم؟
و اگر قرار بود هر روز مطلبي درباره احساس و عشقمون بنويسيم تا چه مدتي ميتوانستيم مطالب غير تكراري بنويسيم!
چرا بعضي از ما به عشقمان مي گوييم يك دنيا حرف داريم كه بايد به او بگوييم،آيا اگر قرار باشد همه آنها را بنويسيم بيش از چند صفحه ميتوانيم بنويسيم؟
بعضي وقتها عشق يك نفر آنقدر بر دل آدم سنگيني مي‌كند كه آدم فكر ميكنه يك دنيا را در دل خود جا داده است.
در حقيقت ما يك دنيا حرف نداريم ما يك دل احساس داريم.
اگر قرار بود احساس خودمان را هر روز مي نوشتيم شايد هر روز مينوشتيم " دوستت دارم " و كساني كه عشقي در دل دارند ميدانند كه اين جمله هرگز تكراري نخواهد شد و هربار شنيدن آن (يا بهتر بگم فهميدن آن) حتي از خواندن يك كتاب حرفهاي عاشقانه ارزش بيشتري دارد.
خوشبختي يعني اينكه بدوني يك نفر دوستت داره و شيرين ترين لحظه ها زمانيست كه ميشنوي كسي مي‌گويد كه...دوستت دارم .


از نگاه هميشه منتظرم...از چشمان بارانيم....ازبوسه هاي نشکفته ام...

بنو يسم برايت از ترسم... ترس از بي تو ماندن وبي تو رفتن...بي تو گفتن وبي تو خواندن....
بنويسم برايت از نغمه هاي شبانه غم در گنج عزلت تنهايي ام....
بنويسم برايت از معناي زندگي


از اينکه من زندگي را در کنار تو بودن معنا مي کنم...
زندگي را براي تو سرودن معنا مي کنم...
من زندگي را در خروش چشمان نيلگونت معنا مي کنم...
من زندگي را در آغوش تو بودن معنا مي کنم...
معناي زندگي معناي بوسه هاي آتشين عشق است...


زندگي يعني عشق
...........................
كاش دفتر زندگي ام بدون صفحه اي از نام تو بود .

كاش در شهر خاطراتم خانه ات ويران ميشد

وكاش پاسبان چشمانم وقتي كه چشمانت با نگاهي نگاهم را دزديد ،در خواب نبود

كاش عطر حضورت را به نبض روح من نمي پاشيدي و من فراموش مي كردم رايحه ي خوش با من بودنت را.

كاش با اسب نگاهت جاده هاي خاكي دلم را نمي تاختي و گرد و غبار رفتنت بر چشمانم اوار نمي شد..

و كاش هر گاه به ماه اسمانت مي نگري مرا ميان هر انچه ازمن به ياد مي اوري ، پيدا كني

افسوس كه نه تو مرا به ياد مي اوري ونه من تو را از ياد مي برم

اگرچه ارزو داشتم كاش هرگز نمي ديدم ترا


_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 20 تیر 1386 - 07:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

وقتی شب آرام آرام به خلوت خاموش من پا می گذارد
...و من در ستاره باران خدا ستاره تو را ندارم
.... لبخند شیرینت را ندارم ......حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست
وقتی دلتنگ تو ام اما چشمانت نیست تا بیقراریم را در خود گم کند
وقتی ماه رویت در تاریکی این شبها بی فروغ است
وقتی رقص گیسوانت را در سر انگشتانم ندارم
وقتی نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم
وقتی نگاه معصو مانه ات را برای همیشه به خاطره ها سپرده ام
وقتی تنهای تنهایم و یاد تو تنها مهمان شبهای بی صبح من است
.....من می مانم و یاد تو و دلی پر درد
سفره ای از عشق و غزل.... و شمعی که به یاد چشمان روشنت تا صبح می درخشد
در خیالم .... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...
و با خواهش نگاهم تو را به این ضیافت عاشقانه می خوانم
به دستان لطیف و کوچکت هزاران بوسه می زنم
نیاز دلم را با ناز نگاهت پیوند می زنم هزاران گلبرک شقایق را نثار لبخند
نگاهت می کنم
و با تو تا اوج آبی عشق پر میکشم
با ز هم هوا پر از شعر و غزل و قاصدک است
تو را می خوانم
:غزل های خاموش دلم را بی دغدغه تا بلندای وجود فریاد میزنم
دوستت دارم..... دوستت دارم....... دوستت دارم

********************

به هميشه سنگ صبورم


درك تنهايي و دلتنگي ام
يك دنيا صبر مي خواست و مهر
و تو چه با سخاوت هر دو را در برداشتي

اي معني سبز تمام كلام ناگفته ام
تو را تا هنگام كه نفسي در كنج سينه باشد
با همه وجود و با دستان خاليم
به خاطر خواهم داشت ...

آسمان هم مهرباني نگاهت را وام گرفته
در ترنم باران و نم اشكت چه پاكي نهاده
اما ديدگان اين هميشه غصه دار باران چشمان تو را هرگز تاب ندارد
پس با دستانت مهرباني زدودن اشكها را برايم به ضيافت بخوان
تا بگويم با اين لبهاي ترك خورده از عطش عشق
تو را تا آن هنگام كه جاني در بدن باشد
به خاطر خواهم داشت...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  بعدی
صفحه 7 از 9


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.08 ثانیه