Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - بيوگرافي بازیگران ایرانی
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » سینما، تئاتر، تلویزیون

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
بيوگرافي بازیگران ایرانی رفتن به صفحه قبلی  1, 2
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
محمدرضا1000
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 11 شهریور 1385
پست: 1245
محل سکونت: کرمان blank.gif


امتیاز: 1210
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 3 فروردین 1386 - 04:03    عنوان:  حميد لولايي را بهتر بشناسيد پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

از اول نوروز سريالي از شبكه سوم به نام «ترش و شيرين» پخش مي‌شود كه كارگردان آن كسي نيست جز رضا عطاران كه يد طولايي در ساخت مجموعه‌هاي طنز دارد، در اين مجموعه بازيگران صاحب نامي چون مجيد صالحي، حميد لولايي، رضا شفيعي‌جم، شهره سلطاني، آناهيتا همتي و... ايفاي نقش مي‌كنند. شنيده‌ها حاكي از آن است كه «حميد لولايي» باز هم ايفاگر يك نقش به يادماندني خواهد بود، مي‌خواهيم به نكاتي از زندگي كاري و شخصي لولايي اشاره كنيم.

• متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
• اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌هاي مريم و سارا دارد.
• از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد.
• با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفت. بهترين تفريح زمان كودكي‌اش سينما رفتن بود.
• عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
• دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
• كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
• «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
• در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
• با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
• در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد.
• در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
• مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
• «فراموشخانه» مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
• بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي‌كند.
• سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش‌سوزي شد.
• عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
• با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي او را در اين وادي كشف كرد.
• در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.

• مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
• با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
• در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است.
• نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
• صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد.
• خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
• بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
• عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
• عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي‌آورد.
• به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
• از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.



_________________
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 دی 1386 - 08:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


جشن تولد نیکی کریمی

نامش نيكي است، نام خانوادگي‌اش كريمي… كمتر بازيگري در بين زنان را مي‌شناسيد كه سال‌هاي متمادي، به مانند او سالي چند فيلم بازي كرده و هميشه در حيطه هنر

اين‌چنين بدرخشد، از كودكي علاقه وافري به هنر داشته تا جايي كه هرگاه «رمان» مي‌خواند، خود را به جاي شخصيت‌هاي داستان مي‌گذاشت، آن هم در نقش‌هاي اصلي…

شايد يكي از دلايلي كه اين چنين روان بازي مي‌كند، همان تمرينات تك نفره‌اش در دوران كودكي بود. «نيكي» سينماي ايران از كودكي دوست داشت، فقط بياموزد،



بياموزد و بياموزد… و به همين خاطر زماني كه در 19 سالگي به سال 1369، در فيلم «عروس» بهروز افخمي بازي كرد، برايش تا حدي عادي بود كه در اين سن و سال كم،

به او لقب اولين سوپراستار زن سينماي ايران پس از انقلاب را داده‌اند، چرا كه در دنياي كودكي‌اش و در كودك درون خود چنين روزي را پيش‌بيني مي‌‌كرد و دقيقا هم،

اوضاع به همين شكل رقم خورد، او سوپراستار زن سينماي ايران شد، خيلي‌ها پيش از او بودند و خيلي‌ها هم پس از او آمدند، اما «نيكي كريمي»، هميشه طي اين سال‌ها،

نامش بر سر زبان‌ها بود، سال‌ها آموختن و علاقه‌اش به هنر تنها در بازيگري خلاصه نشد، بلكه يك «مترجم» حرفه‌اي هم است، كتاب‌هايش در بازار كتاب ديده مي‌‌شود،

كه شاهكار او خاطرات مارلون براندو با نام «آوازهايي كه مادرم به من ياد داد» و «به نزديكي» مي‌باشد، اما اين تنها هنر او نيست، چند سالي است كه در مقام كارگردان و

نويسنده هم فعاليت مي‌كند و همچنين در سال‌هاي اخير يك پاي هميشه ثابت جشنواره‌هاي خارجي به عنوان داور است كه افتخاري براي سينماي ايران مي‌باشد. او يك

انسان بااراده است و سعي مي‌كند كارهايش را به نحو احسن انجام دهد. بانوي سينماي ايران گاهي اوقات هم نقاشي مي‌كشد و با بوم و رنگ روغن هم آشنااست، مي‌گويد:

فعاليت در بخش‌هاي مختلف هنري، باعث مي‌شود بتوانم هر روز ياد بگيرم و بتوانم مفيد واقع شوم. گفتگوي هنري اين شماره اختصاص دارد به بانوي سينماي ايران، نيكي

كريمي كه نزديك به 20 سال است از او به عنوان ستاره سينما ياد مي‌‌كنند.گفتگويي كه مصادف شد با ماه تولد او، آبان ماه و يك تولد پاييزي ديگر…

از سال گذشته با تلفن همراه نيكي كريمي تماس مي‌گرفتيم، تا قرار يك گفتگوي اختصاصي را با وي بگذاريم و همچنين تصاويري اختصاصي از او بگيريم، اما هر بار به زمان ديگري موكول شد، تا اين‌كه سرانجام «نيكي كريمي»، راضي شد مقابل دوربين خانواده‌سبز قرار بگيرد، مكان اين ملاقات محله بهار جنوبي تهران، روبه‌روي «خانه سينما» بود نيكي كريمي با رويي گشاده از ما استقبال كرد، با اين‌كه گرفتاري‌هاي زيادي داشت و به عنوان داور در جشن خانه سينما شركت داشت، اما از آنجا كه انساني بسيار مبادي آداب و به زمان و قول و قرار بسيار پايبند است، چند لحظه‌اي از سالن خانه‌سينما، خارج شد و در كوچه‌اي باريك، مقابل ديواري قديمي كه مختص بافت قديمي تهران است، روبه‌روي دوربين ايستاد. او انسان بسيار رك، راحت و البته جدي است، اگر كاري راكه دوست نداشته باشد، انجام نمي‌دهد و اگر هم تصميم به انجام كاري بگيرد آن را انجام مي‌دهد. هنرپيشه فيلم‌هاي عروس، پري، سارا، دوزن، نسل سوخته، ديوانه‌اي از قفس پريد و… خاطرات زيادي را در ذهن علاقه‌مندان به سينما نشانده است، او را مي‌شناسيد؟با او به گفتگو نشستيم…

كودكي و نوجواني



اصليت خانواده‌اش ، بر مي‌گردد به شهرستان تفرش در استان مركزي ، پدرومادرش مثل همه والدين ايراني به فرزندانشان عشق مي‌ورزد، نام پدر همايون و مادر توران است، ثمره ازدواج اين دو، سه فرزند مي‌‌باشد، دو دختر و يك پسر… در يك روز پاييزي برابر با نوزدهم آبان‌ماه سال 1350 (دهم نوامبر 1971) نيكي كريمي در تهران ديده به جهان گشود… مي گويد: فرزند بزرگ خانواده‌ام و پس از من، سه سال بعد خواهري در خانواده كريمي متولد شد كه نامش را نازنين گذاشتند، كه حالا براي خودش يك خانم وكيل است و پس از او پسري در خانواده‌مان به دنيا آمد كه نامش خشايار است، او در رشته روان‌شناسي تحصيل مي‌كند.
نيكي كريمي از دوران گذشته مي‌گويد: مدرسه‌هاي رازي در دبستان، جهان كودك در مقطع راهنمايي و همچنين دبيرستان هدف، مكان‌هاي تحصيلي من بود… پس از اخذ ديپلم تجربي، به آمريكا رفتم و يك سال در آنجا، طراحي لباس خواندم، اما عشق به ايران باعث بازگشت من شد، آن زمان تصميم من قطعي بود، مي‌خواستم بازيگر شوم…
كريمي از آن دوران ياد مي‌‌كند: «راستش را بخواهيد در دوران بچگي، زياد درسخوان نبودم. البته تجديد هم مي‌آوردم، يادم مي‌آيد يك‌بار در كلاس اول دبيرستان در درس عربي، نمره بدي آوردم، در رياضي هم تجديد آوردم، اما شيمي و زبان انگليسي‌ام، بسيار خوب بود، به خصوص زبان كه به هم‌كلاسي‌هايم،درس ياد مي‌‌دادم. اما هيچ‌گاه در كلاسي مردود نشدم. ولي هر سال يك تجديد را در دبيرستان مي‌آوردم. حال و حوصله كلاس‌هاي جغرافي و رياضي را اصلا نداشتم، بيشتر اوقات هم به بهانه بيماري سر اين كلاس‌ها حاضر نمي‌شدم، ياد آن روزها بخير.»
هر بچه‌اي در اين سنين آرزو دارد كه بزرگ شد، شغلي آبرومند براي خودش انتخاب كند، آقا پسرها معمولا مي‌گويند مي‌خواهيم، خلبان، مهندس، دكتر و دختر خانم‌ها هم مي‌‌گويند مي‌خواهيم پرستار، خانم دكتر، دندانپزشك و… شويم.
اما نيكي كريمي؛ «بيشتر به نويسندگي فكر مي‌كردم، كريمي مثل خيلي ديگر از بچه‌ها در اين كره خاكي، در دوران كودكي‌اش علاقه وافري به كارتون داشت «تن‌تن، سندباد و علي‌بابا، خانواده دكتر ارنست و… كارتون‌هاي مورد علاقه‌ام بود. ضمن اينكه از كودكي علاقه شديدي به ترجمه داشتم.»

تشويق‌هاي پدر
تمام فرزندان، زماني كه بزرگ مي‌شوند، مشوقي دارند و اين مشوق‌ها از اعضاي خانواده هستند و البته گاهي اوقات هم معلم‌ها، اما مشوق نيكي كريمي چه كسي بود؟ «مادر اوايل مخالف بازيگر شدن من بود، اما پدر از من حمايت مي‌كرد و سرانجام مادر هم موافقت خود را با بازيگري اعلام كرد.»
كريمي خاطرات ديگري را به ياد مي‌آورد «در دوران دبيرستان، يك تئاتر مدرسه‌اي داشتيم كه در خود مدرسه بارها آن را اجرا كرديم و مورد استقبال قرار گرفت، يادم مي‌‌آيد آن زمان تئاتري اجرا مي‌كرديم كه نامش «فروغ» بود، اين تئاتر آن چنان مورد استقبال قرار گرفت كه به دبيرستان‌هاي مختلف مي‌رفتيم و آن را به نمايش مي‌گذاشتيم.» اما چه شد كه او به بازيگري رو آورد؟
«علاقه به بازيگري از كودكي در وجود من بود، كتاب‌هاي زيادي مي‌خواندم كه بيشترشان رمان بود، خودم را جاي شخصيت اصلي داستان مي‌گذاشتم و از همان زمان بود كه علاقه به بازيگري در وجود من رشد كرد و من هم سعي كردم آن را پرورش دهم و اين‌گونه شد كه به بازيگري رو آوردم.»

ورزش


تصاویر کودکی نیکی کریمی

نيكي كريمي در دوران دبيرستان، تنها به بازيگري علاقه نداشت، او به ورزش هم مي‌پرداخت. «فوتبال را دوست دارم، طرفدار تيم خاصي نيستم، اما تيم ملي را خيلي دوست دارم و سعي مي‌كنم كه بازي‌هاي تيم ملي را ببينم، دوست دارم، ايران، هميشه برنده شود، در سطح باشگاهي بايد بگويم، سايپا را به خاطر علي دايي دوست دارم. او شخصيت جالبي دارد و فعل خواستن را به درستي صرف كرده است، دايي مربي بسيار باشعوري است و تجربيات زيادي از سال‌ها بازي در تيم ملي و آلمان به همراه دارد.»
نيكي كريمي به تنيس و شنا هم علاقه زيادي دارد و هنوز هم به اين دو ورزش مي‌پردازد.
«تنيس را به صورت اختصاصي بازي مي‌كنم و به پيشرفت‌هاي قابل توجهي هم رسيده‌ام، در رشته كرال سينه شنا هم در 15 سالگي در آموزشگاه‌هاي تهران اول شدم، هنوز آن كاپ قهرماني را دارم.» كريمي هم مثل هر ايراني ديگر، گل خداداد عزيزي به استراليا با پاس علي دايي را هيچ‌گاه از ياد نمي‌برد.

درست آموختن
نيكي كريمي در فيلم‌هاي زيادي ايفاي نقش كرده است، اولين فيلم او بازي در «وسوسه» بود و سپس «عروس»، همان فيلمي كه او و ابوالفضل پورعرب را به اوج شهرت در سينماي پس از انقلاب رساند. او در بين فيلم‌هايش بازي در سارا را خيلي دوست دارد، مي‌گويد: «فكر كنم بهترين فيلم داريوش مهرجويي هم بود، البته بايد به پري هم اشاره كنم.»
كريمي بازيگري را با دل و جان دوست دارد. «به نظر من هر بازيگري بايد از خود شناخت داشته باشد، چرا كه هر بازيگري مي‌تواند نقشي را به خودش نزديك و سپس به همان اندازه آن را از خود دور كند كه اين امر بسيار پيچيده است. بازيگر مي‌تواند، يك موجود جديد را پرورش دهد و آن را به وجود بياورد. اين قانون بازيگري است و اگر كسي چنين حسي نداشته باشد، نمي‌تواند به موفقيتي برسد.»
نيكي كريمي مي‌گويد: «من بازيگري را با علاقه‌اي كه به ادبيات و هنر سينما دارم، به طور آگاهانه انتخاب كردم، فكر نمي‌كنم، من چيزي را طي مدت بازيگري‌ام از دست داده باشم، در هر فيلمي كه بازي و يا كارگرداني مي‌كنم، به دنبال آموختن هستم، هر نقشي براي من تجربه جديدي دارد، هر نقشي براي من لذت جديدي دارد.انسان‌هايي به موفقيت مي‌رسند كه سعي مي‌كنند درست بياموزند و از توانايي‌هاي خود نهايت استفاده را ببرند.»
اما نيكي سينماي ايران، اعتقادهاي جالب ديگري هم در زمينه بازيگري دارد «من در انتخاب نقش‌هايم هميشه از خود وسواس به خرج مي‌دهم، اما چند فيلمي هستند كه انتخاب براي بازي در آنها اشتباه بود، اعتراف مي‌كنم به خاطر پول در آنها بازي كردم. گرچه بايد بگويم طي سال‌ها بازيگري،براي من نقش و كارگردان مهم‌تر از پول بوده است.»

اعتماد به زنان ايراني
بايد به زنان ايراني اعتماد كرد، آنها بايد خودشان باشند و براي خود تصميم بگيرند. آنها بايد خودشان را نشان دهند تا ديگران به آنها اعتماد كنند، پدر و مادر من هميشه به من اجازه دادند كه خودم براي كارهايم تصميم بگيرم، مي‌دانيد چرا؟ به اين خاطر كه اگر آنها به من اعتماد نداشتند، مرا آزاد نمي‌گذاشتند تا براي آينده‌ام تصميم بگيرم. از زماني كه وارد جامعه شدم، هيچ وقت تفكرم اين نبود كه والدينم بايد هواي مرا داشته باشند، اعتقاد من اين بود كه بايد روي پاي خودم بايستم… هميشه به دنبال جستجو بودم، دلم مي‌خواست، خودم پول در بياورم و هنر بهترين راه بود. يادم مي‌آيد، زماني كه در عروس بازي كردم، براي يك سال به آمريكا رفتم، آنجا تصميم گرفتم كه بازيگري را كنار بگذارم و به رشته تحصيلي‌ام طراحي لباس بيشتر فكر كنم. پس از عروس، پيشنهادهاي زيادي به من شد، پيشنهادهاي سينمايي كه در زمان خودش از لحاظ مادي عالي بود، اما من نپذيرفتم، مي‌دانيد چرا؟ چون ابتدا برايم يادگيري مهم بود، نه پول در آوردن و اين رويه را ادامه دادم.
همان زمان اعتقاد داشتم تصميمي بگيرم كه بعدها پشيمان نشوم و به آن افتخار كنم. دلم نمي‌خواست تنها يك بازيگر باشم و از آن‌جا ‌كه دورنماي نگاهم فراتر از يك بازيگر بود، بايد هزينه آن را مي‌پرداختم، بايد مي‌خواندم، بايد فيلم مي‌ديدم و روي خودم بيشتر كار مي‌كردم، از اين بابت كه بيشتر ياد بگيرم و اين يادگيري‌ها را در زندگي هنري به كار برم.

ستاره ماندگار
خيلي از اصحاب سينما چنين باوري دارند، «نيكي كريمي جزو معدود بازيگراني است كه توانسته بيش از يك دهه، يك ستاره ماندگار در سينماي ايران بماند و در اين عرصه در زمينه‌هاي مختلف هنري فعاليت مستمر داشته باشد» اما نيكي كريمي چه اعتقادي دارد؟ «به نظر من هيچ آدمي نبايد تنها روي يك كار متمركز بماند، هر آدمي بايد شخصيت دروني خودش را كشف كند، به نظر من، انسان‌ها، رنگ‌هاي مختلفي دارند كه بايد روي هر كدام از اين رنگ‌ها كار كنند.»

فيلمسازي
او در سال‌هاي اخير سه فيلم ساخت، «داشتن يا نداشتن»، كه يك فيلم كوتاه بود و دو فيلم بلند به نام‌هاي «يك شب» و «چند روز بعد»… تمامي فيلم‌هاي اين فيلمساز جوان، حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد، او در آينده مي‌خواهد فيلمسازي را به شكل جدي‌تري ادامه دهد.«بايد از جايي آغاز مي‌شد، زماني كه بازيگري را آغاز كردم، چيزي نمي‌دانستم، اما رفته رفته شروع به ياد گرفتن كردم، در زمينه کارگرداني هم، اوضاع به همين شكل است، بايد رفته‌رفته ياد بگيري، تمام سعي‌ام را كرده‌ام كه توانم را به طور تمام و كمال ارائه دهم. تا جايي كه در توان دارم، تلاش كنم، براي هر چه بهتر شدن… من در فيلم‌هايي كه ساختم روي فيلمنامه‌ها، خيلي كار كردم، براي مثال در فيلم «داشتن يا نداشتن» كه موضوع آن ارتباط داشت با زوجي كه بچه‌دار نمي‌شدند، به خاطر نوشتن فيلمنامه، خيلي مصاحبه و تحقيق كردم، به خصوص با آنهايي كه به خاطر بچه‌دار نشدن از يكديگر جدا شدند، تحقيق كردم و در پايان به نظرم فيلم خوبي از آب در آمد، در داستان «يك شب» هم سعي كردم واقعيت‌ها را مقابل دوربين ببرم. در داستان «يك شب»، موضوع عشق در بيشتر فيلم ديده مي‌‌شود، نقش دكتر در اين فيلم به خود من بسيار نزديك بود، به خصوص از لحاظ كلامي…» بحث به عشق كشيده شد، عشق از نظر نيكي كريمي چيست؟ «يعني انسان‌ها از عشق‌هاي زميني جدا شوند و به عشق واقعي كه خداوند است، نزديك‌تر شوند، ما بايد ابتدا عاشق خودمان باشيم، عاشق استعدادهايمان، ما بايد وجود خداوند را در خودمان پيدا كنيم و عشق واقعي يعني همين…»
نيكي كريمي از زندگي‌اش راضي است؟ «خدا را شكر، به هر چه مي‌خواستم رسيدم، او تلاش‌هاي مرا بي‌جواب نگذاشت و از خدا سپاسگزارم.»

جشنواره‌هاي خارجي



نيكي كريمي از معدود بازيگران زني است كه به عنوان داور در جشنواره‌هاي خارجي شركت مي‌كند و همچنين فيلم‌هايش را هم در جشنواره‌هاي خارجي به نمايش گذاشته است. ضمن اين‌كه جوايزي به عنوان بهترين بازيگر زن از جشنواره‌هاي سن‌سباستين، سه قاره نانت، قاهره مصر و «تائورمينا»ي ايتاليا را از آن خود كرد و اين جوايز برايش افتخار است، گرچه در جشنواره‌هاي فجر، او تنها توانست يك‌بار سيمرغ بلورين را از آن خود كند. او شش بار كانديداي دريافت سيمرغ بلورين در جشنواره‌هاي فجر شد، مي‌گويد: «از اين موضوع ناراحت نيستم، معمولا در مراسم پاياني شركت نمي‌كردم، چون مي‌دانستم جايزه به من نمي‌رسد، به اين خاطر كه در آن سال‌ها، بازي من با سليقه‌هاي داوري متفاوت بود. جايزه نگرفتنم موضوع خاصي نبود و برنده نشدنم را جدي نمي‌گيرم و به آن فكر نمي‌كنم. به روزهاي آينده فكر مي‌كنم، به كارگرداني كه بايد روز به روز بهتر شود، به كتاب جديدم فكر مي‌كنم كه ترجمه اشعار ژاپني است، به نوشته‌هايم براي ساخت فيلم‌هاي جديد فكر مي‌كنم، به پيشنهادهاي جديد در عرصه بازيگري فكر مي‌كنم. اينها مشغوليات ذهني من است. بايد سعي كنم روز به روز بهتر شوم، هرچقدر هم كه بياموزي باز هم كم است، هر چقدر كه بداني ، باز هم انگار كه نمي‌داني، هر كه فكر كند مي‌داند در واقع نمي‌داند… بايد سعي و تلاش كرد و آموزش ديد.»

به نظر من سينما آموختني‌هاي فراواني دارد، شخصا به يادگيري در عرصه‌هاي مختلف علاقه‌مند هستم و هميشه عطش يادگيري دارم.
تلفن همراهش را هميشه پاسخ مي‌دهد، برخلاف خيلي از بازيگران كه يا روي پيامگير است و يا خاموش مي‌كنند.
به وقت و زمان اهميت زيادي مي‌دهد، اصولا فرد با برنامه‌اي در زندگي است. از بدقولي هميشه فاصله مي‌گيرد.
مطالب پس از صفحه‌بندي به‌منزل نيكي كريمي فرستاده شده، تا او به مطالعه آن بپردازد و نظرات خود را اعمال كند.
فيلم جديد نيكي كريمي به نام «چند روز بعد» روانه بخش مسابقه آسيايي جشنواره توكيو شد. اين جشنواره از 28 مهر تا 6 آبان به طول مي‌انجامد. گرچه آخرين فيلم او در جشنواره‌هاي موزه هنرهاي زيباي آتلانتا، جشنواره هنگ‌كنگ و شيكاگو به نمايش در آمد. چند روز بعد براساس طرحي از خود نيكي كريمي و به قلم شادمهر راستين است. اين فيلم داستان زني به نام شهرزاد با بازي خودش را به تصوير مي‌كشد كه بايد يك تصميم مهم در زندگي‌اش بگيرد. در چنين زماني او مي‌خواهد زندگي در تهران را تجربه كند… از ديگر بازيگران اين فيلم بايد به نيلوفر خوش‌خلق همسر امين حيايي در نقش غزاله، احسان اماني در نقش تابش، بهزاد دوراني در نقش حجتي، عليرضا انوش‌فر در نقش رضا و حسام نوراني در نقش محمود اشاره داشت.
آخرين فيلمي كه نيكي كريمي مقابل دوربين آن رفته، نامش سپيده‌دم مي‌باشد كه به احتمال زياد نام آن تغيير خواهد كرد. كارگرداني اين فيلم برعهده شهرام شاه‌حسيني است.
نيكي كريمي دو فيلم در نوبت اكران دارد؛ جعبه موسيقي و سه زن.
معيارهايم براي انتخاب نقش، تاثيرگذاري آن بر روي بيننده است، نقشي كه براي تماشاچي باوركردني باشد. ضمن اين‌كه خودم به آن نقش اعتقاد داشته باشيم.
بازي در فيلم عروس را خيلي دوست داشتم. دوست دارم دوباره آن نقش را بازي كنم.

مي‌گويند در بچگي، بسيار گوشه‌گير بود، حتي اگر مهماني خانوادگي هم مي‌رفت، خودش را با كتاب‌هايش سرگرم مي‌كرد.
اعتقاد دارد كه هنرمندان بايد از زندگي شخصي‌شان مراقبت كنند و هر انساني كه مشهور مي‌شود بايد حواسش جمع باشد و به اين رفتار نبايد گفت: غرور… غرور با بي‌ادبي تفاوت دارد. او به همه انسان‌ها احترام مي‌گذارد و محال است كه به كسي بي‌احترامي كند.
براي انتقاد، ارزش قائل است، به اين شرط كه چه كسي از او انتقاد ‌كند. اما اگر انساني سواد انتقاد نداشته باشد، به آن توجه نمي‌كند.
در دنياي هنر، از بازي آل‌پاچينو و مريل استريب خوشش مي‌آيد و در دنياي كارگرداني، به كارهاي استيون اسپيلبرگ و مارتين اسكورسيزي علاقه وافري دارد.
از ناعدالتي‌ها، دلش مي‌گيرد و از انسان‌هايي هم كه حق افراد را مي‌‌خورند، خوشش نمي‌آيد.
اعتقادش اين است: همه هنرها، وابسته به هم هستند، هنرمند بايد به همه علاقه‌هايش در زمينه‌هاي مختلف بپردازد و پيش برود.
كسي كه كار هنري مي‌كند، هيچ‌گاه زندگي عادي ندارد.مي‌گويد: به همين خاطر هيچ چيزي كهنه و تكراري نمي‌شود، زماني كه در پشت دوربين و جلوي آن هستيم، در حال ياد گرفتن هستيم و هيچ‌گاه دچار كسالت و بيهودگي نمي‌‌شويم.
كريمي هميشه سعي مي‌كند مسئوليت‌هايش را به درستي انجام دهد، انسان باوفا و با اراده‌اي است، گرچه خيلي‌ها مي‌گويند او بسيار زود عصباني مي‌شود، اما نمي‌شود از مهرباني او به سادگي گذشت. بايد اشاره داشت كه نيكي كريمي يك انسان كاملا جدي است.

بــازي‌هــاي او

وسوسه (جمشيدحيدري، 1368) عروس (بهروز افخمي،1369)، رد پاي گرگ (مسعود كيميايي، 71-1370)، سارا (داريوش مهرجويي، 1371)، پري (داريوش مهرجويي، 1373)، بوي پيراهن يوسف (ابراهيم حاتمي‌كيا، 1374)، سايه به سايه (علي ژكان، 1374)، برج مينو (ابراهيم حاتمي‌كيا، 1374)، رواني (داريوش فرهنگ، 1376)، جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376)، بازيگر (محمدعلي سجادي، 1377)، دو زن (تهمينه ميلاني، 1377)، سيب سرخ حوا (سعيد اسدي‌، 78-1377)، دختران انتظار (رحمان رضايي،1378)، نسل سوخته (رسول ملاقلي‌پور، 1378)، هزاران زن مثل من (رضا كريمي،1379)، نيمه پنهان (تهمينه ميلاني، 1379)،ديوانه‌اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 81-1380)، بر باد رفته (صدرا عبداللهي، 1381)، واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381)، باج خور (فرزاد موتمن،1382)، نوك برج (كيومرث پوراحمد، 1384)، پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان، 1384)، ستاره‌ها ( فريدون جيراني، 1384)، شام عروسي (ابراهيم وحيد‌زاده، 1385)

برگرفته از : مجله خانواده سبز

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 23 اسفند 1386 - 08:54    عنوان:  باران کوثری پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بیوگرافی باران کوثری:





متولد 1364
دختر رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری

با بازی در فیلمهای مادرش به سینما‌ آمد. و سرانجام در فیلم « زیر پوست شهر » بود که خوش درخشید.
باران کوثری سال 1381 را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: « رقص در غبار ». بازی او در « خوابگاه دختران » فراتر از حد تصور است.
باران کوثری سرانجام یکی از درخشان ترین بازیهایش ارائه کرد و موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بیست و پنجم را بی چون و چرا از آن خود کند: « خون بازی ».



در 21 سالگي، سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيه‌كننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقه‌مندان به سينما مي‌‌شناسند، (رخشان بني‌اعتماد...)
باران مي‌‌گويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...


يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلم‌هاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.


همچنين در سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد... در ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعه‌اي به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خون‌بازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران مي‌‌گويد: هميشه يك قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر مي‌‌كنند با وجود پدر و مادرم من بايد خيلي زود مي‌‌درخشيدم و توي هم نسل‌هايم، تنها كسي بودم كه پله‌پله بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفته‌ها توجه نمي‌‌كنم، اما من هيچ‌گاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، مي‌‌خواستم حرفه‌اي باشم و حرفه‌اي بودن به نظر من يعني اين‌كه عضو يك مجموعه باشي. باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد:
نمي‌‌خواهم شعار بدهم اما به‌واقع دلم نمي‌‌خواهد، چون سينما براي من هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش مي‌‌گويد: باران دختري مسئوليت‌پذير است، شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي دارد. باران كوثري مي‌‌گويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربرداري‌اش است و دست و پايش بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را مي‌‌خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت مي‌‌كرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، مي‌‌ماند، اگر پتانسيل داشته باشد، بيننده را جذب مي‌‌كند و... ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.
باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب مي‌‌گويد (دوستي خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش نمي‌‌كند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا به سر مي‌‌برد، او مي‌‌گويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در مورد فيلم (خون‌بازي) به كارگرداني مادرش مي‌‌گويد: در اين فيلم به معناي واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان متخصص... حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمي‌‌توانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.
همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدم‌ها چقدر راحت اين اتفاق برايشان مي‌‌افتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم را تبديل به يك حيوان مي‌‌كند.
جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نيست خاطره‌اي از دوران كودكي باران كوثري از زبان پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سال‌هاي دور استقلال مي‌‌گويد: باران از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم مي‌‌آيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام مي‌‌گرفت؛ از طرفي باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگ‌هاي زيادي را مي‌‌گفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اين‌رو همه عوامل فكر مي‌‌كردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است. آتيلا پسياني كه آن زمان دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يك‌بار ديالوگ‌ها را براي باران مي‌‌خواند، به بار دوم نمي‌‌كشيد كه دخترم، ديالوگ‌ها را به خوبي حفظ مي‌‌كرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطره‌اي جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است...جهانگير كوثري در ادامه مي‌‌گويد: باران در ايران نيست، اما دلش اين‌جاست؛ از طرف باران، سال جديد شمسي را به همه ايرانيان تبريك مي‌‌گويم و اميدوارم به آرزوهايشان در سال جديد برسند

جشنواره ها و جوایز:

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم های « خون بازی » و « روز سوم » - 1385
- دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن از بخش مسابقه بین الملل بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « خون بازی » - 1385
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « زیر پوست شهر » - 1379
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « باران و بومی » - 1379

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2
صفحه 2 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.12 ثانیه