Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - شعرهای متفرقه
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
شعرهای متفرقه رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 30 شهریور 1386 - 09:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم ... از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

فرقي نداره بي تو بهار من با پاييز ... نمي بيني که شعرام همه شدن غم انگيز

غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نيست ... اينجا ولي آسمون اشک ريختنم بلد نيست

غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت ... فداي برق ناز اون چشاي قشنگت

غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري ... من که اينو مي دونم که تو چقدر صبوري

غصه نخور مسافر بازم ميياي به زودي ... مارو بگو چه کرديم از وقتي تو نبودي

غصه نخور مسافر غصه اثر نداره ... از دل تو مي دونم هيچکس خبر نداره

غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند ... ارديبهشت که ميشه تو برمي گردي لبخند

غصه نخور مسافر هميشه اينجوري نيست ... هميشه که عزيزم راهت به اين دوري نيست

غصه نخور مسافر تولد دوباره ... غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره

غصه نخور مسافر مگه تو کنار دريا نيستي ... من چشم برات مي مونم ببين تو تنها نيستي

غصه نخور مسافر غصه کار گناه نيست ... سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيست

غصه نخور مسافر تو خود آسموني ... در آرزوي روزي که بيايو بموني

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 30 شهریور 1386 - 09:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در كوله بار خاطره چيزي از اين تنها ببر در كوچه هاي واپسين يادي از ان جانا ببر

شايد مرا از خاطره در قاب قسمت بنگري اما نگو ياران چه شد انجا فقط وفا ببر

درغربت تنهايي ام ديگر مجال وصل نيست اي شمع رخسار دلم امشب بيا يار را ببر

شعرم ز جان سر مي رسد تا بنگرد رخسار تو موسيقي ام رنگ شب است بهر خدا نوا ببر

در شهر بي پرواي من بانگي به حال من بزن تا بشنوي امواج من موسيقي ام تنها ببر

در لحظه هاي واپسين چيزي از ان رازت بگو شايد شبيه خاطره است اما همين حالا ببر

اين نم نم باران كجاست تا بشنوم اهنگ تو اي يار من بي من نرو من را فقط انجا ببر

در اين سكوت فاصله تا انتها چيزي بگو اغاز بي پايان من در اين سفر مرا ببر

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 30 شهریور 1386 - 09:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

الا ، اي رهگذر ! منگر ! چنين بيگانه بر گورم

چه مي خواهي ؟ چه مي جويي ، در اين کاشانه ي عورم ؟
چه سان گويم ؟ چه سان گريم؟ حديث قلب رنجورم ؟

از اين خوابيدن در زير سنگ و خاک و خون خوردن
نمي داني ! چه مي داني ، که آخر چيست منظورم

تن من لاشه ي فقر است و من زنداني زورم
کجا مي خواستم مردن !؟ حقيقت کرد مجبورم

چه شبها تا سحر عريان ، بسوز فقر لرزيدم
چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصيدم

از اين دوران آفت زا ، چه آفتها که من ديدم
سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان

هر آن باري که من از شاخسار زندگي چيدم
فتادم در شب ظلمت ، به قعر خک ، پوسيدم

ز بسکه با لب مخنت ،‌زمين فقر بوسيدم
کنون کز خک فم پر گشته اين صد پاره دامانم

چه مي پرسي که چون مردم ؟ چه سان پاشيده شد جانم ؟
چرا بيهوده اين افسانه هاي کهنه بر خوانم ؟

ببين پايان کارم را و بستان دادم از دهرم
که خون ديده ، آبم کرد و خک مرده ها ، نانم

همان دهري که بايستي بسندان کوفت دندانم
به جرم اينکه انسان بودم و مي گفتم : انسانم

ستم خونم بنوشيد و بکوبيدم به بد مستي
وجودم حرف بيجايي شد اندر مکتب هستي

شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستي
کنون ... اي رهگذر ! در قلب اين سرماي سر گردان

به جاي گريه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستي
که تنها قسمتش زنجير بود ، از عالم هستي

نه غمخواري ، نه دلداري ، نه کس بودم در اين دنيا
در عمق سينه ي زحمت ، نفس بودم در اين دنيا

همه بازيچه ي پول و هوس بودم در اين دنيا
پر و پا بسته مرغي در قفس بودم در اين دنيا
به شب هاي سکوت کاروان تيره بختيها

سرا پا نغمه ي عصيان ، جرس بودم در اين دنيا
به فرمان حقيقت رفتم اندر قبر ، با شادي

که تا بيرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادي

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 18 آذر 1386 - 19:53    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

من از روز ازل ديوانه بودم
ديوانه‌ی روي تو
سرگشته‌ی‌ كوي تو

سرخوش از باده‌ی مستانه بودم
در عشق و مستی افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موي تو، تار و پود من

بی‌باده مدهوشم
ساغر نوشم
زچشمه‌ی نوش تو

مستي دهد مارا، گل رخسارا!
بهار آغوش تو

چو به مانگری
غم دل ببری

كز باده نوشين‌تری
سوزم همچو گل
از سوداي دل

دل، رسواي تو
من رسواي دل

گرچه به خاك وخون كشيدی مرا
روزي كه ديدی مرا

بازآ

درشام غم صبح اميدي مرا
صبح اميدي مرا
(رهی معيری)

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 8 بهمن 1386 - 11:09    عنوان:  قلب براي زيستن پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

لحظه دیدار نزدیک است .

باز من دیوانه ام، مستم .

باز می لرزد، دلم، دستم .

باز گویی در جهان دیگری هستم .

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !

های ! نپریشی صفای زلفم را، دست!

آبرویم را نریزی، دل !

- ای نخورده مست -

لحظه دیدار نزدیک است


( اخوان ثالث )

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 12 بهمن 1386 - 01:13    عنوان:  سلطان قلبها : عارف پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

يه دل مي گه برم ، برم
يه دل مي گه نرم نرم
طاقت نداره دلم
بي تو چه كنم ؟
پيش عشقي زيبا زيبا
خيلي كوچيكه دنيا دنيا
با ياد توام هر جا هر جا
تركت نكنم
سلطان قلبم تو هستي تو هستي
دروازه هاي دلم را شكستي
پيمان ياري به قلبم تو بستي
با من پيوستي
اكنون اگر از تو دورم به هر جا
بر يار ديگر نبندم دلم را
سرشارم ار آرزو و تمنا
اي يار زيبا .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 01:20    عنوان:  وطنم ايران است پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

وطنم ايران است




رهبرم گفت : بيا ، من رفتم

جان به كف ، سوخته پر ، دل بر حق

از شب ظلم به عدل سحر پاك و دلارا رفتم

رهبرم گفت : بده دست به نياكان خدا

دست شستم ز همه

از سر اخلاص ، صفا آوردم

دلي آكنده ي ايمان و وفا آوردم

رهبرم گفت :

موحد تو بخوان نام خدا

بهر ناميدن الله ... وجودم فرياد

بند بند دلم از بند اسارت آزاد

من سرا پا همه ايثار ، همه عشق ، همه جان بودم

در ره وحدت خلقم همه ايمان بودم

رهبرم گفت :

بكش يا كه بمير

من چنان سوخته كز روز ازل كشته ي عشق

پره هاي گل باور

كفن مرده ي عشق
.
.
.

تو بگو ... باز بخوانم كه هنوز

نيمه جاني به لب قطره ي دل لرزان است

به خداوند ، به عصمت ، به شهادت ، به وطن

تار پر زخمه ي دل در طپش ايمان است

چكنم ؟

...وطنم ايران است !

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 13 اسفند 1386 - 02:37    عنوان:  سرنوشت پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است

میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست

هزار عرصه برای پریدنم تنگ است

اسیر خاکم و پرواز سر نوشتم بود

فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است

چگونه سر کند اینجا ترانه ی خود را

دلی که با تپش عشق او هماهنگ است؟

هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید

چگونه راه بجوید که روبرو سنگ است

مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن

در این هزاره فقط عشق، پاک و بی رنگ است

سلمان هراتی

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 19 اسفند 1386 - 18:30    عنوان:  چقدر ساده ام پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من و دل هر دو صاف و ساده هستيم

برون از حدّ خود افتاده هستيم

دلا داني زيان سادگي چيست

هميشه خسته‌ي اين جاده هستيم


دلا از سادگي هايت چه ديدي

كه اين سان ساده بودن را گزيدي

همينت بس كه عمري خويش از خويش

سرِ اين ساده بودن ها بريدي

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 21 اسفند 1386 - 03:43    عنوان:  ستاره ها پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



تو آسمون پر غبار ستاره رو نمیشه دید
اما شبا توی کویر میشه ستاره هارو چید

گل میکنن ستاره ها شبا رو فرش آسمون
بیا با هم سر بزنیم به کوچه باغ کهکشون

قصه اینه توی مشرق ساده است ستاره بینی
ما مسافر کویریم کی میاد ستاره چینی

گل پایین ستاره بالا، اینجا فرشه اونجا عرشه
اینجا زیبایی میرقصه ، اونجا خوبی میدرخشه

قدیما بعضی میگفتن تو ستاره ات نمیمیره
بیخاله هر چی ظلمت، شب ما شب کویره

یه وقتایی ستاره ها از راز آسمون میگن
تو جاده های زندگی راه بهت نشون میدن

خدا کنه چلچله ها از راه بیان هزار هزار
بهشت بشه بهشت بشه، بهشت بشه باغ و بهار

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی
صفحه 5 از 6


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.15 ثانیه