Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - شعرهای متفرقه
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
شعرهای متفرقه رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 1 فروردین 1387 - 04:16    عنوان:  توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

میخانه ها را وا کنید ای باده خواران

پیمانه را احیا کنید ای ميگساران

باده درساغرکنید توبه ی دیگر کنید

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید‌ ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

یادی از آیین مستانی کنید

تا سحر پیمانه گردانی کنید

تا سحر معشوقه بازی های عرفانی کنید

مست پنهانی کنید ای بیقراران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

عاشقان غوغا کنید بر دل شیدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن

پس چرا اندیشه فردا کنید

پیمانه را احیا کنید ای بیقراران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 9 فروردین 1387 - 19:27    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


بــاز مـــي آيــــد بــــهـــار دلـنشين / بــاز بــلـبــل مــي شــود با گل قرين
بــاز صـــحــرا پـر شقايق مي شود / بــاز روشــن قــلب عـاشق مي شود
فــصــل ســـرد از هــيــبت باد بـهار / مــي کــنـــد از پــيـش روي او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سين آراسته / بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پيراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پير / ســبزه و آئــيــنـه و مــاهـي و سـير
سـيـب و سـنـبـل در کـنـار يــاسـمـن / عطربــيــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل / عـــيـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـويل و سال کهنه رفـت / هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
يــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن / يـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
يـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما / از بـــديـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ايـــن دل «جـــاويــد» را پـاک از ريـا / کُــن خــــدا ،اي قـــادر بـــي مــنـتــها

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
محمدرضا1000
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 11 شهریور 1385
پست: 1245
محل سکونت: کرمان blank.gif


امتیاز: 1210
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 10 فروردین 1387 - 19:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دیگه رو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو موندن
میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم
داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن
باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه
قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت
باز یه گوشه ای میمونم...

_________________
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 22 فروردین 1387 - 00:09    عنوان:  زور خدا از همه بيشتر است ... پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

زور خدا از همه بيشتر است ...

دنگ دنگ
آی بيا پهلوان، وارد ميدان بشو
نوبتت آخر رسيد.
معرکه کشتی تو با خداست
اين طرف گود منم يک تنها

آن طرف گود خدا با همه
زور خدا از همه کس بيشتر
زور من از مورچه هم کمتر است
آخرش او می برد
او که خودش داور است
بازوی من را گرفت برد هوا، زد زمين
خرد شدم اين چنين
آخر بازی ولی،
گفت: بيا
جايزه بازی و بازندگی يک دل محکم تر است
يک زره آهنی پاشو تنت کن ولی ،
باز نبينم که زود
زير غمم بشکنی !!!

(عرفان نظرآهاری)

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 22 فروردین 1387 - 00:27    عنوان:  به نام زیباترینم پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام زیباترینم


قلب من پذیرای همه ی صورتهاست
قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی
و صومعه ای است برای راهبان ترسا
و معبدی است برای بت پرستان
و کعبه ای است برای حاجیان
قلب من الواح مقدس تورات است
و کتاب آسمانی قرآن
دین من عشق است
و ناقه ی عشق مرا به هر سوی که خدا
خواهد سوق می دهد
و این است ایمان و مذهب من


دکتر الهی قمشه ای

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 1 شهریور 1387 - 15:34    عنوان:  خوشا آنكس ... پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دريغا عمر چون باد بهارى

وزد در صبحدم بر سبزه زارى

دريغا زندگى خواب و خيالست

بدنيا عمر جاويدان محالست

همانا زندگى چون موج درياست

كه دورانش پر از آشوب و غوغاست

چو بر ساحل رسد مفقود گردد

همه غوغاى آن نابود گردد

جوانى بگذرد چون باد صرصر

بدنبالش رود هر چيز ديگر

بهار عمر را باشد خزانى

نبيند اين خزان ديگر جوانى

خوشا آنكس كه دائم شاد باشد

زغمهاى جهان آزاد باشد

نهد مرهم بزخم دردمندى

كند خوشنود قلب مستمندى

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1387 - 16:00    عنوان:  ساعت پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شعری زیبا از : کیوان شاه بداغی

ساعت

ساعت، بمان نرو ديگر زمان زيادي نمانده است

بايد کمي ستاره ببينيم در آسمان

بايد نهال خنده بکارم به روي لب

تا انتهاي خط راهي نمانده است

تيک تاک عمر من آه...

اي دقيقه هاي عجول و فراري ام رخصت نمي دهيد ؟

بر من چه کارهاي زيادي که مانده است

زين خيل آرزوي فراوان دور دست

ناگه چه دير شد زين فرصتي که نمي آيدم به دست

آخر کجا شدند ايوان و چاي و حوض

و آن کودکي که پر از خاطرات سبز از دست رفته اند

ساعت ، تو را به جان عقربه هايت ، بمان ، نرو ...

بايد کمي بنفشه بکارم کنار حوض با چتر هاي بسته ،

بجويم سرشک اشک آيينه ،

خنده هاي من از ياد برده است

بايد دوباره بيابم نشان عشق

گويي که سالهاست من با کسي ،

که نه گويي که با خودم من قهر بوده ام

ديگر يواشکي به دلم پر نمي کشد قاشق زني ،

به پشت پنجره قاشق نمي زند

بادبادکي به آسمان سپيدم نمي رود

ديگر دلم ، زروي آتش گرمي نمي پرد

اينک من و دقايقي پر از شايد و اگر

در انتظار چه ؟

خود نيز مانده ام

بي پرده با تو بگويم عزيز

دل يک شب چه کودکانه

به خواب سپيد و پاک ناگه چنين بزرگ ،

من از خواب جسته ام

در اين زمانه آدم بزرگ ها

من سخت گشته ام گويي کسي ،

شبانه ، کودکي ام را ربوده است

از آن همه اميد و خنده و احساس پاک و ناب

از لذت نشستن در حوض لحظه ها چيزي نمانده است

بايد شروع کنم حتي اگر به آخر خط هم رسيده ام

يک نقطه مي نهم اينک منم برپا و استوار

در آغاز خط نو خوش خط تر از گذشته

آري منم ،

که دفتر عمرم نوشته ام بد خط ، سياه ،

خط خورده کسي را گناه نيست

آه اي خداي من !

از دفتر حیاتی چند برگ عمر من

چند صفحه مانده است ؟!

دیگر گلایه بس

باید دوباره عاشقانه نفس را فرو برم

باید که بی بهانه بخوانم ترانه ای

تا هست دفتری تا مانده برگ نو

باید تمام ورق های رفته را

خط خورده یا سیاه دیگر ز یاد برد

دیگر مداد رنگی سیاهی نمی خرم

یک جعبه آبرنگ و آنگه مداد رنگی

و نقاشی حیات آبی

آسمان سرخی به گونه ها

زردی به آتش و سبزی به زندگی

اینک منم قلم به دست

خطاط لحظه ها

نقاش عمر خود

ساعت نماند و رفت

در این دو روز عمر

پیروز آن کسی

که در دفتر حیات تکلیف

هرچه بود این مشق زندگی

زیبا نوشت و رفت… .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 24 شهریور 1387 - 10:28    عنوان:  شايد آن روز سهراب...! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شعری نگفته ام که بنویسم تا بگویی , وای چه زیباست...

تنها چند خط گریسته ام میان دفتری که سالهاست

لذت خودکاری را به خویش ندیده است:

من نمی دانم چرا سهراب گفت:

"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"

من همه چیز را همانگونه که هست می بینم

آیا آن کودکی را که دراز کردست دست

و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمردست

و یا آن کس که از تنهایی

به نوشتن ترانه دل بست

جور دیگر دیدنش انصاف هست؟

وقتی می بینی که زنی با فریاد

بهر فرزندانش تن به هر کاری داد

...وقتی می بینی که غروب خورشید

همه جا را گرفته چون باد...

وقتی می بینی که همه غمگینند با نقاب گشتند شاد

..وقتی می بینی که سکوت در ظلمت با هزار آه و صد ها فریاد

ناله ها را سر داد

...باز هم می گويی جور دیگر باید دید؟

وقتی خط به خط متن های همه نیست جز آه

... وقتی مردن همه در شهر سیاه

... وقتی که بر لب هر پیر و جوان هست زندگیم گشت تباه

... باز هم می گویی جور دیگر باید دید؟

با هزار خنده تلخ می گویم که به این حرف تو باید خندید

... شا ید آن روز که سهراب می گفت:

"تا شقایق هست زندگی باید کرد"

خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت

... شاید آن روز سهراب به قد قامت موج ایمان داشت

شاید آن روز سهراب...!

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6
صفحه 6 از 6


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه