Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - اتاق اعتراف (وجدان شویی سایت سجاد)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » گپ و گفتگوی آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
اتاق اعتراف (وجدان شویی سایت سجاد) رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 12 اردیبهشت 1386 - 15:40    عنوان: icon_warning اتاق اعتراف (وجدان شویی سایت سجاد) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام
دیدید تو اون کلیساها یک اتاقی میشه پدر روحانی می شینه توش بعد یه نفر که یه جرمی کرده از اون پنجره هر جرمی که کرده رو اعتراف می کنه و به اصطلاح روح خودشو از گناه پاک می کنه؟
این تاپیک هم یه چیزی شبیه اونه!
با این شرح که:
هرکس یک اعترفی کرد هیچکس حق سرزنش یا مسخره کردن و ... رو نداره و فقط می تونن سوال بپرسند که معترف در جواب دادن به اونها کاملا مختاره!

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
تشکرها از این تاپیک
Amir از این تاپیک تشکر میکنم 
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 12 اردیبهشت 1386 - 15:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

با سلام،
من معترف اول هستم!
البته یکی از عمده دلایل ایجاد این تاپیک هم این بود که بتونم این موضوع رو اعتراف کنم و شما هم نتونید چیزی بگید و من حال کنم!
به هر حال باید اعتراف کنم که هر مبحث ضد فمینیستی که من درج کرده ام صرفا جهت روکم کنی بوده و با اینکه می دونم هیچکس حتی به خودش زحمت نداده اونها رو بخونه ولی به هر حال من کاملا از کار خودم پشیمونم و این موضوع رو مطرح می کنم که جامعه در هر زمان نیاز به مردان و زنان داره و اصلا این دو هرگز بدون هم یا دور از هم نبوده اند و نخواهند بود. لذا بدینوسیله عذرخواهی رسمی مرا به خاطر اخم های احتمالی قبول کنید.
البته هر جا که حق ضایع بشه من حتما باز از حقوق چه خانم ها و چه آقایون دفاع خواهم کرد ولی اینبار بدون چشم قاضی!
خیلی عصبانی

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 12 اردیبهشت 1386 - 18:27    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

khoooooooooooooooooooob چرخش چشم

emmmmmmmmmmmmmmmmm چرخش چشم

منم دخمل خوبی زیاد نبودم گریه
وحید رو زدم گریه
جنگ زیاد راه انداختم گریه
ایلیا رو فراری دادم گریه
اشک سجاد رو در اوردم گریه خدا ایشالا اشکمو دراره!
امیر هم خیلی اذیت کردم گریه
جسن
حسن که دیگه نگو گریه

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 12 اردیبهشت 1386 - 18:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ولی یه حسی میگه هر کاری کردم کاره خوبی بوده چرخش چشم
_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
محمدرضا1000
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 11 شهریور 1385
پست: 1245
محل سکونت: کرمان blank.gif


امتیاز: 1210
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 12 اردیبهشت 1386 - 22:09    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

aLaLe نوشته است:
khoooooooooooooooooooob چرخش چشم

emmmmmmmmmmmmmmmmm چرخش چشم

منم دخمل خوبی زیاد نبودم گریه
وحید رو زدم گریه
جنگ زیاد راه انداختم گریه
ایلیا رو فراری دادم گریه
اشک سجاد رو در اوردم گریه خدا ایشالا اشکمو دراره!
امیر هم خیلی اذیت کردم گریه
جسن
حسن که دیگه نگو گریه


بازم بگين خودتونو سبك كنيد

چطوري مي خواي بار اينهمه گناه رو با خود بكشي

اگر كار ديگه اي هم كردي بگين خجالتتون نوشه. چرخش چشم شوکه شوکه

_________________
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 13 اردیبهشت 1386 - 00:25    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من نه خجالت میکشم و نه احساس گناه میکنم !
زدن ! خوردن !
گفتن ! شنیدن !

همین!

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 07:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

منم اعتراف می کنم اگه جایی تیکه ای چیزی به کسی مخصوصا خانوما ( .... ) پروندم بدون قصد و غرض بوده و فقط برای شوخی بوده

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 08:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من باید اعتراف کنم که انروز تو کلاس صدای بدی در آوردم و وقتی ناظم منو صدا کرد بیرون سه تا تو دلم فحش دادم بهش و بعد که برگشتم بازم از اون صداها در آوردم!
الان خیلی ناراحتم ناراحت

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 08:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یه شب سی دی پلی استیشن فوتبال امیدمون رو شیکوندم (داداشم) بعد اون هیچی نگفت فقط غمگین نگاه کرد و رفت !!!
اخه انقد دوس داشت !
فقط با اون بازی میگرد

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 08:56    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من خیلی گناهکارم!
اونروزم که زنگ تفریح بود و دوستم رفته بود حیاط کیفشو باز کردم و هرچی خوراکی داشت خوردم، بعد که اومد پررویی هم کردم و گفتم اصلا خوشمزه نبود خوراکیاش! ناراحت

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدی
صفحه 1 از 7


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه