Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - دعا و مناجات و زمزمه هاي عاشقا نه با خدا
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
دعا و مناجات و زمزمه هاي عاشقا نه با خدا رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 بهمن 1386 - 00:39    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

لطف الهی

هوالحق


....................


تو مگو ما را بدان شه یار نیست


با کریمان کارها دشوار نیست


چون در این دل برق مهر دوست جست


اندر آن دل دوستی می دان که هست


هیچ عاشق نباشد وصل جو


که نه معشوقش بود جویای او


در دل تو مهر حق چون گشته نو


هست حق را بی گمان مهری به تو

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 بهمن 1386 - 00:41    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ای خدای مهربانم ...

خدایا ،


آنان که همه چیز دارند


مگر تو را


به سخره می گیرند


آنان را


که هیچ ندارند


مگر تو را !


هر کودکی


با این پیام به دنیا می آید


که خدا


هنوز


از انسان نومید نیست


خدا به انسان می گوید :


‌‌« شفایت می دهم


از این رو که آسیبت می دهم


دوستت دارم


از این رو که مکافاتت می کنم . »


آنان که فانوسشان را بر پشت می برند ،


سایه هاشان پیش پایشان می افتد !


ماه روشنی اش را


در سراسر آسمان می پراکند


و لکه های سیاهش را برای خود نگه می دارد !


کاریز خوش دارد خیال کند


که رودها تنها برای این هستند


که به او آب برسانند


...


خدا


نه برای خورشید و نه برای زمین


بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد


چشم به راه پاسخ است .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 25 بهمن 1386 - 03:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ایستگاه استجابت دعا

یک نفر دلش شکسته بود

توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود ...

منتظر ولی دعای او دیر کرده بود

او خبر نداشت که دعای کوچکش

در چهارراه آسمان پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود

او نشست و باز هم نشست

روزها یکی یکی از کنار او گذشت

روی هیچ چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود

هیچ کس از مسیر رفت و آمد او با خبر نبود

با خودش فکر کرد پس مسیر رفت و آمد دعای من کجاست

او چرا نمیرسد. شاید دعای من مسیر را اشتباه رفته است

پس بلند شد و رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد

رفت تا پیش از آمدن برای او دست دوستی تکان دهد

رفت پس چراغ چهارراه آسمان سبز شد

رفت و با صدای رفتنش کوچه های خاکی زمین جاده های کهکشان سبز شد

او از این طرف دعا از آن طرف

در میان راه آن دو با هم روبرو شدند

دست توی دست هم گذاشتند

از صمیم قلب غرق گفتگو شدند

وای که چقدر حرف داشتند

برفها کم کم آب می شود

شب ذره ذره آفتاب می شود

و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب می شود .

عرفان نظر آهاري

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 بهمن 1386 - 03:37    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سكوت شب





شب ، همه خوابند صداي اذان مي آيد ، الله اكبر ... لرزه بر دستانم افتاده ...


اشك در نگاهم جمع شده و آه در وجودم ، شعله مي كشد


سحر شده ، اذان صبح ... و دعا و مناجات با خدا


عجب حال داره در سكوت شب زمزمه كردن جمله خدا من دوست دارم


اشك ها مي ريزند ، و خدا دستش را بر شانه هاي پر دردت مي گذارد


چه زيباست در اين سكوت شب روبروي پنجره ايستادن


و بلند كردن دست هاي نياز به سويت


و لذت بخش است در اين سحر گاه سجده شكر در مقابلت


و چه با معناست خواندن دعاي عهد و عهد بستن با امام خود


و چه صميمي و خودماني است


خواندن مناجات التايبين و مناجات شعبانيه در اين شب ستاره بارون


و انگار تمام مشكلات و خستگي ها به پايان مي رسد با گفتن الله اكبر


امشب فقط به تو مي انديشم بدون خستگي و بدون خواب آلودگي


سكوت !!!! و پيكري كه براي تو جان مي دهد


كاش هميشه سحر بود و اين سكوت و تنهايي من با خدا


همين !

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 بهمن 1386 - 04:25    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مرسی فریماه خانوم تشویق
از مطالب زیبات استفاده می کنیم


_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 بهمن 1386 - 04:38    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

جايگاه و ارزش نماز از زبان دانشمندان





" ويليام جيمز " روان شناس بزرگ امريكايي مي گويد : " دعا و نماز و به عبارت ديگر ، اتصال با روح عالم خلقت و جان جانان ، كاري اثر بخش و داراي نتيجه است . ثمره آن عبارت است از ايجاد يك جريان قدرت و نيرويي كه به طور محسوس داراي آثار معنوي است . "


دكتر " وين داير " : " من در حال نماز به شيوه اي باور نكردني از نور الهي بر خوردار مي شوم و احساس مي كنم همه وجود من ، روح است هر چند هنوز از داشتن جسم آ گاه هستم . هنگامي كه از اين احساس روحاني و سير وسياحت در عالم روح به جسم خود باز مي گردم ، احساس قدرت مي كنم گويي جسم من آكنده از مقدار زيادي انرژي شده است . "


" روژه گارودي " فيلسوف و دانشمند مشهور فرانسوي : " در نماز انسان به خود باز مي گردد و همه هستي را در وجود خويش احساس مي كند و چنين است كه انسان با ايمان به ستايش وادار مي شود . "


" كارل پونگ " روان شناس بزرگ معاصر : " واقعه نماز و دعاي دسته جمعي ، بهره گيري از حيات فايق و متعالي است كه برتر از همه مرزها و حدود زماني و مكاني است و لحظه جاويد و ابدي در زمان است . "


دكتر " فرانك لا باخ " دانشمند مشهور اروپايي از قول دانشمند ديگري چنين مي گويد : " اي خداوند ! ساعت كوتاهي كه در حضور تو صرف مي شود چه تغيير عظيمي وجود مي آورد چه بارهاي سنگيني بر اثر آن از سينه ها بر داشته مي شود و چه زمين هاي خشكي كه بر اثر رگبار هاي دعا شاداب مي گردد. "


" مهاتما گاندي " رهبر بزرگ هند چه زيبا مي گويد : " دعا و نماز ، زندگي مرا نجات داده است ، من بدون آن مدت ها پيش ديوانه شده بودم . من در تجارت زندگي عمومي و خصوصي خود تلخ كامي ها ي بسيار سختي داشته ام كه مرا دستخوش نا اميدي مي ساخت اگر توانسته ام بر اين نا اميدي چيره شوم به خاطر دعا و نماز هايم بوده . دعا و نماز را مانند حقيقت ، بخشي از خود به شمار نمي آورم بلكه تنها به خاطر نياز و احتياج شديد روحي آن را به كار مي بسته ام ، زيرا اغلب خود را در حال و وضعي مي يافتم كه احتمالا بدون نماز و دعا نمي توانستم شادمان باشم . هر چه زمان مي گذشت اعتقاد من به خدا افزايش مي يافت و نياز من به دعا و نماز بيشتر مي شد و صورتي مقاومت ناپذير به خود مي گرفت . بدون آن زندگي سرد و تهي بود . نماز براي روح لازم است ، غذا براي بدن ضرورت ندارد زيرا اغلب لازم است به خاطر سلامت بيشتر خودمان را گرسنگي بدهيم و از غذا خوردن خود داري كنيم ، اما در مورد دعا و نماز چنين اجتنابي نمي تواند وجود داشته باشد ."


گاندي در جايي ديگر مي گويد : " من كوچكترين شكي ندارم كه نماز و دعا ، وسيله غير قابل انكاري براي پاك كردن قلب از اميال نفساني است ولي بايد با منتهاي تواضع آميخته گردد . "



دكتر " الكسيس كارل " فيزيولوژليست معروف فرانسوي مي گويد : " حالت دعا و مناجات ، اثراتي در اعضاي بدن م به جا مي گذارد كه در نوع خود بي سابقه است اين اثر در روز هاي اول آن قدرها جالب توجه نيست اما كم كم وقتي عادي شد ، هيچ لذتي نمي تواند با آن برابري كند . "


و در جايي ديگر مي گويد : " نيايش ، پرواز روح است به سوي خدا يا پرسش عاشقانه اي است نسبت به آن مبد أ يي كه معجزه حيات از او سر زده است و بلاخره نيايش ، نمودار كوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامريي ، آفريدگار هستي ، عقل كل ، قدرت نامحدود و خير مطلق ."



ويليام جيمز ، دين و روان ، ترجمه مهدي قاني ، ص 177

وين داير ، درمان با عرفان ، ثرجمه جمال هاشمي ، ص308

جهان نگري كارل يونگ ، ترجمه جلال ستاري ، ص 218

علي اصغر عزيزي تهراني ، حضور قلب در نماز ،

انتشارات بوستان كتاب ، چاپ پنجم ، 1382 ، ص121

همه مردم با هم برابرند ، مهاتما گاندي ، ترجمه ليلي شاپوريان ، ص79

الكسيس كارل ، نيايش ، ترجمه علي شريعتي ، ص 41 .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 بهمن 1386 - 05:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آقا سجاد سپاسگزارم از محبت شما

و اين گلهاي زيبا رو تقديم مي كنم به همه عاشقان و دل باختگان خداي مهربون


مخصوصا دوستان خوبم در وب سايت شما



_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 12 اسفند 1386 - 02:23    عنوان:  صدايت را مي شناسم. پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دیگر صدایت را می شناسم

هرروز، همیشه ، در پستوی نهان خانه دلم زمزمه هایی را

که سراسر وجودم را می لرزاند

و همه چیز را بار ها و بارها تکرار می کند:

بنده من لذت ببر، از همه کس و همه چیز

من دنیا را با همه تعلقاتش با عشق از بهر تو آفریدم

زمانیکه هر آنچه روی زمین بود خلق می کردم

تنها به امید لمس کردن آن با دستان تو بود

که زیباترین ها به وجود آمد و تو،

این بار نوبت توست تا هر آنچه را که من برای تو با عشق آفریدم در قلبت جای دهی.

فردا از تو خواهم پرسید، لحظه شکفتن آن گل روی آن تپه

، نزدیک غروب را چگونه دیدی؟

عطرش همه مشامت را پر کرد؟

آن زمانی که با تمام وجود زیباییش را می بلعیدی به که می اندیشیدی؟

آیا آن کس من بودم؟

من به اندیشیدن تو نیازی ندارم!

اما اگر تو به من می اندیشیدی یعنی همه چیز داشتی.

بنده من آن صدای زیبا را هنگام سحر چگونه شنیدی ؟

آیا گوش نواز نبود ؟ آیا جان دلت را از احساس پر نکرد؟

آیا آن زمان هرگز نخواستی که بیدار شوی

و از من بابت این همه زیبایی تشکر کنی؟

من به تشکر تو نیازی ندارم!

اما اگر تو از من تشکر می کردی دلت آرام می گرفت.

بنده من دانه های برف را چگونه دیدی؟

من تک تک آنها را با علاقه به تو و اندیشیدن به تو خلق کردم

هر کدام شکلی داشت و در تمام آنها عکس خود را نهادم.

آیا عکس من را در آنها دیده ای؟

من به دیدن تو نیازی ندارم!

اما اگر تو مرا در آنها می دیدی دیدگانت روشن و پر نور می شد.

بنده من آواز آن چکاوک زیر آن درخت چنار آن زمان که زیر جوی بودی

و تمام فکرت به خوردن آب از حوضچه اکنون مشغول بود تو را سحر نکرد؟

آیا صدای من را که با مهارت تمام در پس صدای آن چکاوک پنهان کرده بودم شنیدی؟

من به شنیدن تو نیازی ندارم!

اما اگر آن را می شنیدی نوازش گوشهایت و آرامش قلبت

دیگر تو را از نیاز به هر موسیقی ای بی نیاز می کرد.

بنده من زمانی که برایت از بهشت بهترین خوراکی ها را فرستادم

زمانی که بوی سیب تو را مست کرد یا آن بهار نارنج تو را از خود بی خود،

آیا یادی از من کردی؟ آیا نام مرا به زبان آوردی؟

من به یاد تو نیازی ندارم!

اما اگر این کار را می کردی لذت هر آنچه که در تو بود را صد چندان می کردم.

بنده من دنیا را چگونه دیدی؟

آیا از هر آنچه که من ذره ذره به عشق تو ساخته بودم لذت بردی؟

آیا در آن زمان که همه چیز برای لذت بردن تو فراهم بود

احساست آمیخته با عشق به من نبود؟

من به عشق تو نیازی ندارم!

اما اگر به من عشق می ورزیدی

تو را از همه عشق های دروغین این عالم خلاص می کردم.

بنده من نیازی ندارم که جواب سؤالهایم را بدهی!

من خود همه چیز را می دانم می دانم تو که بودی؟

چه کردی؟ چه شنیدی؟چه دیدی؟

بهشتت را همان جا ساخته بودم

در همان دنیایی که تو بی توجه به آن به غفلت گذراندی

مگر نه اینکه شنیده بودی همه لذت ها در بهشت صد چندان خواهد شد

اگر لحظه ای هم مرا یاد می کردی بهشت از آن تو بود

چون لذت هایت صد ها برابر می شد!

و من آن زمان چه جوابی دارم به تو معبود سراسر معشوقم بگویم؟

آیا آن زمان خواهم گفت:

محبوب من فرصتی ده تا باز گردم و همه چیز را از نو با دل ببینم،

با دل بشنوم، با دل ببویم و با دل بنوشم؟

آیا آن زمان خواهم گفت مرا ببخش که چشم هایم را بسته بودم

و زیبایی آن گل را ندیدم!!

آیا آن زمان خواهم گفت: من، بنده تو همه چیز را از خودم دریغ کردم ؟!!

معبود من حال که هستم و حال که بیدارم کردی

همه چیز را با یاد تو خواهم بلعید از همه چیز لذت خواهم برد

برفی را که به عشق من فرستادی با تمام وجودخواهم پذیرفت

و هرگز به خاطر سرد بودن هوا خود را از لذت دیدن عکست محروم نخواهم کرد.

معبود من همه چیز را دوباره به من باز گردان

حال که هستم و فرصت جبران دارم بهشت را از آن خود خواهم کرد !!

یاریم کن

یاریم کن.

تمام این متن از قلب پر شور خودم سرچشمه گرفته

استفاده از آن در هر جای دنیا تنها با بردن نام خودم مجاز می باشد! "نسیبه"

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 19 اسفند 1386 - 18:00    عنوان:  لا اله الا الله پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

لا اله الا الله

زندگی یعنی ریاضی

گوش کن حرف مرا

همکلاسی- هموطن- همنوع من

زندگی یعنی ریاضی

این سخن افسانه نیست

می شود آیا برای لحظه ای

این جهان را دیده باشی بی حساب

این نمایشنامه خلقت

که ما هم لابلایش لحظه ای بازیگریم

از همان دیروز دور- تا همین امروز و فردایی

که می آید ز راه ، این چنین آغاز شد:


یک خدایی بود و دیگر هیچ موجودی نبود

ابتدایش را نمی داند کسی

ذره ای اما در این تردید نیست

که خدا از نقطه صفر وجود

زندگی را خلق کرد

ابتدا بر محور اعداد خلق

عشق را در قدر مطلق ضرب کرد

بعد با تقسیم بر حسب نیاز- جدول انواع را ایجاد کرد

حاصل تقسیم و ضرب ، جمع شد با لطف او

بعد روحش را در این پیکر دمید و بدینسان آدمی را آفرید

قدر و شأن آدمی

عضوی از مجموعه اعداد نیست- کسری از جنس خداست

ساده تر از این بگویم ، آدمی

واحدی مجهول از مجموعه ایست ، مثل اعداد صحیح

اشتراک منفی و مثبت فقط عضویت است

عده ای مجذور صفر-عده ای بل هم اضل- عده ای اما از این مجموعه را

با حساب ابتدایی می توان شاید نوشت

حاصل فرمول هستی ، با توان بی نهایت ضرب در تعداد خلق

آنچه را گفتم – نمادی مختصر از عالم خلقت و شاید کمتر است

ما بقی را در دلت تفریق کن ، پاسخش را من بگویم؟

می شود توحید محض ، نیست معبودی جز او

یک خدا داریم و بس

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 21 اسفند 1386 - 04:00    عنوان:  معبود من ! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



عاشقت هستم تو ای معبود من
عشق تو تاری بود بر پود من
می پرستم من تو را ديوانه وار
گرد شمعت جان دهم پروانه وار
تو مرا در بی کسی همدم شدی
در شب تنهاييم محرم شدی
از تو روياهای من معنا گرفت
در کنارت قلب من آرام گرفت
از نگاه عاشقت زيبا شدم
سنگ بودم از تو من ديبا شدم
قامتم در هم شکست از بار غم
با تو پيوستم دگر باره به هم
با تو گشتم هفت شهر عشق را
يافتم من در تو بحر عشق را

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3  بعدی
صفحه 2 از 3


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.39 ثانیه