Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - حضرت علی اصغر (ع)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » متفرقه

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
حضرت علی اصغر (ع) رفتن به صفحه قبلی  1, 2
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Alasghar
تازه وارد
تازه وارد


عضو شده در: 13 فروردین 1387
پست: 17
محل سکونت: Karbala

امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1387 - 11:32    عنوان:  ویژه نامه حضرت علی اصغر علیه السلام (از ولادت تا شهادت) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دهم رجب المرجب، ولادت باسعادت کوچک ترین یاور کربلایی و بزرگ ترین باب الحوائج الی الله، شش ماهه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)،
حضرت علی اصغر (ع) فرخنده باد

دهم رجب سال 60 قمری است. خانه امام حسین (ع) دو باره نور باران می شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می گردد. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده بودند. اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با طراوت تر می سازد. خدا به حسین (ع) پسری دیگر عطا فرمود که نیازمند و غنی بر نامش دخیل بسته اند و قنداقه زیبایش را قبله نیازهای خود ساخته اند.

نامش را علی نهاد. مانند دو پسر دیگرش و عشقی بیکرانه از محبت پدر و مولای خویش علی (ع) را به تصویر کشید. نامش را علی نهاد و فرمود که اگر خدا هزار پسر به او دهد، همه را علی نام خواهد نهاد. آری، او هم علی بود که شکوه و نامت، بلندتر از آسمان بود و زیباتر از صبح و روشن تر از باران.

عبدالله رضیع (شیرخوراه) یا علی اصغر، فرزند سیدالشهداء، امام حسین (ع)، مادرش نیز، رباب، دختر امرء القیس بن‌ عَدِيّ.

آغوش مهربان پدر تو را در خود جای می دهد و چشمان او بر تو می گرید. تو مولود کربلایی. تو شش ماهه عاشورایی. تو آمده بودی که فقط در قافله عشاق بمانی. تو آمده بودی که همسفر کربلا شوی. تو آمده بودی که حج را ناتمام بنهی. میلاد تو شادی را غریبانه کنار می زند و اشک را در چشمان همه جاری می سازد. آخر، تو از زندگی، فقط تشنگی و عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی. تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است، ای علی اصغر (ع).

نام: پدر علی اصغر: حسین (ع) کنیه: ابا عبدالله و ابو الائمه و ابوالمساکین و.... لقب:سید الشهداء(ع)) نام پدر امام حسین : علی (ع) نام مادر: فاطمه زهرا(ع) تاریخ تولد: سوم ماه شعبان سال چهارم هـ.ق محل تولد: مدینه طیبه (منوره) تاریخ شهادت: روز جمعه دهم ماه محرم سال شصت ویک هـ.ق محل شهادت: کربلای معلی (گودال قتلگاه) نام قاتل: شمربن ذی الجوشن مدت امامت:یازده سال و یازده ماه و سه روز مدت عمر :پنجاه و هفت سال و هفت ماه وهفت روز.

شهر مقدس کربلا

شهر مقدس کربلا در جنوب بغداد و۸۰ کیاومتری شمال غربی نجف اشرف و کنار رودخانه فرات و ۴۵۵ کیلومتری شهر کرمانشاه قراردارد.

کربلا یعنی چه؟ کربلا به معنای محلی است که نزد خدا مقدس و مقرب است یا حرم خداست. وقتی سید الشهدا به این سرزمین رسید پرسید این شهر چه نام دارد؟ گفتند کربلا ! چشمان آن حضرت پر از اشک شد و پیوسته می فرمود: ((اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء)) و یقین کردکه شهادتگاه خود و یارانش همین جاست و فرمود: این جا سرزمین رنج و گرفتاری و بلاست . این جا محل فرود آمدن ما وجایگاه ریخته شدن خونهای ماست. روایات فراوانی در فضیلت این سرزمین وارد شده که از باب تیمن و تبرک به برخی از آنها اشاره می کنم: -

۱. پیامبر (ص) فرمود :فرزندم (حسین) در سرزمینی مدفون میشود که آنجا را کربلا گویند همان مکانی که قبه ی در آنجا میباشد. ۲. امام رضا (ع) فرمود:در تربت حسین (ع) شفای هر دردی است ومحافظت از هر ترس ونگرانی ۳. پیامبر (ص) فرمود دعا زیر گنبد او (حسین) مستجاب است.تربت او عامل شفاست وامامان از صلب او هستند.

على اصغر«ع»

بأی ذنب قتلت

يكى از فرزندان امام حسين«ع» كه شير خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تــــــــــاب شـــــده بود. امام ،خطاب به دشمن فرمود:از ياران و فرزندانم،كسى جز اين كودك نمانده است.نمى ‏بينيد كه چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در«نفس المهموم» آمده است كه فرمود:«ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل» « اگر به من رحم نمی کنید , به این طفل رحم کنید» . امام در حال گفتگو بود كه تيرى از كمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر را دريد. امام حسين«ع» خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشيد.(1) در كتابهاى مقتل،هم از«على اصغر»ياد شده،هم از طفل رضيع(كودك شيرخوار – عبد الله الرضیع) و در اينكه دو كودك بوده يا هر دو يكى است،اختلاف است.

علی اصغر به خاطر بچگی عملاً نقشی در قیام نداشتند, اما از نظر روحی و روانی و عاطفی نقش به سزایی داشتند. با شهادتش مردمی که هنوز یک جو از شرافت و بزرگواری در نهادشان بود, فهمیدند که دشمن بسیار قسی القلب , بی عاطفه و بی رحم است که حتی به طفل شیرخواره رحم نکرده است .

در زيارت ناحيه مقدسه،درباره اين كودك شهيد،آمده است:«السلام على عبد الله بن الحسين،الطفل الرضيع،المرمى الصريع،المتشحط دما،المصعد دمه فى السماء،المذبوح بالسهم فى حجر ابيه،لعن الله راميه حرملة بن كاهل الأسدى وذویه».(2) و در يكى از زيارتنامه‏هاى عاشورا آمده است:«و على ولدك على الأصغر الذى فجعت به»از اين كودك،با عنوانهاى شيرخواره،شش ماهه،باب الحوايج،طفل رضيع و ... ياد مى‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهيمى است كه در ارتباط با او آورده مى‏شود.

طفل شش ماهه تبسم نكند،پس چه كند

آنكه بر مرگ زند خنده،على اصغر توست‏

«على اصغر،يعنى درخشانترين چهره كربلا،بزرگترين سند مظلوميت و معتبرترين زاويه شهادت ...چشم تاريخ،هيچ وزنه‏اى را در تاريخ شهادت،به چنين سنگينى نديده است.»(3) على اصغر را«باب الحوائج»مى‏دانند،گر چه طفل رضيع و كودك كوچك است، اما مقامش نزد خدا والاست.

در گلخانه شهادت را
مى‏گشايد كليد كوچك ما

_________________
سایت باب الحوائج شهید حضرت علی اصغر (ع)
www.alasghar.com
www.aliasghar.org

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger شماره شناسایی در ICQ
Alasghar
تازه وارد
تازه وارد


عضو شده در: 13 فروردین 1387
پست: 17
محل سکونت: Karbala

امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1387 - 11:35    عنوان:  در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع) -1- پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع) -1-
اولین جمعه ی ماه محرام الحرام .. بزرگداشت جهانی حضرت علی اصغر (ع)
گهواره شد تابوت تو لای لای علی .. لای لای علی ای طفلک نخورده شیر لای لای علی .. لای لای علی

سلام خدای خوب و مهربان . از همه نعمتهایت سپاسگذار و ممنونم . ای خدای مهربان .

سلام بر حسین (ع) . سلام بر لب تشنه علی اصغر . سلام بر حضرت قاسم بن الحسن . سلام بر علی اکبر حسین . وسلام بر حضرت قمر بنی هاشم ابی الفضل العباس سقای کربلا . سلام بر عمه سادات حضرت زینب کبری علیها السلام . وسلام بر عاشقان امام حسین . وسلام بر صبر کنندگان .

عزیزان امروز اولین جمعه ی ماه محرم الحرام (اولین جمعه ی دهه عاشورا) روز جهانی باب الحوائج حضرت علی اصغر (ع) . روز طفل شیرخواره اقا امام حسین (ع) . همکنون چهار سال گذشت ومراسم روز جهانی حضرت علی اصغر در سر تاسر جهان برگزار شد . و همایش شیرخوارگان حسینی سال به سال پر رونق وبا شکوه تر برگزار می شود . می خواهیم از طفلی شش ماه بگوئیم . به زبان پدر و مادرش .

رباب : حسین جان . امروز علی اصغر آرام نمی گیرد . شیر هم نمی خورد . هر کاری می کنم نمی توانم او را آرام نمایم زیرا او تشنه است . لبهایش از تشگنی خشک شده است . روی دستانم دارد پر می زند . بیا این طفل بگیر و ببر سیراب نما . آقا امام حسین : علی اصغر را روی دست گرفته است ومی گوید این طفل را بگیر وببر سیراب نمائید به من برگدانید . آن یزیدیان سنگدل و بی رحم آن طفل را سیراب که ننمودند گلوی آن نشانه گرفتند توسط حرمله سنگدل نشانه گرفته شد . با خون علی اصغر روی عبای پدر نوشته شد بابا جان ! من به جدم پیوستم منم رفتم خدا حافظ . آقا امام حسین (ع) بچه را به طرف آسمان گرفت و گفت خدایا این را به تو هدیه کردم وخون گلوی علی اصغر به أسمان پاشید. و به طرف خیمه روم ؟ جواب مادرش را چه دهم ؟ او علی اصغر را داده بود سیراب نمایم , اکنون جسمی بی جان تحویلش دهم ؟ .

عزیزم علی اصغر چرا آرامی ؟ چرا با بابا سخن نمی گویی ؟ چرا با آن چشمان قشنگت بابا را نگاه نمی نمایی ؟ بابا جان چگونه به خیمه روم در حالیکه خواهرت رقیه وسکینه و مادرت و عمه ات زینب واهلبیت چشم انتظارند . خدا ببخشاید یزیدیان را که فرزندم را سیراب نکردند! چگونه قلب سنگشان گلوی تو را نشانه گرفتند؟ آقا امام حسین پشت خیمه رفتند و شروع کردند به کندن زمین که علی اصغر را در آن گذارد که ناگهان رباب متوجه شد به آقا امام حسین شتابان دوید. حسین جان ! علی اصغرم چه شد ؟ چرا فرزندم آرام است ؟ چرا صدا نمی دهد؟ آقا امام حسین جواب دادند که او به جدش رسول خدا پیوسته . او امانتی بود نزد من وشما . او را به خدا برگرداندیم . رباب علی اصغر را در بغل گرفت آنقدر گریه کرد و ناله کرد که ندا آمد یا حسین : فرزند را را از مادرش جدا نما که اکنون لحظه دیگر مادر هم جان می دهد. آقا امام حسین یکمرتبه متوجه خاطره شهادت مادرش شد. آقا امام حسین رباب را دلداری داد و اهلبیت را به صبر سفارش داد.

خدایا رباب از شیر نخورده علی اصغر بگرید یا شهادت علی اصغر حسین . خدایا تو شاهد بودی که چه حالی داشتند .. ای کسانیکه بچه ندارید یک علی اصغر از علی اصغر امام حسین بخواهید که واسطه شود خدا بهتان بدهد , وای جوانان دختر و پسر ازدواج نمائید و خدا به شما علی اصغر دهد . و اما گوش نمائید از رباب کنار گهواره خالی :

ای اصغر شیرین سخن لای لای لای

ای فرزند عزیز من لای لای لای

اصغر بخواب به خواب ناز لای لای لای

رود اصغرم رود اصغرم لای لای لای

تاج سرم تاج سرم لای لای لای

گهواره شد تابوت تو لای لای لای

خون گلو شد قوت تو لای لای لای

ای اصغر شیرین زبان لای لای لای

رود اصغرم رود اصغرم لای لای لای

ای طفلک نخورده شیر لای لای لای

قربان آن لب تشنگیت لای لای لای

تا که بگویم رود رود لای لای لای

بر سر زنم گویم سرود لای لای لای

پشت خیمه قبر تو است لای لای لای

مادر فدای تشنگیت لای لای لای

کرببلا کرببلا لای لای لای

امروز شده صحن عزا لای لای لای

بیاییم دلهای خودمان را گره زنیم به دل رباب و علی اصغر و دعا نمائیم این گره محکمترشود و ازخدا بخواهیم که دلهای مارا و فکرهایمان را کربلایی کند. و برای شادی روح بلند علی اصغر حسین و همه شهیدان دشت کربلا و کربلای ایران صلوات و قرائت فاتحه.

بیاییم همه ساله در اولین جمعه ماه محرم الحرام با برگزاری محفلهای بزرگ شیرخوارگان حسینی دل حضرت فاطمه زهرا وامام زمان را شاد کنیم . وسند مظلومیت امام حسین علیه السلام به جهانیان معرفی کنیم و فریاد بزنیم :



بأی ذنب قتلت ؟؟!!

مجمع بزرگداشت جهانی حضرت علی اصغر (ع)

_________________
سایت باب الحوائج شهید حضرت علی اصغر (ع)
www.alasghar.com
www.aliasghar.org

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger شماره شناسایی در ICQ
Alasghar
تازه وارد
تازه وارد


عضو شده در: 13 فروردین 1387
پست: 17
محل سکونت: Karbala

امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1387 - 11:36    عنوان:  در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع) -2- پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع) -2-

پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدي لعين تيري انداخت و بر گلوي آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ

فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.

سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:

بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.

اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام :-

هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.

در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.

در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.

طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.

_________________
سایت باب الحوائج شهید حضرت علی اصغر (ع)
www.alasghar.com
www.aliasghar.org

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger شماره شناسایی در ICQ
Alasghar
تازه وارد
تازه وارد


عضو شده در: 13 فروردین 1387
پست: 17
محل سکونت: Karbala

امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1387 - 11:37    عنوان:  در بیان شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام -3- پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در بیان شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام -3-

هنگامی که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، ندای غریبانه امام بلند شد:

«هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث‏یرجوا الله باغاثتنا».

:«آیا حمایت کننده‏ای هست تا از حرم رسولخدا صلی الله علیه و اله و سلم حمایت کند؟ آیا فریادرسی است که برای امید ثواب ما را یاری کند؟».

وقتی که این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صدای گریه و شیون آنها بلند شد، امام کنار خیمه آمد و به زینب سلام الله علیها فرمود: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم، کودک را گرفت، همین که خواست ببوسد حرمله تیری به سوی گلوی نازک او رها کرد، آن تیر به گلوی او اصابت نمود، و سرش را ذبح کرد.

که در این باره سید حیدر حلی گوید:

«و منعطفا أهوی لتقبیل طفله فقبل منه قبله السهم منحرا »

یعنی: «امام حسین علیه السلام برای بوسیدن کودک شیرخوار خود خم شد، اما تیر قبل از امام بر گلوگاه او بوسه دار».

امام آن کودک را به زینب علیها السلام داد فرمود: او را نگهدار، و دستش را زیر گلوی کودک گرفت، پر از خون شد، آن خون را به طرف آسمان پاشید و گفت:

«هون ما نزل بی انه بعین الله تعالی‏».

یعنی: « چون خداوند این منظره را می‏بیند، آنچه از این مصیبت بر من وارد شد برایم آسان است‏».

و در احتجاج آمده: «امام حسین علیه السلام از اسب پیاده شد و (در کنار خیمه یا پشت‏خیمه) با غلاف شمشیرش قبری کند، و کودکش را به خونش رنگین نموده و دفن کرد».

مشهور است که علی اصغر، شش ماهه بود، مادرش حضرت رباب دختر امرء القیس است، و علی اصغر با سکینه از جانب مادر نیز برادر و خواهر بودند.

در مورد نام این طفل، علامه مجلسی در جلاء العیون می‏گوید: «بعضی او را علی اصغر می‏نامند».

در کتاب منتخب التواریخ نقل شده: در یکی از زیارات عاشورا آمده:

«و علی ولدک علی الأصغر الذی فجعت به‏».

: «و سلام بر فرزند تو علی اصغر که در مورد او مصیبت‏سختی بر تو وارد شد».

امام حسین علیه السلام نزد خواهرش ام کلثوم (زینب صغری) آمد و به او فرمود: ای خواهر! ترا در مورد نگهداری کودک شیرخوارم، سفارش می‏کنم، زیرا او کودک شش ماهه است و مراقبت نیاز دارد.

ام‏کلثوم عرض کرد: برادرم، این کودک سه روز است که آب نیاشامیده از قوم برای او شربت آبی بگیر.

امام حسین علیه السلام علی اصغرش را در آغوش گرفت و به سوی قوم رفت، خطاب به قوم فرمود، «شما برادر و فرزندان و یارانم را کشتید، و از آنها جز این کودک باقی نمانده که از شدت تشنگی مثل مرغ، دهان باز می‏کند و می‏بندد این کودک که گناه ندارد، نزد شما آورده‏ام تا به او آب بدهید».

«یا قوم ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل اما ترونه کیف یتلظی عطشا».

: «ای قوم اگر به من رحم نمی‏کنید به این کودک رحم کنید، آیا او را نمی‏بینید که چگونه از شدت و حرارت تشنگی، دهان را باز و بسته می‏کند؟».

هنوز سخن امام تمام نشده بود، به اشاره عمر سعد، حرمله بن کاهل اسدی گلوی نازک او را هدف تیر سه شعبه‏اش قرار داد که تیر به گلو اصابت کرد«فذبح الطفل من الورید الی الورید ، او من الاذن الی الاذن‏».

«از شریان چپ تا شریان راست علی اصغر بریده شد، و یا از گوش تا گوش او ذبح گردید».

فاتی به نحو اللئام منادیا یا قوم هل قلب لهذا یخشع فرماه حرمله بسهم فی الحشا بید الحتوف و القی من لا یجزع .

یعنی: «پس آن کودک را به سوی قوم پست آورد، در حالی که صدا می‏زد: ای قوم، آیا دلی هست که از خدا بترسد و بر این کودک توجه نماید؟، بجای جواب، حرمله تیری بر کمان نهاد و آن کودکی را که از شدت ضعف و عطش قدرت بی تابی نداشت هدف تیر قرار داد».

مصیبت جگر سوز علی اصغر به قدری بر امام حسین علیه السلام سخت بود که آنحضرت در حالی که گریه می‏کرد، به خدا متوجه شد و عرض کرد: «خدایا خودت بین ما و این قوم، داوری کن، آنها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، ولی به کشتن ما اقدام می‏کنند».

از جانب آسمان ندائی شنید:

«یا حسین دعه فان له مرضعا فی الجنه‏».

«ای حسین علیه السلام در فکر اصغر نباش، هم اکنون دایه‏ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است‏».

این ندا، ندای دلداری به حسین علیه السلام بود، تا بتواند فاجعه غمبار مصیبت اصغر را تحمل کند.

و دلیل دیگر بر شدت سختی این مصیبت اینکه: امام حسین علیه السلام هنگامی که به شهادت رسید: در روز یازدهم محرم، سکینه کنار پیکرهای شهداء آمد و گریه کرد تا بیهوش شد، امام حسین علیه السلام در عالم بی هوشی به سکینه اشعاری آموخت برای شیعیان بخواند، دو شعر از آن اشعار این است:

ليتكم في يوم عاشوراء جمعا تنظروني .. كيف أستسقي لطفلي فأبوا أن يرحموني

وسقوه سهم بغي عوض الماء المعين .. يا لرزء ومصاب هد أركان الحجون

«ای کاش در روز عاشورا همه شما بودید و می‏ دیدید که چگونه برای کودکم طلب آب کردم، قوم به من رحم نکرد، و بجای آب گوارا، کودکم را با تیر (خون) ظلم سیراب کردند، این حادثه آنچنان جانسوز و سخت و طاقت فرسا است که پایه‏های کوههای مکه را خراب کرد»

باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خواسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویی طلوع می کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست وین رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند گویا عزای اشرف اولاد عالم است


اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَضِیعَ الحُسَین (عَلَیهِ السَّلام)

امان از دل مهدی زهرا که صبح و شب برای جد غریبشون گریه می کنند

بسم رب الحسین

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

زبانحال رباب با علی اصغر(ع)

گلی که خود بدادم پیچ و تابش

به اشک دیدگانم دادم آبش

کجا باشد روا اینسان خدایا

گل از من دیگری گیرد گلابش

و جواب حضرت علی اصغر به مادرش

از من بگو به گلچین تلاش بیهوده کردی

گلی که اب نخورده دیگه گلاب نداره

_________________
سایت باب الحوائج شهید حضرت علی اصغر (ع)
www.alasghar.com
www.aliasghar.org

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger شماره شناسایی در ICQ
Alasghar
تازه وارد
تازه وارد


عضو شده در: 13 فروردین 1387
پست: 17
محل سکونت: Karbala

امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 13 فروردین 1387 - 11:42    عنوان:  در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَضِیعَ الحُسَین (عَلَیهِ السَّلام)

* بر همه دلـبـر، علی اصغر (ع) ...... سـربـاز آخــر، علی اصغر (ع) *

** این پسر، آخرین یار حسین(ع) است **
** کـودک، امـا گـرفتار حسین(ع) است **

** ای مــاه پـاره ،علی اصغر (ع) ...... ای شیرخواره،علی اصغر (ع) *

** با تبسم، لب خود را گشوده **

** با نگاهی، دل از بابا ربوده **

*مست حسین(ع) ست،علی اصغر(ع) ...هست حسین(ع) ،علی اصغر(ع)*

* * قـبـله ما، رخ مه پاره تو **
** کعبه ما، همه گهواره تو **

* تا صبح محشر، علی اصغر (ع) ...... گـویـم مـکــرر،علی اصغر (ع) *

** ترسم ای روی تو، ماه منیرم **
** کـربـلاء را نـبـیـنـم و بـمـیـرم **

* در دل نـوشـتم، علی اصغر (ع) ...... تـوئی بهـشـتم، علی اصغر (ع) *


مشاهد جمال زیبای حضرت علی اصغر (ع)

جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ علی رضا گل محمدی می فرمود :

مدتی بود که حضرت آیت الله آقای حاج شیخ احمد مجتهدی (دامت برکاته) (از علمای و اساتید بزرگ شهر تهران) پیوسته مصیبت حضرت علی اصغر(ع) را ذکر می کردند و به طور غیر عادی و بسیار جانسوز می گریستند .

هنگامی که علت زا از ایشان سؤال کردم , فرمودند :

چندی قبل یک مرتبه دیدم که حضرت رباب (ع) در حالی که حضرت علی اصغر (ع) را در آغوش دارند تشریف آوردند به ایشان عرض کردم : بی بی جان خوش آمدید . اما هرچه نگاه می کردم صورتشان را نمی دیدم لکن چهره ای حضرت علی اصغر (روحی فداه) را می دیدم .

طفل بسیار زیبایی بودند و گاه گاهی مرا نگاه می کردند و می خندیدند وبا نگاه عاطفه آمیز و مهربان خود خیلی محبت می نمودند . وپس از ربع ساعت تشریف بردند و دیگر ایشان را ندیدم .

در این مدت پیوسته آن صحنه و مصائب آن حضرت به یادم می آید و می گریم .

(لاله از ملکوت)

(صفحه 238)

*****
رباب همسر امام حسین و مادر حضرت علی اصغر (ع)

رباب دختر امرئ القیس بن عدی همسر سید الشهداء (ع) و مادر سکینه و علی اصغر (س) . او در سفر کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت , سپس به مدینه بازگشت و مدت یک سال برای سید الشهدا (ع) عزاداری کرد و مرثیه هایی هم در سوگ آن حضرت سرود . خواسگارانی از اشراف وبزرگان قریش را رد کرد وحاضر نشد با کسی ازدواج کند . در سوگ ابا عبد الله (ع) پیوسته گریان بود و زیر سایه نمی رفت . از فرط گریه و اندوه بر شهادت حسین (ع) یک سال بعد (در سال 62 هجری) جان باخت . از جمله سرودهای او در شهادت امام حسین (ع) است که اینگونه شروع می شود ک

ان الذي کان نورا یستضاء به فی کربلاء قتیل غیر مدفون

سبط النبي جزاک الله صالحه عنا وجنبت خسران الموازین . . .

حسین بن علی (ع) نیز این همسر با فضیلت و ادب و دخترش سکینه و خانه ای که این دو را بر گرفته باشد محبت داشت ومی فرمود :

(لعمری اننی لأحب دارا تحل بها سکینه والرباب واحبهما وابذل جل مالی ولیس لعاتب عندی عتاب).

*****
((حرمله بن کاهل اسدی کوفی))

حرمله بن کاهل اسدی کوفی , آنکه کودک شیر خوار امام حسین (ع) را ( به نام علی اصغر , یا عبد الله الرضیع علیه السلام) در آغوش امام یا روی دست وی با تیر سه شعبه به شهادت رساند .

سالها پس از حادثه عاشورا , منهال در سفر حج دیداری با امام زین العابدین سجاد (ع) داشت . حضرت پرسید :

حال حرمله چگونه است ؟ گفت : در کوفه است و زنده است . امام او را نفرین کرد که :

((اللهم اذقه حر الحدید , اللهم اذقه حر النار))

((خدایا سوزش و گرمای آهن و آتش را به او بچشان))

چون به کوفه برگشت , در دیدار با (مختار ثقفی) که خروج کرده بود , ناگهان دید که حرمله را آوردند و به دستور مختار , دست وپایش را بریدند و سپس در آتش افکندند . منهال ما جرای خود با امام سجاد (ع) در دعای امام را نسبت به حرمله بیان کرد .

مختار از اینکه خواسته و دعای حضرت به دست او تحقق یافته , بسیار خوشحال بود .

((فرهنگ عاشورا))

(صفحه 146)

*****

((پیام تشنه))

اگر باشم چو ماهی آبگویان

مجو نام وفا زین ننگ جویان

بکش تیر از گلویم تشنه اما

مکش منت از این بی آبرویان

((علی لسانی))

(دلتنگ آب شد)

*****

((مگر کم می شد از تو))

گل شاد و خرم می شد از تو

دل افسرده بی غم می شد از تو

اگر یک جرعه بر می فشاندی

تو ای دریا مگر کم می شد از تو

((علی لسانی))

(دلتنگ آب شد)

*****

((شهید بی مزار))

به دور فلک گشت چراغ خود را

در دست خزان سپرد باغ خود را

گفتم که حسین اصغرش کو ؟ گفتند

بر سینه گرفته لاله داغ خود را

((علی لسانی))

(دلتنگ آب شد)

*****

((برگ سبز))

شد تهی دست شه چرا از کم وبیش

سر خجلت فکند خود در پیش

برگ سبزی است تحفه درویش

((سالکی واعظی))

(ساعقه)

*****

((نای زمانه))

آن جمله چو بر زمان مولا جوشد

از نای زمانه نعره لا جوشد

تنها ز گلوی اصغر شش ماهه

خون بود که در جواب بابا جوشد

((حسن حسینی))

(چرا ساعقه)

*****

(( جنگ نداشت ! ))

اصغر که به چهره از عطش رنگ نداشت

یارای سخن با من دلتنگ نداشت

یا رب تو گواه باش شش ماهه من

شد کشته ظم و با کسی جنگ نداشت

((محمد جواد شفق))

(چرا ساعقه)

(صفحه 243)



شاید سر انداختن خون آن مظلوم را به آسمان این باشد که مراتب عبودیت وفناء حسینی را اهل آسمان ببینند وهمت عالیه او معلوم شود که در راه حق طفل رضیع (شیرخواره ) خود را سپر دین جدش قرار داد .

یا سرش این است که خواست قطره ای از خون گلوی این طفل رضیع به زمین نرسد که مبادا زمین منخسف شود یا حبه از زمین نروید .

یا اینست که آسمان را مشرف نمود و او را گنجینه خون طفل رضیع قرار داد . و در لهوف (اللهوف علی قتلی الطفوف – ابن طاووس ـ ) حضرت باقر (ع) روایت کرده که فرمود از آن خون قطره ای برنگشت به سوی زمین .

قوله : ((فرمله وحفر له بجفن سیفه وصلی علیه ودفنه)) .

وشاید سر مالیدن خون آقازاده به بدنش این باشد که خواست روز قیامت این بدن به خون آلوده زا شفیع امت جدش قرار دهد .

وشاید سر نماز خواندن بر این آقازاده این باشد که شهادت این طفل رضیع بزرگ امتحان حسینی بود که باعث تعجب انبیاء واولیاء وملائکه ملأ اعلی ومقربین وکروبیین بود که تمام از او تعجب نمودند گویا به نماز اداء شکر الهی را بر توفیق یافتن به این مثوبت ومصیبت عظمی چون اعلاء ارمغان حسینی است .

ستاد بزرگداشت جهانی حضرت علی اصغر (ع)

_________________
سایت باب الحوائج شهید حضرت علی اصغر (ع)
www.alasghar.com
www.aliasghar.org

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger شماره شناسایی در ICQ
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2
صفحه 2 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.09 ثانیه