Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - اشعار مرحوم قیصر امین پور
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات » شعر

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
اشعار مرحوم قیصر امین پور
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 بهمن 1386 - 16:32    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شعر بي دروغ

ما که اين همه براي عشق
آه و ناله ي دروغ مي کنيم

راستي چرا
در رثاي بي شمار عاشقان
-که بي دريغ-
خون خويش را نثار عشق مي کنند

از نثار يک دريغ هم
دريغ مي کنيم؟

قيصر امين پور



اگر سنگ ، سنگ ...
اگر آدمي ، آدمي است
اگر هر کسي جز خودش نيست
اگر اين همه آشکارا بديهي است

چرا هر شب و روز، هر بار
بناچار
هزاران دليل و سند لازم است،
که ثابت کند :
تو توئي؟

هزاران دليل و سند،
که ثابت کند ...

با اين همه

اما
با اين همه
تقصير من نبود
که با اين همه ...
با اين همه اميد قبولي
در امتحان سادهْ تو رد شدم

اصلاً نه تو ، نه من!
تقصير هيچ کس نيست

از خوبي تو بود
که من
بد شدم!

قيصر امين پور

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
farimah از این تاپیک تشکر میکنم 
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 بهمن 1386 - 17:33    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من و خدا


پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها


مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس و خشتی از طلا


پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور



ماه، برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او


اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان


رعد و برق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعرة توفنده اش



دکمة پیراهن او، آفتاب
برق تیغ و خنجر او، ماهتاب


هیچ کس از او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست


پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود



آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین


بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود




در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت



هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها


زود می گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست




هر چه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است



تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند


کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پا، لنگت می کند




تا خطا کردی، عذابت می کند
در میان آتش، آبت می کند



با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود


خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم




در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین



محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خندة خشم خدا


نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا


هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود



مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه


تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسأله




مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود


تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یک سفر




در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدیم، خوب و آشنا


زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت: اینجا خانة خوب خداست!




گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند



با وضوئی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد


گفتمش: پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟




گفت: آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست



مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آئینه است


عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی




خشم، نامی از نشانیهای اوست
حالتی از مهربانی های اوست



قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است


دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد




هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است



تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست


دوستی، از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر




آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد



آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود


می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا




می توان با این خدا پرواز کرد
سفرة دل را برایش باز کرد



می توان دربارة گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد


چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت




می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد



می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت، آواز خواند


می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد




می توان دربارة هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا:
«پیش از اینها فکر می کردم خدا ...»



روحش شاد...


_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 24 شهریور 1387 - 10:35    عنوان:  آواز عاشقانه پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


آواز عاشقانه


آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست

حق با سکوت بود ،صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده دردلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد،کس به داغ دل باغ ،دل نداد

ای وای،های های عزا در گلو شکست

"بادا "مباد گشت "مباد ا"به باد رفت

"آیا "زیاد رفت و"چرا "در گلو شکست

فرصت گذشت وحرف دلم نا تمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خدا حافظی کنم

بغضم امان نداد وخدا ... در گلو شکست


قیصر امین پور

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.08 ثانیه