Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - شعری در وصف زن زليلان
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » آقایان

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
شعری در وصف زن زليلان رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3, 4  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 23 اسفند 1384 - 15:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هه تازه الناز يه بار هم كه من رفتم كيميا هم با هام بود
بعد همينطور كه داشت رختارو ميشست زيره لب يه چيزايي راجب ؛ سايت و فروم و ايران و كره و ادمين و سجا.. ميگفت
بعد هي ناخناشو ميخورد
زنشم با ملاقه زد تو سرش
منو كيميا هم ديديم زشته تو كتك خورونه ايليا شركت كنيم واسه همين رفتيم
يادته كيميا؟

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 23 اسفند 1384 - 15:52    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

حالا الناز جريان اون روز كه با هم بوديم كه بد نيست اونو بگو خنده
_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 23 اسفند 1384 - 16:09    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

aLaLe نوشته است:
حالا الناز جريان اون روز كه با هم بوديم كه بد نيست اونو بگو خنده



ارزو نگو دیگه
بابا یادته چقدر گفت دیگه به رو ش نیاریم.
گناه داره !!!!
______________
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
kimiya
مدير انجمن "عکاسي"و"گپ"
مدير انجمن


عضو شده در: 26 دی 1384
پست: 461
محل سکونت: TehRaN blank.gif


امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 23 اسفند 1384 - 19:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آره آرزو خوبم یادمه وای چه فازی داد.
یه دفعه دیگه هم سه تایی رفته بودیم ایلیا داشت پیاز خورد می کرد همین طور آب از چشمش میومد البته پیازش خیلی تند نبود فکر کنم گریش از دست زنش بود(ایول چه زن با حالی داری)

_________________
فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ماروفریب داد فردا هم با وعده هایش ما رو خواب کرد.....وقتی چشم باز کردیم امروز گذشته بود....ღ

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 23 اسفند 1384 - 20:17    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

kimiya نوشته است:
آره آرزو خوبم یادمه وای چه فازی داد.
یه دفعه دیگه هم سه تایی رفته بودیم ایلیا داشت پیاز خورد می کرد همین طور آب از چشمش میومد البته پیازش خیلی تند نبود فکر کنم گریش از دست زنش بود(ایول چه زن با حالی داری)


حالا این باز یه چیزی
اون دفعه رو چی میگی که داشت لباس ها رو افتاب می کرد؟
راستی بچه ها ایلیا وقتی پیشبند ظرف شویی میببنده با اون دستکش ها خیلی خوشتیپ میشه نه؟
_________________
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 اسفند 1384 - 19:53    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بابا شما دیگه کی هستید
دارم شاخ در میارم!
قکر کنم الناز و ارزو و کیمیا و دارو دستشون از اونایی باشن که اگه شوهر کردن ، شوهراشون زن ذلیل می شن! گریه

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 اسفند 1384 - 20:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به قول خودتون اگر احیانا خدایی نکرده این اتفاق ناشایست افتاد اره!!!!
____________
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید.

_________________
بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 اسفند 1384 - 22:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

kimiya نوشته است:
آره آرزو خوبم یادمه وای چه فازی داد.
یه دفعه دیگه هم سه تایی رفته بودیم ایلیا داشت پیاز خورد می کرد همین طور آب از چشمش میومد البته پیازش خیلی تند نبود فکر کنم گریش از دست زنش بود(ایول چه زن با حالی داری)


آره يادمه =((
مگه نميدوني؟ چشمک
آخه قبلش زنش با ملاقه جيزش كرده
واسه همون بود گريه ميكرد خنده

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 اسفند 1384 - 22:24    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

elnaz نوشته است:


حالا این باز یه چیزی
اون دفعه رو چی میگی که داشت لباس ها رو افتاب می کرد؟
راستی بچه ها ایلیا وقتی پیشبند ظرف شویی میببنده با اون دستکش ها خیلی خوشتیپ میشه نه؟
_________________
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید


اره =((

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 اسفند 1384 - 22:25    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

elnaz نوشته است:
به قول خودتون اگر احیانا خدایی نکرده این اتفاق ناشایست افتاد اره!!!!
____________
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید.



بلا به دور خنده

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3, 4  بعدی
صفحه 2 از 4


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.06 ثانیه