Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - short story with david
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » زبان خارجه

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
short story with david
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
david_1169
مدير انجمن "اخبار"
مدير انجمن


عضو شده در: 4 شهریور 1385
پست: 898
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 960
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 1 شهریور 1386 - 17:16    عنوان:  short story with david پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام بچه ها

یه سر اومدم انجمن زبان دیدم حیفه اینجا داره تلف میشه!

اخه داداش امیرم یه نم که نه خیلی سرش شلوغه وقت نمیکنه بیاد این ور

یه سری داستان کوتاه انگلیسی میزارم بعد ترجمه فارسی شونو میزارم

موفق باشید


#####################################################


Mr Jones and his hat
"Mr jones had afew day,s holiday , so he said "i,am going to go to the mountain by train
He put on his best clothes , took a small bag , went to the station and got into the train.
HE had a beautiful hat,. and he often put his head out of the window during the trip and looked at the mountains
.but the wind pulled his hat off
!Mr Jones quickly took his old bag and threw that out of the window too
The other people in the carriage laughed ."is your bag going to bring your beautiful hat back?" they asked
"No"Mr jones answered , "but there,s no name and no address in my hat , and there,s" a name and an address on the bag
!Someone,s going to find both of them near each other , and he,s going to send me the bag and the hat

_________________
فقط تو فرشته ی منی!

http://ahvazmount.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
تشکرها از این تاپیک
Sajjad(چهار‌شنبه 11 مهر 1386 - 03:35), david_1169 از این تاپیک تشکر میکنم 
david_1169
مدير انجمن "اخبار"
مدير انجمن


عضو شده در: 4 شهریور 1385
پست: 898
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 960
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 6 شهریور 1386 - 15:07    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آقاي جونز و كلاهش:
آقاي جونز چند روز تعطيلي پيش رو داشت- پس گفت: با قطار به كوهستان مي روم.
بهترين لباسش را پوشيد و كيف كوچكي برداشت و به ايستگاه رفت و سوار قطار شد.
او كلاه زيبايي داشت. و در طول سفر او معمولا سرش را از پنجره بيرون مي آورد تا كوهستان را تماشا كند. اما باد كلاهش را برد.
آقاي جونز خيلي زود كيفش را هم برداشت و از پنجره بيرون انداخت.
افراد در كوپه خنديدند و پرسيدند: آيا كيف كوچكت كلاه زيبايت را به خانه برخواهد گرداند؟.
آقاي جونز جواب داد: نه- اما همراه كلاهم نام و آدرسي نبود- اما در كيفم آدرس و نامم بود. يه نفر آنها را كنار هم خواهد يافت و كيف و كلاه را برايم خواهد فرستاد...!

_________________
فقط تو فرشته ی منی!

http://ahvazmount.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 20 شهریور 1386 - 04:38    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

جالب بود
مرسی
باز هم اگه از این نوع داستانها داشتی برامون بزار
استفاده می کنیم
درود

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
david_1169
مدير انجمن "اخبار"
مدير انجمن


عضو شده در: 4 شهریور 1385
پست: 898
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 960
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 11 مهر 1386 - 01:42    عنوان: icon_mocker !when a child gave the right answer to 1 quastion پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ببخشید بچه ها از وقفه ای که پیش اومد

ادامه داستان ها با تقدیم یک گل



*3*3*3*3**3*3*3*3**33**3*3**3*3*3*3**3*3*3*3*3**3*3*3*3**3*3*3*3*3*3*3*3*3**3*3*3*3*3*3*3**3*3*3




.peter was eight years old , and he went to a school near his house
,he always went there and came home on foot
.and usually got back on time , but last friday he came home frome school late
"?his mother was in kitchen , and she saw him and said to him ,"why are you late today
"my teacher was angry and sent me to headmaster after our lesson ." peter answered
"?"to the headmaster ?" his mother said."why did she sent you to him
"becaused she ask a question in the class,"peter said,"and none of the children gave her the answerexsept me
his mother was angry,"but why the teacher send you tothe headmaster then? why didn,t she send all other stupidchildren?" she asked peter
because the quastion was , "who put glue on my chair?" peter said

_________________
فقط تو فرشته ی منی!

http://ahvazmount.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.09 ثانیه