Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - گفتگو با خواننده یار دبستانی + فايل صوتي سرود
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » متفرقه

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
گفتگو با خواننده یار دبستانی + فايل صوتي سرود
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 21 بهمن 1386 - 06:11    عنوان:  گفتگو با خواننده یار دبستانی + فايل صوتي سرود پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گفتگو با خواننده یار دبستانی + فايل صوتي سرود

1386/11/12

مى‌خواستم فرياد بزنم من «ياردبستانى» را خوانده ام!

به گزارش «جهان» اگر بگوييم كه شعر و آهنگ «يار دبستانى من، با من و همراه منى...» به يك سرود ملى دانشجويان تبديل شده، اغراق نكرده ايم. اين آهنگ ۲۸ سال پيش و ۲ ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى به اجرا درآمد. در آن زمان جوانان صاحب ذوق فرهنگى و صد البته انقلابى دور هم جمع شده بودند و براى آينده موسيقى و آهنگ بعد از انقلاب تبادل نظر مى كردند.

یار دبستانی سرود یار دبستانی من

ايران در مصاحبه‌اي مفصل با وي به طرح سئوالاتي درباره اجراي اين سرود و برخي مسايل ديگر پرداخت كه متن كامل ان به شرح زير است:
يكى از جوانان فعال آن موقع كه از زمان شكل گيرى انقلاب شاخه فرهنگى و شعر و شعارهاى انقلابى را بر عهده داشتند «جمشيد جم» بود. او و اين گروه از جوانان از راهپيمايى ها فيلم و عكس تهيه مى كردند و آهنگ هاى انقلابى مى سرودند. اولين سرود انقلابى فقط چند دقيقه پس از حضور تاريخى امام خمينى(ره) در فرودگاه مهرآباد خوانده شد. «خمينى اى امام، خمينى اى امام» يك سرود انقلابى بود كه خيلى ها را غافلگير كرد.

جمشيد جم يكى از خواننده هاى آن سرود به ياد ماندنى بود اما يار دبستانى را مى توانيم نقطه عطف موسيقى پس از انقلاب بدانيم. اولين آلبوم موسيقى پس از انقلاب «يار دبستانى» و با صداى جمشيد جم است. در آن روزها بسيارى تلاش كردند كه تحجر را وارد تمام زمينه ها كنند اما با نظر و آينده نگرى امام(ره) اين امر تحقق نيافت. به عنوان مثال... اصلاً خودتان گفت وگوى مارا با جمشيد جم كه درباره حال و هواى آن روزها است ، بخوانيد.



گويا ابتدا يار دبستانى موسيقى متن فيلم «ايست براى ترور »بود و استقلال نداشت

ترانه سرا و آهنگساز «يار دبستانى» منصور تهرانى بود. به نظر من فيلم از فرياد تا ترور فقط يك بهانه بود و خودمان هم اين فيلم را نديديم. من فقط چند سكانس را ديدم و به منصور تهرانى كه كارگردان اين فيلم هم بود گفتم با توجه به تنش و روزهاى پس از انقلاب احتمال دارد اكران نشود. به تهرانى گفتم اين اثر را گسترش بدهيم و عرضه كنيم و صرف موسيقى متن نباشد.

منصور تهرانى همه فن حريف و با ذوق است. با تلاش او اين اثر در كنار همه مدرسه اى ها يار است. اين كار دو ماه پس از انقلاب اجرا شد اما از سال ۱۳۶۱ با مجوز ارشاد و معاونت سرودهاى انقلابى به بازار آمد. در اين اثر بايد از زنده ياد عباس منطقى كه يك عاشق موسيقى و صاحب شركت «آواى چنگ» و سرمايه گذار بود ياد كنيم. او تنها كسى بود كه ريسك مى كرد و در آن برهه امتياز موسيقى فيلم ها را مى خريد و سرمايه گذارى مى كرد.

بعضى از طيف هاى دانشجويى كه به برخى از جناح ها منتسب هستند اين آهنگ يار دبستانى را براى خود مى دانند...

يار دبستانى نه براى يك فرد، قشر يا شغل خاصى است بلكه براى همه است. مثلاً در بعضى ازدانشگاه ها مى روم و مى بينم عنوانى به نام انجمن اسلامى تشكيل شده اما حرف هايى كه در آنجا زده مى شود مانند حرف هايى است كه انتظار داريم از ضدانقلابى ها يا ضدايرانى ها بشنويم. اين حيف است حداقل اسم انجمن اسلامى را نگذاريد. بعضى جاها مى روم مى بينم كه سيمان روى مزار پنج شهيد گمنام از بين رفته است. به دانشجوها مى گويم تو بايد يقه استاندار، فرماندار يا رئيس دانشگاه را بگيرى تا اين قبور را درست كنى. نمى كنند خودت دست به كار شو. يعنى به يك ديدگاهى بايد برسى كه ارزش ها را متوجه شوى. ما الگوهاى مان همين شهدا هستند. اين كه هر كسى مى خواهد يار دبستانى را براى خود كند مصداق مثل «هر كسى از ظن خود شد يار من» است. البته اين فقط مربوط به قشر دانشجو نمى شود. بلكه در آن زمان بسيارى از كانديداهاى مجلس مرا دعوت مى كردند كه هيچ كدام را قبول نمى كردم. مسئله بى احترامى نبود. اما اگر من مى رفتم در آن مجالس اين مهر و آهنگ به نام آنها مى خورد. گذشته از اين ، پس اگر آقاى منافق هم آهنگ مرا پخش كند، من منافق هستم اين يار دبستانى براى مردم ايران و پايه اش سال ۱۳۳۲ و در زمان شهادت سه دانشجو است. دانشجو بايد فكر سياسى داشته باشد.

يعنى دانشجو بايد سياسى باشد

اصلاً تمام مسئولان ما مى خواهند كه دانشجويان سياسى باشند. خنثى بودن كه هيچ فايده اى ندارد. جوان هاى ما استعداد فراوانى دارند. از انرژى هسته اى بگيريد تا مسائل كوچك كه دانشجويان ما با فكر جلو مى روند. مثلاً امسال اعلام شد كه مرگ ناشى از گازگرفتگى نسبت به سال هاى گذشته دو سه برابر شده و پس از آن ديديم كه يكى از جوانان و دانشجويان ما دستگاهى اختراع كرده كه با انتشار مونواكسيدكربن علامت و صداى هشدار مى دهد. اين يك نمونه كوچك از مغز ايرانى است كه در دنيا تك است. نبايد ساده پسند و سطحى نگر باشيم. مداحى كه به جاى حسين حسين به سين سين برسد، به پوچى رسيده است چون فكر كرده كه با دوپس دوپس مى تواند به هدف خود برسد. همين روزنامه امسال ايران را با چند سال گذشته مقايسه كنيد مى بينيد تركيب بندى، نوع كاغذ و محتوا تغيير كرده. بايد همين طور باشد و رو به جلو برويم اما با اصول. نه اين كه اصل حسين را رها كنيم و به دوپس دوپس برسيم.

كار در راديو پس از انقلاب محدوديت زيادى نداشت
دست زدن را همه بلد بودند اما زمانى كه انقلاب شد تكبير در بسيارى جاها جايگزين شد. مثلاً زمانى كه در راديو مشغول بوديم و برنامه طنز صبح جمعه با شما داشتيم و تفريح و تفنن درميان بود، جو آن زمان به گونه اى بود كه دست زدن را داراى اشكال مى دانستند. الان مى بينيد هر بخش در هر ارگان براى خودش ده ها مدير دارد اما شور و شوق انقلاب آن موقع به گونه اى بود كه مرئوس ها خود براى بهتر شدن كارها فكر مى كردند. مدير، مديريت مى كرد و مشورت مى داد اما مثلاً ما بچه ها و جوانان آن زمان خودمان تصميم مى گرفتيم.

اين مسئله بازدهى را بالا مى برد و تمام برنامه هاى آن موقع راديو را ۱۵ نفرى تهيه مى كرديم. آن موقع گفتيم نمى شود در زمانى كه برنامه تفريحى و تفننى پخش مى شود تكبير گفت. براى تفكيك تكبير و دست زدن كه بعضى ها در مخيله شان هم نمى گنجيد كه روزى از راديوى ايران صداى دست زدن شنيده شود خدمت امام خمينى (ره) رسيدم و ايشان با آن بينش خود اجازه دست زدن را صادر كرد.

چگونه چنين اجازه اى دادند از ملاقات خود با امام (ره) بگوييد.

سال ۱۳۵۷ بود. ما جوانان مى دانستيم كه در چه شرايط حساسى قرار داريم و پايه برنامه هاى صداوسيماى پس از انقلاب بايد به شكل درستى ريخته شود. آن موقع به فكر ۳۰ سال آينده بوديم و نمى خواستيم آن هدف اصلى انقلاب منحرف شود. مثلاً همين صدور اجازه دست زدن براى تشويق حضار يا برندگان مسابقات شجاعت و درايت مى خواست. از طريق حاج احمدآقا به ملاقات امام خمينى (ره) رفتيم. هنوز هم بعد از ۳۰ سال كه درباره اين ملاقات حرف مى زنم احساس مى كنم گلويم دارد خشك مى شود. امام گفتند كه چه مشكلى در راديو دارى جواب دادم: آقا! مى خواهيم دست بزنيم. ايشان هم به شوخى گفتند: خب بزن! گفتم: اينجا نه آقا در راديو. امام(ره) هم به حاج احمد آقا اشاره كردند و كاغذى آوردند و در آن نوشتند كه دست زدن براى تشويق و مسابقه در راديو اشكالى ندارد و با مهر روح الله الموسوى الخمينى ممهور شد. شما الان را نبينيد و به ۲۹ سال قبل برگرديد. آن موقع واقعاً دست زدن در ذهن بعضى ها نمى گنجيد. البته در ابتدا تنش ايجاد شد و بعضى ها كه در بعضى از حزب هاى خاص بودند با ما بگومگو كردند اما نوشته امام خمينى (ره) فصل الخطاب بود.

در زمان انقلاب چگونه جوانان آن بينش انقلابى را به دست آوردند قطعاً اين بينش همين طورى به وجود نيامده بود.

آن چيزى كه جوانان را ساخته بود مساجد بود. آن موقع من جوان دلم خوش بود كه بروم اذان صبح مسجد را من بگويم. آن موقع اين اعتقاد وجودداشت كه بروم با اذان و راز و نياز با خداى خودم صدايم را تطهير كنم. اين درحالى بود كه كلاس هاى موسيقى مى رفتم و در محضر اكثر اساتيد موسيقى درس پس دادم.

چطورى چنين اعتقادى به وجود مى آمد

به خاطر اين كه نمى گفتند اين آقايى كه كلاس موسيقى مى رود ،مطرب است وچرا به مسجد مى آيد. نمى گفتند چرا موهايش اينجوريه و چه لباسى تنش است. ما بايد جوانانمان را جذب كنيم. آن موقع هيچ كس نمى گفت اين مطرب چرا بايد اذان مسجد را بگويد و رساله به دست گيرد. تازه مى گفتند احسنت چه صداى خوبى دارد و به طرف معنويت مى رفتم. اگر معنويت نباشد انسان به پوچى مى رسد. اگر اين معنويت با جوانان ما نباشد در آينده لطمه مى خوريم و آن موقع خيلى دير است. دشمن نقطه كور ما را كه همان جوان بدون معنويت است، مى بيند و وارد مى شود. من مى روم و مى گويم شما نسل چهارم يار دبستانى هستيد و چرا از معنويات به صورت عميق شناخت نداريد. شما وقتى اعتقادتان تكميل است دركارتان هم استوارتر هستيد.

و همين معنويت موجب شده بود كه با وجود حرف هاى انحرافى فراوان در آستانه انقلاب، اين انقلاب منحرف نشود.

بله. همين الآن بسيارى از مسئولان رده بالا، آن موقع جزو همين جوانان مؤمن بودند. اعتقادات جوانان مثال زدنى بود و همين راز پيروزى انقلاب و راه رفتن روى مسير اصلى بود.

درباره موسيقى هاى زيرزمينى كه در چند سال اخير مدشده نظرتان چيست

در ابتدا موسيقى آن طرف آبى را مى گويم.

۹۸ درصد از موسيقى آن طرف آبى محتوا و كلام ندارد. كلام و نغمه بعد از انقلاب جان گرفت. اگر كسى اين حرف را قبول نداشته باشد بى انصافى كرده است.تكنوازى، اركستر و موسيقى معنا پيدا كرد اما آن طرف آبى ها موسيقى الكترونيك آوردند و در مسير همان سطحى نگرى موسيقى مزخرف را آفريدند. اين لطمه زد. دنيا كه به بن بست رسيد DJ و دوپس، دوپس را ساخت.جوانان ما مى بينند اين طرف چيزى به آنها نمى دهند مجبورند از آن طرف الگو بگيرند. ما نمى آييم به وسيله دستگاه الكترونيك موسيقى را بنوازيم كه نزديك به كارمان باشد. كارى كه يانى (نوازنده معروف غرب) كرد و ساز و اركستر و الكترونيك گذاشت و تنظيم كرد و دارد به خورد خودمان مى دهد. به همين علت از آن طرف پشت بام مى افتيم و به غلط موسيقى ما سر از زيرزمين درمى آورد. DJ الآن دشمن موسيقى ملل و ايران است. DJ مثل اين است كه با سرعت ۲۰۰ تا ناگهان پا را روى ترمز بگذارى و همه چيز از بين برود. غربى ها چون با صنعت جلو مى روند فكر مى كنند و از طريق الكتريك DJ مى سازند. اصلاً با اين سطحى نگرى ها و موسيقى زيرزمينى موافق نيستم. اگر موسيقى و امكانات داريد درست از آن استفاده كنيد. با چاقو مى توانيد كسى را بكشيد يا از آن براى سالاد استفاده كنيد.

سرودهاى انقلاب زيرزمينى بود و جوانانى مثل شما به صورت زيرزمينى اين آهنگ ها را مى ساختيد، اماتفاوت زياد است.

بله درست است آن موقع در خانه ها موسيقى ساخته مى شد اما در آن معنويت و فكر بود. تقليد كوركورانه نبود. كلام داشت. اصلاً آن موقع مثل الآن مسئله كميتى نبود و كيفيت حرف اول را مى زد. بله امكانات نبود و خش خش داشت و براى اين كه صدا اكويى نشود از شانه هاى تخم مرغ استفاده مى كرديم و به در و ديوار خانه مى چسبانديم و ضبط مى كرديم. در آن خانه ها با چه بدبختى چنين سرودهايى را ضبط مى كرديم. تازه آن موقع زيرزمينى تر بود چرا كه بايد مراقب ساواك و پليس مى شديم كه باخبر نشود. اما علاقه و معنويات و دورانديشى درآن وجود داشت. اگر امكاناتى كه امروز است در آن موقع بود قيامتى به پا مى شد.

از روزهاى انقلاب و زمان ورود امام خمينى(ره) بگوييد.

روزى كه قرار بود امام (ره)به ايران بيايند ساعت پنج صبح از خانه بيرون زدم. البته قبل از آن بگويم كه از مدت ها قبل دولت نظامى، حكومت نظامى اعلام كرده بود اما جوانان حكومت نظامى را شكسته بودند و با در دست داشتن اسلحه در نقاط حساس شهر نگهبانى مى دادند كه نظامى ها آسيبى نرسانند. به خاطر همين پيش مى آمد كه ما چند شب نمى خوابيديم.
مقر شما كجا بود.

ميدان امام حسين(ع) (فوزيه آن زمان)، پل چوبى و تقاطع فاطمى و وليعصر(عج) مقر ما بود. آن اواخر در تقاطع فاطمى ـ وليعصر (عج) بوديم و پيش مى آمد كه چند روز چيزى نمى خورديم. در آن زمان يادم است كه يكى از آن هنرپيشه هاى معروف طنز آن زمان يك بار با يك ظرف بزرگ مرغ بريان پيش ما آمد و از ما پذيرايى كرد.
ما ۴۸ ساعت چيزى نخورده بوديم و از اين كه مردم از همه قشر مراقب ما هستند برايمان جالب بود. در آن زمان همه مردم متحد بودند از هر قشرى كه فكر كنى در راهپيمايى ها و تظاهرات حضور داشتند. به خدا كسانى را مى ديدم كه با وجود بيمارى در راهپيمايى ها شركت مى كردند و مى خواستند حضور داشته باشند.
آنها هم احساس مسئوليت مى كردند. به هر جهت روز دوازدهم فروردين رسيد و ديدم خبرنگاران خارجى از پنج صبح در نقاط مختلف تجمع كردند و دوربين هاى آنها آماده شده است.
من هم به دوربين مسلح بودم اما تحركاتى را مى ديدم كه برايم عجيب بود. از قبل اعلام كرده بودند كه قرار است امام ابتدا در مدرسه اى كه سر خيابان بهبودى قرار دارد سخنرانى كند و پس از آن به دانشگاه تهران برود. همين مسئله موجب شده بود افرادى كه بسيار مشكوك بودند در اين نقاط پرسه بزنند.
من نمى توانستم تحمل كنم و به فرودگاه مهرآباد رفتم. تا زمانى كه گل هايى كه براى استقبال امام(ره) در خيابان قرار مى دادند را نديده بودم باور نمى كردم كه ايشان به تهران مى آيد. روز خيلى عجيبى بود. هر ساعتى كه مى گذشت تجمع مردم بيشتر مى شد. واقعاً سيل راه افتاده بود.
با مكافات فراوان به فرودگاه رفتم و داخل سالن شدم. وقتى امام خمينى(ره) داخل سالن فرودگاه شدند محمد اصفهانى كه آن زمان نوجوان بود قرآن خواند و ديدم بچه هايى براى خواندن سرود آماده مى شوند. آن موقع من آنها را رها نكردم و ديدم يك تشكيلات سازماندهى شده مردمى وجود دارد من هم دويدم پشت بچه ها و نوشته اى را كه بغل يكى از بچه ها بود، خواندم. خمينى اى امام، خمينى اى امام...

موج عظيم استقبال كنندگان از امام(ره) در بيرون از فرودگاه منتظر بودند. آن موقع برنامه به هم خورد و امام خمينى به سمت راه آهن و بهشت زهرا حركت كردند. قرار بود اين سرود در بهشت زهرا خوانده شود اما پيش نيامد.
اصلاً همه چيز به هم خورد چون استقبال بيش از حد تصور بود. حالا حساب كنيد اعلام شد كه امام به سمت بهشت زهرا حركت كرد سيل خروشان به طرف بهشت زهرا رفت. اين را بگويم كه تاسه چهار ساعت امام به اصطلاح گم شدند و كسى نمى دانست كجاست. شما حساب كنيد از مهرآباد تا بهشت زهرا با پاى پياده چقدر راه است ما پنج ساعت در راه بوديم تا رسيديم و امام خمينى آن سخنرانى معروف را انجام دادند. من نمى توانم چنين چيزى را تصور كنم.
اصلاً تمام اين لحظات ثبت شدنى نبود. در حد خودم چند تا عكس گرفتم. اين جمعيت به همين سادگى به وجود نيامده بود. شما حساب كنيد خيابان عريض و طويل آزادى تا نواب و راه آهن و بهشت زهرا استقبال كننده بود.
آن عظمت در روزى كه حكومت طاغوتى هنوز سر كار بود باورنكردنى بود. جوانان و مردم همه معتقد بودند و همين اعتقاد پشتوانه امام شده بود. بعد از ورود امام خمينى (ره)هنوز درگيرى و تيراندازى برقرار بود.

و هدف شما هم گرفتن راديو بود
آن موقع براى براندازى نظام شاهنشاهى اهداف تقسيم شده بود. من هم همراه ديگر دوستان در ميدان توپخانه آن موقع قصد داشتيم ساختمان هاى اطراف ميدان را بگيريم. مقرى بود كه الآن ايستگاه مترو شده و از آنجا به ما تيراندازى مى كردند. ما هم مسلح بوديم و آن ساختمان ها را به محاصره درآورديم و حلقه محاصره را تنگ تر كرديم.
آنها پليس بودند اما برخى افراد مشكوك حضور داشتند كه به احتمال فراوان ساواكى بودند كه مى ديديم ناگهان اتومبيل خود را آتش مى زدند كه احياناًمدركى دست ما نيفتد.
پس از اين كه ساختمان هاى ميدان توپخانه را گرفتيم به همافرها گفتم ساختمان راديو در دو قدمى قرار دارد. ساختمان راديو در ميدان ۱۵ خرداد فعلى بود. بالاخره با همافرها ساختمان راديو را گرفتيم.
الآن معاونت صدا و راديو به ساختمان صدا و سيما رفته ولى به نظر من بايد در همين ميدان مى ماند. البته الآن راديو تهران در همين ميدان ۱۵ خرداد قرار دارد و اگر نمى خواهند كه ساختمان راديو باشد حداقل آن را به موزه راديو تبديل كنند تا فردا نياييم ببينيم اين ساختمان به پاساژ تبديل شده است.

در آن سالى كه يار دبستانى به بازار آمد استقبال مردم چگونه بود
از آلبوم يار دبستانى به عنوان نخستين آلبوم داراى مجوز پس از انقلاب استقبال فراوانى شد و در هر كوچه و برزن و ماشين ها اين آهنگ را مى گذاشتند و من مى خواستم فرياد بزنم من جمشيد جم خواننده آن هستم. چون در آن زمان چاپ عكس خواننده روى كاست ها مد نبود. همچنين اين آلبوم موجب احياى نوارفروشى ها شد.
پس از انقلاب تكليف آنها مشخص نبود و اين صنف از رونق افتاده بود. ما اعتقاد داشتيم بايد استوديوها پر شوند و رونق يابند. نوارفروشى ها بايد احيا شود حالا با چى با آن مسيرى كه تعيين مى شود. پس از آن هم بلافاصله جنگ شد و سرودهاى جنگى و حماسى مد شد و تا وقتى كه جنگ تمام نشد موسيقى از حالت سرود بيرون نيامد. يار دبستانى آن موقع با توجه به فضايى كه قرار داشت به خاطره و تاريخ تبديل شد.
يار دبستانى ما ابتدا از سال ۱۳۳۲ آغاز شد و سه يار دبستانى در ۱۶ آذر شهيد شدند. جلوتر يارهاى دبستانى در روزهاى انقلاب موجب پيروزى انقلاب شدند. پس از آن در جنگ يارهاى دبستانى را مى ديدم و حالا نسل چهارم يار دبستانى را مى بينم. واقعاً خوشحالم كه نسل چهارم با وجود اين كه نه آن روزها يادش است و اصلاً به دنيا نيامده بود باز يار دبستانى مى خواند. اگر اثرى در آن كارگروهى باشد و منيتى درونش وجود نداشته باشد ماندگار خواهد شد. الآن به جرأت مى توان گفت سرود ملى دانشجوها و دانشجويان همين يار دبستانى است.

وحرف آخر

من وقتى به دانشگاه ها مى روم مى گويم هر سؤالى كه درباره دستگاه هاى موسيقى و سازها، فرهنگ و هنر داريد بپرسيد. من دوست دارم جوانان با اخلاق بار بيايند و با معنويت بزرگ شوند. من دوست دارم اين جمله كه «خدا زيباست و زيبايى ها را دوست دارد» را با تمام وجود درك كنند. يكى از راه هاى رسيدن به اين اهداف شناخت شهيدان است.

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
تشکرها از این تاپیک
Sajjad از این تاپیک تشکر میکنم 
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 21 بهمن 1386 - 09:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام

جواناني كه به شهادت رسيدند ،

معني عشق بودند ،

زيبا زندگي كردند ،

زيبا انديشيدند،

و


زيبا در مبارزه با زشتي ها كشته شدند .


ما چطور ؟؟؟!!!

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.19 ثانیه