Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - هوش
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » علمی و اطلاعات عمومی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
هوش
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
fati
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 2 مهر 1385
پست: 1163
محل سکونت: تهران iran.gif


امتیاز: 1135
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 4 اسفند 1386 - 01:06    عنوان:  هوش پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هــــــوش


هوش چيزي است که ارزيابي و اندازه گيري آن کار ساده اي نيست چون انواع بسيار متفاوتي دارد. در سال 1983، دکتر هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، مفهوم جامع تري از هوش ارائه داد و آن را چند-هوشي ناميد. تئوري او با نظريات سنتي در اين رابطه که مي گفتند "آيا مي توانيد وقايع را به خاطر بسپاري، رياضيات انجام دهي، منطقي فکر کني و جمله هاي صحيح بنويسي؟" کاملاً مغاير بود. و ديدگاهي بسيارجامع تر براي قضاوت در مورد هوش افراد داشت

طبقه بندي اوليه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش هاي متفاوتي از هوش را شامل مي شد

• هوش و دانش زبانشناختي: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً مي بينيم که بعضي قادر به تکلم به چندين زبان مختلف هستند، در حاليکه بعضي در يادگيري يکي هم درمانده اند.
• هوش منطقي و رياضي: حل مشکلات به طريقي کاملاً منطقي. نوعي از هوش که بيشتر شامل کتابخوانان است.
• هوش موسيقي: قابليت فکر کردن در قالب نُت هاي موسيقي و ريتم. چه در نواختن و چه در آهنگ سازي.
• هوش فضايي: حل مشکلات به صورت بصري، در مغز فرد. جهت يابي و ناوبري از مهمترين آنهاست ولي توانايي در هنر، مجسمه سازي و طراحي نيز از اين دسته اند.
• هوش جنبش فيزيکي: داشتن توانايي در حرکت عضلات و ساير حرکات ورزشي.
• هوش ميان فردي: توانايي شناخت احساسات، حالات و عواطف ديگران. مهارت هاي اجتماعي.
• هوش درون فردي: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان.

هوش عاطفي چيست؟
هوش عاطفي ، شيوه برخورد فرد با مسائل و فراز نشيب‌هاي زندگي را نشان مي‌دهد. به عبارتي هوش عاطفي مجموعه‌اي ازخصوصيات شخصيتي است که در سرنوشت و سبک زندگي فرد موثر است. اين خصوصيات شخصيتي موجب مي‌شود که فرد از شيوه‌هاي مناسب براي گذران زندگي و مراحل آن استفاده مي‌کند. اين افراد رضايت از زندگي بيشتري دارند، شاداب‌تر هستند.
ارتباط بهتري با اطرافيان برقرار مي‌کنند و قدرت سازش بيشتري با مشکلات عاطفي و هيجاني دارند. از زندگي عاطفي غني و سرشاري برخوردار هستند. دلسوز و پرملاحظه هستند. مسئوليت پذيري بيشتري دارند. در مورد خود برداشت و نگرش مثبتي دارند. با خود راحت هستند و بيشتر از افراد ديگر پذيراي تجارب احساسي و هيجاني هستند.
هوش عاطفي و هوش علمي يا (IR) ميزان بهره هوشي افراد نمي‌تواند نشانگر زندگي آنها و ميزان رضايت آنها از زندگي باشد. بطوري که نمي‌توان گفت افرادي که از IR بالاتري بهره‌مند هستند حتي در زمينه روابط اجتماعي ، زندگي عاطفي و... نيز عملکرد بهتري دارند. بنابراين IR بالا و به تبع آن تحصيلات بالا و موقعيت شغلي خوب نمي‌تواند موفقيت فرد را در زندگي تضمين کند، مگر اينکه فرد از لحاظ هوش عاطفي نيز نمره بالاتري کسب کند.
بهره هوشي يا IR افراد هيچگونه اطلاعي در اين باره نمي‌دهد که افراد در فراز و نشيب زندگي چگونه عمل خواهند کرد و مساله همين جاست. هوش و استعداد تحصيلي هيچگونه آمادگي و مهارتي براي جدال با ناملايمات زندگي يا استفاده از فرصت‌هاي مطلوب به دست نمي‌دهد. با اين حال در مدارس و دوره هاي آموزشي با اينکه هدف فراهم ساختن آمادگي فردبراي ورود به زندگي موفق و رضايت بخش است تاکيد علاوه هوشي علمي است تا هوش عاطفي.
احساسات و عواطف انسان نيز همچون عملکرد منطقي فرد در مسائل هوشي داراي اصول و فنوني است که افراد مختلف از اين لحاظ با يکديگر تفاوت دارند. همانگونه که دو فرد ممکن است در يک مساله هوشي عملکردهاي متفاوت داشته باشند، از لحاظ هوش عاطفي نيز با يکديگر تفاوت دارند. تفاوت آنها در هوش عاطفي مواجه با مسائل زندگي عملکردهاي متفاوتي را در آنها موجب خواهد شد.

هوش عاطفي و شناخت احساسات خود
خودآگاهي و شناسائي نوع و شدت احساسات خود بخش مهمي از هوش عاطفي است. فردي که احساسات خود را به راحتي شناسايي مي‌کند، واکنش سريع‌تري در برخورد با مسائل دارد. به عبارتي قدم اول در ارائه و استفاده از راهکارها براي مسائل زندگي شناسايي احساسات است. در اغلب مسائل زندگي احساسات و عواطف ما دخيل هستند. بنابراين هوش عاطفي عمدتا با اين مسائل درگير است. و بخشي از آن که شناسايي نوع و شدت احساسات را بر عهده دارد، اولين مراحل را براي آماده شدن فرد براي اجراي مراحل بعدي طي مي‌کند. تا زمانيکه فرد با تاخير و با مشکل از احساسات خود سر در مي‌آورد، امکان اداره و کنترل اين احساسات نيز در او با تاخير همراه خواهد بود. سرعت عمل در اجراي اين مراحل بالا بودن هوش عاطفي فرد را نشان مي‌دهد.

هوش عاطفي و کنترل احساسات
افرادي که هوش عاطفي بالاتري دارند، راحت‌تر از ديگر افراد احساسات خود را کنترل مي‌کنند. قدرت بيشتري براي تحت اختيار درآوردن عواطف خود دارند و اجازه نمي‌دهند عواطف آنها بيش از حد لازم و در سطح افراطي عمل کند يا پسروي عاطفي داشته باشند. آنها براي کنترل احساسات خود شگردها و مهارت‌هاي زيادي را مي‌دانند و در اکثر موارد با سرعت عمل از اين مهارت‌ها و شگردها استفاده مي‌کنند. آنها را به راحتي خشم خود را کنترل کرده و آنرا در مسير درست براي تخليه و رسيدن به نتيجه مناسب هدايت مي‌کند. زود و نابهنگام مضطرب نمي‌شوند و در اين موارد مي‌دانند که چگونه بايد آرامش خود را حفظ کنند.

هوش عاطفي و شناخت احساس ديگران
افرادي که از هوش عاطفي بالايي برخوردارند، علاوه بر اينکه احساسات خود را به خوبي مي‌شناسند در شناخت احساسات ديگران نيز عملکرد خوبي دارند. اين مهارت موجب مي‌شود که فرد بتواند ديدگاه و نظر افراد ديگر را از لحاظ احساسي درک کند و به عبارتي بتواند خود را به جاي او بگذارد. داشتن چنين مهارتي موجب مي‌شود که فرد بتواند روابط خود را به بهترين وجهي اداره کرده و سازمان دهد.

هوش عاطفي و روابط اجتماعي
افرادي که از هوش عاطفي بالاتري برخوردارند، از لحاظ روابط اجتماعي بسيار موفق هستند. آنها به راحتي روابط خود را برقرار مي کنند، مي‌توانند با مهارت‌هايي که دارند، اين روابط را حفظ کرده و تحکيم بخشند. آنها در روابط خود راحت، فاقد اضطراب و خونگرم عمل مي‌کنند و ديگران را نيز به راحتي مي‌پذيرند. افراد ديگر در ارتباط با اين افراد احساس راحتي و آرامش مي‌کنند و معمولا تمايل بيشتري براي ادامه ارتباط با اين افراد دارند. در حالي که افرادي ‌که داراي هوش عاطفي پائين‌تري هستند، در روابط ، سرد و خشک ارزيابي مي‌شوند و اغلب روابط آنها در همان مراحل اوليه با شکست مواجه مي‌شود.

سخن آخر
هوش عاطفي کاربردهاي زيادي براي رضايت بخش‌تر کردن زندگي افراد دارد. بطوري که تحقيقات نشان مي‌دهد رضايت از زندگي در افراد با هوش عاطفي بالا بيشتر است. هوش عاطفي پائين در اغلب موارد ريشه اصلي مشکلاتي است که براي فرد پيش مي‌آيد. ناتواني در برقراري روابط اجتماعي ، پيوند زناشوئي مناسب ، سلامت رواني در معرض خطر و... از جمله اين مشکلات هستند

در آينده در باره تمامي هوش ها بيشتر صحبت مي کنيم و سوالات هوش مختلف براي شما طرح خواهيم کرد و حتي براي شب عيد شما تکليف هم داريم چشمک

_________________


هرکه در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
تشکرها از این تاپیک
david_1169(یکشنبه 5 اسفند 1386 - 19:13), Sajjad(چهار‌شنبه 29 اسفند 1386 - 23:22), fati از این تاپیک تشکر میکنم 
fati
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 2 مهر 1385
پست: 1163
محل سکونت: تهران iran.gif


امتیاز: 1135
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 6 اسفند 1386 - 00:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هوش هیجانی

طبق آخرين برآوردهاي آماري از ايران ، ما يكي از جوانترين جمعيت‌ها را در جهان داريم. به عبارت ديگر نيروي انساني بالقوه با ارزشي كه بنا به شواهد از نظر IQ و قدرت كار در كل گيتي كم نظير است. حال در نظر داشته باشيم كه اين نيروي انساني بالقوه با كيفيت به همراه منابع معدني و طبيعي (آن هم از نوع با كيفيت و كميت) چه تركيب بالقوه ارزشمندي را براي پيشرفت هر چه بيشتر اين مرز و بوم فراهم مي‌كند! اما...

امروزه مطالعات مختلف دانشمندان در حوزه روانشناسي نشان مي‌دهد كه ديگر تنها توسل به قابليت‌هاي IQ ، پيش‌بيني كننده مناسبي براي تعيين موفقيت يك نوجوان در دوره‌هاي بزرگسالي زندگيش نمي‌باشد. گذشته از اين، تاريخچه بسياري از كشورهاي پيشرفته نشان مي‌دهد، داشتن صرفاً منابع معدني و طبيعي غني نيز نمي‌تواند تضمين كننده پيشرفت و موفقيت يك ملت باشد. پس به چه چيزي به غير از نيروي انساني باهوش عقلاني و منابع معدني و طبيعي نياز داريم كه از داشتن آن بي‌بهره هستيم؟

مطالعات و تحقيقات روان‌شناسان ادامه پيدا كرد و به اين نتيجه رسيدند كه نمي‌توان فقط به IQ بسنده كرد. آنان در مطالعات خود مشاهده كردند بسياري از انسان‌هاي با IQ بالا ، موفق نيستند، خيلي از اين انسان‌هاي به ظاهر باهوش كه ممكن است در رياضي و يا زيست اطلاعات زيادي داشته باشند، فاقد هر‌گونه خلاقيت و موفقيت هستند. در تمام دنيا هستند تحصيل‌كرده‌هايي كه از مهارت كافي براي برقراري ارتباط با همكاران خود بي‌بهره هستند. تعداد زيادي از آنان هيچگونه مديريتي بر هيجانات خود ندارند، نمي‌توانند همسران خوبي براي شريك زندگي خود باشند، با آنكه ممكن است اطلاعات زيادي در حيطه تخصصي دانشگاهي خود داشته باشند اما نمي‌توانند پدر يا مادر شايسته‌اي براي فرزندان خود باشند، قدرت و توان تغيير را ندارند و نمي‌توانند خود را با تحولات سريع جامعه رو به پيشرفت جهاني تطبيق دهند. والديني هستند كه نمي‌توانند الگوي خوبي از رفتار محكم و قاطع همراه با روحيه شاد و سرزنده را از خود نشان دهند. آموزگاراني هستند كه با وجود داشتن اطلاعات زياد در حيطه درسي خود قادر به برقراري ارتباط مناسب با دانش‌آموزان خود نبوده و از هرگونه مهارت در هم‌دلي و ارايه طنين هيجاني مثبت به انسان‌هاي كوچك مقابل خود بي‌بهره هستند.

اما كساني هستند كه با وجود يك IQ متوسط و عادي آنچنان امواج مثبت هيجاني را به اطرافيان خود انتشار مي‌دهند كه با حضور خود گويي جريان گرم و شاد زندگي را در رگ‌هاي شبكه اجتماعي اطراف خود تزريق مي‌كنند. قادر هستند با استفاده از شرايط موجود ، هرچند سخت، ابتكار و خلاقيت را به كار گرفته و با توسل به مهارت‌هاي هيجاني خود شروع كننده و آغازگر حركت‌ها باشند. افكار، احساسات، و اهداف خود را به خوبي مي‌شناسند و مي‌توانند هيجانات مثبت و منفي خود را به گونه‌اي مديريت كنند كه به نفع خود و ديگراني باشد كه با آنان در ارتباط هستند.

دانشمندان پس از مطالعات فراوان به مجموعه شايستگي‌هاي دست يافتند كه آن را در قالب مفهومي به نام هوش هيجاني Emotional Intelligence معرفي كردند. اين شايستگي به همراه توان‌مندي‌هاي در حد متوسط عقلاني IQ ، مي‌تواند تا حد زيادي موفقيت در زمينه‌هاي مختلف زندگي را پيش بيني كند

خوشبختانه چند سالي است كه متوليان آموزش و پرورش، آموزش عالي، بهزيستي و نهادهاي ديگر دولتي، ضرورت ارتقاء مهارتهاي هيجاني و زندگي غير آكادميك (غير كنكوري) را در برنامه‌هاي خود گنجانده‌اند. لازم به ذكر است كه اين برنامه‌ها بيشتر تحت عنوان مهارت‌هاي زندگي در قالب دوره‌ها و كارگاه‌هاي آموزشي ارايه مي‌گردد كه همپوشي بسيار زيادي با مهارتهاي هوش هيجاني دارد. خوشبختانه در دانشگاه‌ها و در قالب تحقيقات علمي و يا پايان‌نامه، اين مفهوم در حال پي‌گيري و انطباق با شرايط فرهنگي ايراني است.

تاریخچه هوش هیجانی

در روزگاران قديم كه فقط انسان بود و چند وسيله ساده براي كار و امرار معاش، عده‌اي در پي يافتن روشهايي بودند تا از سختي كار بكاهند و بر سرعت توليد محصولات بيافزايند. و اين تلاش‌ها همگام با پيشرفت علم و تكنولوژي به ثمر نشست و ماشين‌ها يكي از پس از ديگري و پيشرفته‌تر و پيچيده‌تر از گذشته آمدند تا به ياري انسان بشتابند. انسان قرن بيستم آنچنان شگفت‌زده مسابقه تكنولوژي شد كه به تدريج فراموش كرد هدف اوليه چه بود. نگراني‌ها آغاز شد، نگراني از اينكه مبادا ماشين جايگزين انسان گردد و در واقع جايگاه وسيله و هدف جابجا گردد.

شايد اينجا بود كه انسان به خود آمد و متوجه شد جايگاه اصلي او در حال فراموشي است. به تدريج مشخص شد اين انسان و نيروهاي برتر ذهني اوست كه ابزارهاي شگفت‌انگيز را مي‌آفريند، پس مطلوب است به كيفيات و منابع انساني بيش از ماشين و منابع طبيعي و معدني ارج نهاده شود. در اين وادي كشورهاي توسعه يافته خيلي زود به اهميت علوم انساني و نقش آن در توسعه جوامع پي برده و در جهت ارتقاء دانش در اين حوزه و استفاده از آن، گام‌هاي بلندبرداشتند.

بنابراين در جهت اصلاح آنچه در گذشته رخ داده و ارزشمند تلقي مي‌شد (كميت)، متخصصان به‌تدريج نگاهي نو و متفاوت را برگزيده و به كيفيت كار و استفاده از منابع ارزشمند و اصلي آن، يعني انسان توجه بيشتري نمودند. اين توجه در دنياي مديريت به خوبي درك و به كار گرفته شد، به گونه‌اي كه در مفهوم پردازي‌هاي اساسي اين شاخه از علم تاثير بسزايي گذاشت.

از آن زمان كه مفهوم مديريت كيفيت در گستره علم مديريت پا به عرصه وجودگذاشت، و با نگاهي به موفقيت‌هاي فراوان سازمان‌ها و شركت‌ها، ناشي از به كارگيري اين مفهوم، ديگر كمتر كسي اعتقاد دارد كه مديريت يك امر ذاتي است، بلكه با ارايه انواع روش‌ها و فنون مديريتي به امر كاملا" اكتسابي مبدل گشته است.

در گستره مديريت كيفيت آنچه به روشني خودنماي مي‌كند، كمكي است كه علم روانشناسي و يافته‌هاي آن در اثربخشي اين مفهوم و به كارگيري آن در عمل از خود به جاي گذاشته است. با نگاهي به مفاهيم و روش‌هاي به كار گرفته شده در مباحث TQM و با كمي آگاهي از مفاهيم روان‌شناسي، جايگاه اين علم در ياري‌رساني به مديريت به خوبي روشن مي‌گردد. گرچه منطقي به نظر مي‌رسد كه هر كجا انسان وجود داشته باشد، علم روانشناسي نيز حضور خواهد داشت اما مباحثي چون اصول ارتباط انساني در كار، ايجاد انگيزه، مقاومت در مقابل تغيير، شناخت ديگران (همكاران و مشتري)، تعيين اهداف، كاهش استرس، مديريت هيجانات و غيره از جمله موضوعاتي هستند كه روانشناسان، بويژه نسبت به آن توجه بيشتري نشان داده‌اند. پيچيده‌گي‌هاي عصر حاضر و سرعت و شتاب تحولات در عرصه‌هاي مختلف دنياي كار و زندگي نقش يافته‌هاي دقيق و علمي روانشناسي را به نوبه خود حساس‌تر نمود و در اين را بويژه در مسيرتحولات صنعتي وسازماني متخصصان روانشناسي رابرآن داشت‌تا درنظريه‌پردازي‌ها و پژوهش‌هاي خود نگاه ويژه‌اي را اتخاذ كنند. اين نگاه پاسخي بود به عدم كارآيي نظريه‌ها و نگرش‌هاي قديمي‌تر در اين عرصه.

نظريه‌هاي قديمي به چالش كشيده شد و دراين ميان مشخص شد توانمندي‌هاي صرفا" عقلايي (IQ) ديگر نمي‌تواند پيش‌بيني‌كننده خوبي براي موفقيت در كار و زندگي باشد. در ادامه اين حركت و پس از ارايه نظريه هوش چندگانه توسط هاوارد گاردنراز دانشگاه يل در سال 1983 كه تلاش كردن بين ظرفيتهاي عقلاني و هيجاني تمايز قائل شود، در سال 1995 رابرت اشترنبرگ مدلي را از هوش موفقيت پيشنهاد نموده است، که براي پيشرفت در دانش‌آموزان با توانايي بالا سودمند مي‌باشد و براي آموزش تمام دانش‌آموزان قابل اجرا است. مدل وي به معلمان كمك مي كند تا بر مهارت‌هايي تاکيد ورزند که براي موفقيت‌هاي اجتماعي و دانشگاهي لازم است. اين مدل سه بعدي پيشنهاد مي‌دارد که قابليت‌‌هاي ذهني شامل توانايي‌هاي تحليلي، توانايي‌هاي آفرينش و خلق كردن و توانايي‌هاي عملي براي کسب موفقيت‌هاي اجتماعي، کاري، آکادميک و موفقيت در زندگي حائز اهميت مي‌باشند.

ريچارد بوياتزيس و فابيو سالا مدل مخصوص به خود را از ملاک‌هاي مربوط به چيزي که در مقايسه با برخي مولفه‌هاي توانايي يا مولفه‌هاي شخصيتي، هوش ناميده مي‌شود، ارائه کردند. آن ها بر اين باور مي‌باشند که آن چيزي که به نام هوش طبقه بندي مي‌شود، بايد داراي ويژگي‌هايي باشد، از جمله:


o مرتبط با کارکرد‌هاي عصبي- غدد درون ريز بوده،

o با شبکه‌ي عصبي و سيستم غدد درون ريزي که در ارتباط است، فرق داشته باشد،

o با پيآمد‌هاي کار و زندگي در ارتباط باشد،

o ارزشي را به درک شخصيت و رفتار انساني بي‌افزايد .

درسال 1990 پيتر سالوي از دانشگاه يل و جان ماير از دانشگاه همپشاير به ارايه نظريه قابل فهمي از هوش هيجاني دست زدند. سالوي و ماير، هوش هيجاني را به عنوان توانايي نظارت و نظم‌دهي احساسات خود و ديگران و استفاده از احساسات براي راهنماي فكر و عمل توصيف كردند
هوش هيجاني اما طبق تعريف رون بار- اُن بارت است ازمجموعه‌اي از دانش‌ها و توانايي‌هاي هيجاني و اجتماعي که قابليت کلي ما را در پاسخ به نياز‌هاي محيطي به طور مؤثري تحت تأثير قرار مي دهد. اين مجموعه شامل موارد زير است: 1) توانايي آگاه بودن از خود، درک و فهم خود و قدرت بيان خويشتن 2) توانايي آگاه بودن از ديگران، درک و فهم ديگران و قدرت بيان آنها 3) توانايي مواجهه با هيجان هاي شديد و کنترل تکانه‌ها در خويشتن 4) توانايي انطباق با تغييرات و حل مسائلي با ماهيت اجتماعي و يا فردي. لازم به ذكر است كه آزمون هوش هيجاني بار-اُن در ايران ترجمه و استاندارد شده و هم اكنون از آن در پژوهش‌هاي مربوط به اين حيطه استفاده مي‌شود.
دانيل گولمن، ژورناليست روانشناس از دانشگاه هاروارد اين مفهوم را در كتابي تحت عنوان هوش هيجاني، كه جزو پرفروشترين كتابهاي زمان خود بود و در ايران به ترجمه خانم نسرين پارسا از انتشارات رشد به بازار آمد، به شكلي كاربردي و ساده معرفي نمود.

تعريف گلمن (1995) از هوش هيجاني بدين صورت است كه او دو شيوه متفاوتي از آگاهي و دانستن را بيان مي‌كند : شيوه عقلاني و شيوه هيجاني و زندگي رواني انسان را ناشي از تعامل كاركرد هر دو عامل مي‌داند. او معتقد است به جاي ناديده گرفتن هيجانات ، شخص بايستي به طور هوشمندانه‌اي با آنها مواجه شود ؛ تنها با هوش هيجاني مي‌توان خود را براي پايداري در مقابله با ناكامي برانگيخت . حالات روحي و خلق خود را تنظيم كرد و ارضاي نياز را به تعويق انداخت و از غرق شدن تفكر در مسائل ناراحت كننده اجتناب كرد و با ديگران همدلي نمود .

گلمن سپس تلاش كرد تا نقش هوش هيجاني را در عرصه كار بويژه صنعت و سازمان در كتابي با نام هوش هيجاني در كار نشان دهد.

حتما تا به حال درباره IQ يا همان بهره هوشي ، خيلي چيزها شنيده ايد. و حتما شنيده ايد كه اگر كودكي IQ بالاتري داشته باشد ، حتما در بزرگسالي انسان تحصيل كرده و موفقتري خواهد بود. شايد به همين خاطر است كه تعداد زيادي از والدين ، از همان دوران قبل از مدرسه رفتن ، نگران كيفيت يادگيري فرزند دلبند خود و مدارسي كه قرار است او در آنها درس بخواند هستند. غافل از اينكه امروزه تحقيقات علمي ، نشان داده كه تنها داشتن هوش عقلانيِ زياد (كه مدارس مي خواهند از آن براي گذشتن از سد كنكور استفاده كنند) براي كسب موفقيت كافي نيست و علاوه بر IQ ، كيفيات ديگري نيز لازم است كه امروزه به آن هوش هيجاني مي گويند. اما منظور از هوش هيجاني چيست؟

به طور خلاصه هوش هيجاني يعني : داشتن ظرفيتي براي شناخت احساسات و هيجانات خود و ديگران و استفاده از اين هيجانات به نحو مناسب ، براي برقراري ارتباط بهتر با خود و ديگران.

عصبانيت يك هيجان و يا احساس است، و فردي كه داراي هوش هيجاني بالاتري باشد مي داند اين عصبانيت را چه وقت، كجا، با چه كسي و چگونه ابراز كند تا به جاي اينكه برايش دردسر توليد كند ، راه گشا باشد.

اينجا لازم است درباره خودِ كلمه هيجان بيشتر بدانيم: هيجان كلمه اي است كه در فارسي بيشتر براي احساسات و حالات پر شور و پر انرژي از آن استفاده مي كنيم ، ولي در روانشناسي براي بيان تمام حالات احساسي و رواني مثبت و منفي و علايم جسماني همراه آن به كار مي رود. هيجانات مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، اميد، نااميدي، نگراني، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادي، تعجب، شرم، پشيماني، دلسوزي و ...

اهميت هوش هيجاني در چيست؟

دانشمندان زيادي عقيده دارند كه مي توان هوش هيجاني را در كودكان و حتي بزرگسالان پرورش و افزايش داد. اما چرا پرورش و رشد هوش هيجاني مهم است؟ به چند دليل:

1- بمنظور برخورد با موقعيتهاي تهديد كننده و خطرناك: كودك 3 ساله اي را درنظر بگيريد كه در معرض خطر دزيده شدن توسط يك سارق كودك است. بچه ها معمولا به طور غريزي و از راه هيجانات خود متوجه خطرناك بودن موقعيت مي شوند. اگر سارق به زور متوسل گردد ، او شروع به داد و فرياد و دست و پا زدن مي كند ( كاري كه شايد در موقعيتهاي ديگر براي شما خوشايند نباشد) كه باعث مي شود احتمال نجات خود را افزايش دهد. تحقيقات نشان مي دهد كودكان داراي هوش هيجاني بيشتر، موقعيتهاي خطرناك را سريعتر تشخيص داده و عكس العمل نشان مي دهند. و در نوجواني نيز احتمال كمتري وجود دارد كه جذب دوستان ناباب و انحرافات اجتماعي شوند.

2- به منظور خشنودي و شادي: اگر هدف فرزندپروري، ارتقاء سطح سلامتي كودكان باشد، بنابراين بايد براي افزايش يكي از عوامل مهم در سلامتي آنان ، يعني شادي و خوشحالي در فرزندان تلاش كنيم. مطالعات نشان داده كودكان شاد و سالم در جامعه متمدن ،‌انسانهايي مسئوليت پذير و شهرونداني خوب خواهند بود. هر چه هوش هيجاني بالاتر باشد، هيجانات و احساسات به ما كمك مي كند تا اطلاعات مربوط به پايه و اساس سلامتي ، يعني شادي را جمع آوري كرده ، اولويت بندي و پردازش كنيم تا به نحو احسن از آن استفاده گردد. كودكان داراي هوش هيجاني با توسل به مهارت خودشناسي مي توانند به ريشه هاي پنهان شادي و يا غم خود آگاه شده ، و آن را مديريت كنند.

3- براي كمك به ديگران: حساسيت و هوش هيجاني بالاتر به كودكان كمك مي كند تا نياز هاي ديگران را درك كرده و حداقل با همدلي به آنان كمك كنند. با پيروي از هوش هيجاني ، بچه ها مي آموزند كه احساسات و هيجانات، نيازها و تمايلات همه انسانها به يكديگر شبيه نيست. رسيدن به چنين دركي به افزايش شفقت و احترام به احساسات و تفاوتهاي فردي ديگران منجر مي گردد كه اين خود اساس همدلي (يكي از مهارتهاي هوش هيجاني) مي باشد. با پرورش هوش هيجاني فزندان ما پي مي برند انسانها زماني كامل مي شوند و احساسات بهتري خواهند داشت كه با يكديگر همكاري كنند.

4- به منظور ايجاد حس مسئوليت پذيري: هوش هيجاني به ما كمك مي كند تا از دو طريق فرزنداني با مسئوليت پذيري بيشتر داشته باشيم. ابتدا با آموزش كودكان مبتني بر اينكه مسئوليت احساسات و هيجانات خود را بپذيرند، به جاي اينكه بر اين باور باشند كه ديگران احساسات آنان را همچون عروسكي تحت كنترل دارند. مثال: به جاي اينكه بگويد ” او باعث عصبانيت من شد“ ، بگويد:” من عصباني شدم“. مي توانيم به آنان بياموزيم ، وقتي احساسات منفي دارند، حق انتخاب نيز دارند، انتخابهايي مثل اقدام كردن، تغيير دادن، ابراز وجود به شكل كلامي يا نوشتاري، يادگيري و اتخاذ ديدگاه هاي متفاوت. به ياد داشته باشيم هيچكدام از ما بر روي محيط خود صد در صد كنترل نداريم (بچه ها كه خيلي كمتر)، ولي بر روي هيجانات خود مي توانيم كنترل داشته باشيم. با توسل به مهارتهاي هوش هيجاني مي توانند بياموزيند با استفاده از افكار خود هيجانات مثبت تري را تجربه كرده و در نتيجه رفتار مناسبتري از خود نشان دهند. رفتار مناسبتر دو نتيجه دارد، الف- از اينكه خوب عمل كرده اند احساس بهتري نسبت به خود خواهند داشت( كه به اعتماد به نفس بيشتر كمك مي كند). ب- در ديگران احساس خوبي را ايجاد مي كنند (كه در روابط اجتماعي آنان مؤثر بوده و اين نيز خود عزت نفس را ارتقاء مي دهد).

طريق دوم براي مسئوليت پذيري بيشتر اين است كه به آنان بياموزيم با استفاده از احساسات خود با روشهاي اجتماع پسندتري اقدام كنند، با دو پرسش از خود كه راهنماي اقدام مناسب خواهد شد:

1- ” الآن چه احساسي دارم؟“ 2- ” او يا آنان چه احساسي دارند؟“

- تحقيقات نشان داده كودكاني كه از نظر هيجاني سالم تر و باهوش تر هستند، ويژگيهاي زير را دارند: 1- يادگيرندگان بهتري هستند. 2- مشكلات رفتاري كمتري دارند. 3- درباره ديگران احساسات بهتري دارند. 4- در مقابل فشار همسالان بهتر مقاومت مي كنند. 5- خشونت كمتري دارند و قادر به همدلي بيشتري هستند. 6- در حل مشكلات و تعارضها بهتر عمل مي كنند. 7- رفتارهاي خود تخريبي (مثل استفاده از مواد مخدر، صرف مشروبات الكلي، ...) كمتري دارند. 8- دوستان بهتر و بيشتري دارند. 9- بيشتر از ديگران قادرند هيجانات و تكانه هاي خود را كنترل كنند. 10- خوشحالتر، سالمتر و موفق تر از ديگران هستند.

بهمن ابراهیمی روانشناس

_________________


هرکه در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
fati
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 2 مهر 1385
پست: 1163
محل سکونت: تهران iran.gif


امتیاز: 1135
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 8 اسفند 1386 - 23:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هوش اجتماعی


" هوش اجتماعی یعنی قدرت کنار آمدن و ارتباط برقرار کردن با دیگران "

فردی که بتواند با الگوی صحیح ، ارتباط سالمی با دیگران برقرارکند و درکنار این ارتباط خصوصیات فردی و اجتماعی مثبت خود را (حسن خلق ، همدردی ، همراهی و....) به مرحله بروز برساند و به دیگران نشان دهد ، یقینا مورد توجه افراد واقع خواهد شد و دردید اکثریت آنها دارای مقبولبت و محبوبیت خواهد بود .
اما نکته ای که در اینجاست این است که چه استعداد و چه توانایی در فرد می تواند زیر ساخت و پایه چنین عملکرد هایی باشد؟ هر فردی باید دارای ویژگیهایی باشد تا بتواند این ارتباط سالم و خصوصیات اجتماعی لازم را به ظهور برساند . این ویژگیها و استعدادهای خاص را ، روانشناسان « هوش اجتماعی » نامیده اند .

« هوش اجتماعی » هنری است که در سایه آن می توان با دیگران ارتباط برقرار کرد و درغمها و شادیهای آنها شریک شد . کسانی که از نظر هوش اجتماعی قدرتمندند، می توانند کاملا راحت با افراد ارتباط بر قرار کنند و واکنشها و احساسات آنها را به سرعت دریابند، دیگران را رهبری کنند و سازمان دهند و به مشاجراتی که می تواند در هر فعالیت بشری شعله ور شود خاتمه دهند .

آنها افرادی هستند که دیگران دوست دارند با آنها باشند زیرا از نظر عاطفی به دیگران نیرو می دهند . حالتهای روحی خوبی درافراد بو جود می آورند و این فکر را در آنها بوجود می آید که اطراف فردی با این خصوصیات بودن چه سعادتی است و در یک کلمه می توان گفت این افراد در نظر دیگران از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند.

مهارتهای هوش اجتماعی:

هوش اجتماعی برچند « مهارت » استوار است که باید آنها را در خود شناخت و تقویت کرد این مهارتهاعبارتند از :

1- سازماندهی گروهی : این مهارت برای کسی که «رهبر» می باشد ضروری است و شامل به دست گرفتن ابتکار عمل و همانگ ساختن تلاشهای گروهی مردم است. این استعداد معمولا در مدیران ، کارگردانان و .... با وضوح بیشتری دیده می شود .

2- ارائه راه حل : این مهارت همان استعداد میانجیگری ، اجتناب از تعارضها یا حل تعارضهای بوجود آمده است . افرادی که چنین خصوصیاتی دارند در داوریها ، وساطت و حل و فصل و مشاجرات توانایی زیادی دارند .

3- ارتباط بین فردی : این استعداد واردشدن در رویارویی با دیگران یا شناختن و پاسخ مناسب دادن به عواطف و علایق مردم است . چنین افرادی در کارها یا بازیهای گروهی موفق هستند . آنها می توانند همسرانی قابل اعتماد ، دوستان تجاری خوب و معلمان موفقی باشند .

4- تجزیه وتحلیل اجتماعی : این مهارت به معنای توانایی دریافت احساسات انگیزه و علایق دیگران و داشتن درکِ عمیق از آنها می باشد . این آگاهی سبب می شود آنها به سهولت با دیگران صمیمی شوند و در ایجاد روابط دوستانه و نشاط آور «خلاقیت » از خود نشان می دهند و از هر گونه برخورد یا اتفاق روزمره ، شرایطی برای دوستی و نشاط فراهم می آورند وروح خود را محدود نکرده و کردار یا گفتار منفی دیگران را به ذهن نمی سپارند و همواره دنبال فرصتی هستند تا دوستی تازه ای را آغاز کنند

بنابراین تمامی این مهارتها برای برقراری ارتباط های بین فردی و اجتماعی لازم بوده و در نحوه ارتباط تاثیری می گذارند وسبب جلب دیگران و موفقیت های اجتماعی و محبوبیت می شوند .


بهترین روش برخورد با مردم:
تمام خصوصیات فردی و اجتماعی که برای رسیدن به محبوبیت لازم است و بطور خلاصه به تعدادی از آنها اشاره شد ، را می توان در این کلام امیرالمومنین ( علیه السلام ) خلاصه کرد . بطوری که حضرت در وصیت خود به امام حسن ( علیه السلام ) می فرمایند : فرزندم در برخورد با دیگران خود را میزان قرار ده آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه را برخود نمی پسندی بر آنان نیز مپسند ، ستم نکن همچنان که دوست نداری به تو ستم شود ، نیکی کن همچنان که دوست داری به تو نیکی شود و آنچه را ازدیگران زشت می شماری از خود نیز زشت شمار .

نکته ای که حضرت اشاره می فرمایند و ما را به آن توجه می دهند این است که شما دوست دارید مردم چگونه و بر اساس چه روشی با شما رفتار کنند ، هر چه را برای دیگران پیشنهاد می کنیم همان بهترین روش است که شما نیز برهمان اساس با آنان رفتار کنید . اگر دوست دارید با شما مهربان باشند ، اگر دوست دارید با شما صادق باشند ، اگر دوست دارید به شما احترام گذاشته و با شما همدل باشند اگر دوست دارید به دیدار شما آمده و به عهد و پیمان خود وفادار باشند و.... همین اصول را هم شما در رفتار خود با دیگران پیاده کنید قطعاً خواهید دید که در روابط خود موفق بوده و مردم در مجالست ونزدیک شدن به شما تمایل نشان می دهند .

این دستورالعملی است که اگر بتوانیم در تمامی مراحل زندگی ، در ارتباط میان اعضای خانواده و در ارتباطهای اجتماعی به مرحله اجرا درآوریم، زندگی موفقی خواهیم داشت . زیرا آدمی به این مرحله از کمال نخواهد رسید مگر آن که خود خواهی ها ، خودبینی ها و.... را کنار بگذارد و در بعضی مواقع دیگران را برخورد ترجیح داده و ایثار کند و نسبت به مردم فداکار باشد . حضرت حتی این نکته را هم در بیان خود متذکر می شوند که در انجام امور محبت آمیز پیش قدم باشیم . آنجا که می فرمایند :« نیکی کن همچنان که دوست داری به تو نیکی شود »

بنابراین کسی که هرچیز را برای خود دوست داشت برای دیگران نیز بخواهد و حتی دیگران را برخود ترجیح دهد و در انجام این امور پیشتاز باشد بالطبع مردم نیز به دیده عظمت و احترام به او می نگرند و رشته محبت بین آنها ایجاد شده و محبوب نزد آنان خواهد بود . البته با رعایت این نکته که در این عمل خود «خلوص نیت» داشته باشد .


تست: مهارت و هوش اجتماعي خود را بسنجيد

آيا از حضور در جمع مي‌ترسيد يا نگران اين هستيد كه در مهماني نام افراد را فراموش كنيد و نتوانيد به شكل مناسب با آنها صحبت كنيد؟ اگر از اين موضوعات نگرانيد، هوش اجتماعي‌تان مي‌تواند به شما كمك كند. انسان موجودي اجتماعي است.

انسان در بين خانواده، دوستان، همسايه‌ها، همكاران و ساير گروه‌ها و تشكل‌هاي اجتماعي زندگي مي‌كند و لازم است مهارت‌هاي لازم در برقراري ارتباط با اين گروه‌ها را كسب كند. هوش اجتماعي مهارت كنار آمدن با ديگران است.

تمام مهارت‌هاي برقراري ارتباط با ديگران مانند خوب شنيدن و هنر گوش دادن به حرف‌هاي ديگران، مهارت‌هاي گفت‌وگو و مذاكره، استفاده از حركات و زبان رفتاري در برقراري ارتباط،‌ ظاهر و پوشش مناسب، مهارت‌هاي حضور در فعاليت‌هاي اجتماعي، مهارت ابراز وجود و درخشيدن در جمع، همه جزء هوش اجتماعي است. درباره بسياري از اين مهارت‌ها، در شماره‌هاي قبل صحبت كرده‌ايم اما اين بار به طور كلي به هوش اجتماعي مي‌پردازيم.

اعتماد به‌نفس،‌ داشتن ديد وسيع نسبت به زندگي، اهداف روشن و واضح، علاقه ثابت به ديگران و احترام قائل شدن براي آنها،‌ توانايي خواندن فكر ديگران و استفاده از زبان رفتاري،‌ قدرت تشخيص زمان مناسب براي شنيدن و گوش دادن و برخورداري از طرز فكر مثبت از خصوصيات كلي هوش اجتماعي هستند. شما با پاسخ به سؤالات زير و استفاده از پرسشنامه مي‌توانيد ميزان هوش اجتماعي‌تان را بسنجيد و خودتان را ارزيابي كنيد.

پرسشنامه سنجش هوش اجتماعی

سؤالات زیر را با دقت خوانده و سپس با درست یا نادرست به آنها پاسخ دهید.
1 - من همه مردم و به‌طور کلی نژاد انسان را دوست دارم.
2 - به نظر من بهره هوشی استاندارد به‌عنوان راهی برای اندازه‌گیری موفقیت، از هوش اجتماعی مهم‌تر است.
3 - به عقیده من، بهره هوشی استاندارد برای اندازه‌گیری شادی، از هوش اجتماعی مهم‌تر است.
4 - به نظر من اولین ملاقات بسیار مهم‌تر از ادامه رابطه است.
5 - برای من خداحافظی و لحظه جدا شدن بسیار بااهمیت و مهم است.
6 - انتقاد از تصورات در ارتباطات اجتماعی خیلی مهم نیست.
7 - اهمیت دادن به نظرات و دید خود در زندگی مخرب روابط اجتماعی است.
8 - افراد خوشگذران رابطه ضعیف‌تری با دیگران برقرار می‌کنند.
9 - تقلید نشانه ضعف است و باید از آن پرهیز کرد.
10 - خلاقیت آن‌قدرها هم مفید نیست و به درد نمی‌خورد.
11 - در ارتباطات، زبان رفتاری کم‌اهمیت‌تر از زبان گفتاری است.
12 - زبان رفتاری در تمام فرهنگ‌ها و جوامع یکی است.
13 - لبخند زدن به دیگران آنها را خجالت‌زده یا عصبی می‌کند.
14 - افراد مثبت، جلف و موذی به نظر می‌رسند.
15 - در موقعیت‌های اجتماعی، صداقت بهترین سیاست است.
16 - خیلی‌ها مایلند آن‌طور که دیگران دوست دارند، زندگی کنند.
17 - تمام افراد نیاز دارند گاهی تنها باشند.
18 - بهترین راه برای برنده شدن در بحث و گفت‌وگو، این است که ثابت کنید طرف مقابل اشتباه می‌کند.
19 - برنده شدن در یک درگیری نیاز به قدرت بیشتر دارد.
20 - حرف زدن، خسته‌کننده است.
21 - اولین برداشت من نسبت به دیگران معمولا صحیح نیست.
22 - از سرگرم کردن دوستانم در مهمانی‌ها و جمع‌های اجتماعی لذت می‌برم.
23 - نیرویی من را به انجام مذاکرات ترغیب می‌کند.
24 - من به دیگران فرصت می‌دهم سوءتفاهمات و تضادها را حل کنند.
25 - من همیشه ارتباط روحی خوبی با مردم برقرار می‌کنم. 26 - نسبت به غم و اندوه دیگران حساس هستم.
27 - چهره دیگران را خوب به خاطر می‌سپارم.
28 - در به خاطر سپردن نام و اسامی دیگران حافظه خوبی دارم.
29 - برایم خیلی مهم نیست که دیگران درباره من چه فکر می‌کنند.
30 - معمولا هنگام خرید و مسافرت از خدمات خوبی بهره‌مند می‌شوم.
31 - من فردی خلاق، سرزنده و خونگرم هستم.
32 - به نظر خودم لیاقت درآمد بیشتری را دارم.
33 - من مجذوب مغز انسان و طرز کار آن هستم.
34 - دیگران دوست دارند نظرات من را به خاطر بسپارند.
35 - من از نظر فیزیکی متعادلم و اندامی متناسب دارم.
36 - من ذهن فعالی دارم.
37 - ارتباط برقرار کردن با حیوانات خیلی برایم مهم نیست. 38 - آداب و رسوم و مراسم سنتی به نظرم خسته‌کننده است.
39 - به عقیده من سرپرستان و رهبران گروه‌ها باید افراد کامل و بی‌نقصی باشند.
40 - در سرپرستی و رهبری بعضي گروه‌ها خوب عمل می‌کنم؛ نه همه آنها.
41 - به نظرم ارتباط برقرار کردن با گروه خاصی از افراد، وقت تلف کردن است.
42 - وقتی کسی برای مشورت و کمک پیش من می‌آید، با کمال میل این کار را انجام می‌دهم.
43 - در نشست‌های اجتماعی برای اینکه دیگران آرامش و اوقات خوشی داشته باشند، تلاش می‌کنم.
44 - موفقیت به شانس بستگی دارد.
45 - من هدف و دید روشنی در زندگی دارم.

نمره‌گذاری

پاسخ‌های خود را با جواب‌های پاسخنامه مقایسه کنید. درصد پاسخ‌های صحیح را برای هر گروه از سؤالات 1 تا 11، 12 تا 22، 23 تا 33 و 34 تا 45 جداگانه محاسبه کنید.

نتیجه‌گیری

پرسش‌های 1 تا 11 هوش اجتماعی شما را به تصویر می‌کشد؛ هوشی که باید آن را بیشتر کشف کنید. اگر بیشتر تلاش کنید پاداش‌های شگفت‌انگیزی در انتظارتان خواهد بود.
پرسش‌های 12 تا 22 نشان می‌دهد شما بعضي مهارت‌های ابتدایی هوش اجتماعی را کسب کرده‌اید. سعی کنید مهارت‌های موجود را تقویت کرده و ضعف‌هایتان را برطرف کنید.
پرسش‌های 23 تا 33؛کسب نمره بیشتر در این قسمت نشان می‌دهد مهارت‌های هوش اجتماعی شما از حد متوسط بالاتر است.
اگر بیشتر تلاش کنید، می‌توانید به نوابغ و ستاره‌های مغز تبدیل شوید.
پرسش 34 تا 45 نشان می‌دهد شما جزء نادر افرادی هستید که هوش اجتماعی‌تان را در معرض دید قرار داده‌اید.
اگر مهارت‌های خوبی را که دارید گسترش دهید، دستیابی شما به پیشرفت و موفقیت قطعی است.
در هر گروه پاسخ‌هاي زير 50درصد به معني ضعيف و نسبتا ضعيف و 45 تا 55درصد به معني متوسط و 55 تا 100 به معني خوب و عالي است.

پاسخنامه

1 - درست، 2 - نادرست، 3 - نادرست، 4 - درست،
5 - درست، 6 - نادرست، 7 - نادرست، 8 - نادرست،
9 - نادرست، 10 - نادرست، 11 - درست، 12 - درست، 13 - نادرست، 14 - نادرست، 15 - درست،16-درست، 17 - درست، 18 - نادرست، 19 - نادرست، 20 - نادرست، 21 - نادرست، 22 - درست، 23- درست، 24 - نادرست، 25 - درست، 26 - درست، 27- درست، 28 - درست، 29 - نادرست، 30-درست، 31 - درست ، 32 - درست، 33 - درست، 34- درست، 35 - درست، 36 - درست،
37 - نادرست، 38 - نادرست، 39 - درست، 40 - نادرست، 41 - نادرست، 42 - درست، 43 - درست، 44 - نادرست، 45 - درست.

_________________


هرکه در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه