Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - بیاموزیم از این درخت بخشنده
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
بیاموزیم از این درخت بخشنده
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Samira
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 12 اسفند 1384
پست: 1463
محل سکونت: همدان iran.gif


امتیاز: 1261
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 4 شهریور 1386 - 11:29    عنوان: icon_shocked بیاموزیم از این درخت بخشنده پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

روزی روزگاری درختی بود...
و او پسر کوچولويی را دوست می داشت.
پسرک هرروز می آمد برگ هايش را جمع می کرد
از آن ها تاج می سا خت و شاه جنگل می شد.
از تنه اش بالا می رفت از شاخه هایش آويزان می شد

و تاب می خورد و سيب می خورد. با هم قايم باشک بازی می کردند.
پسرک هر وقت خسته می شد، زير سايه اش می خوابيد.
او درخت را دوست می داشت... خيلی زياد. و درخت خوشحال بود.
اما زمان می گذشت. پسرک بزرگ می شد.
و درخت اغلب تنها بود.
تا يک روز پسرک نزد درخت آمد.
درخت گفت: «بيا پسر، از تنه ام بالا بيا و با شاخه هايم تاب بخور،

سيب بخور و در سايه ام بازی کن و خوشحال باش.»
پسرک گفت: « من ديگر بزرگ شده ام. بالا رفتن و بازی کردن کار من نيست.
می خواهم چيز بخرم و سرگرمی داشته باشم. من به پول احتياج دارم.
درخت گفت: «متأسفم، من پولی ندارم. من تنها برگ و سيب دارم.سيب هايم

را به شهر ببر بفروش. آن وقت پول خواهی داشت و خوشحال خواهی شد.»
پسرک از درخت بالا رفت ، سيب ها را چيد وبرداشت ورفت.
درخت خوشحال بود.
اما پسرک ديگر تا مدت ها بازنگشت... و درخت غمگين بود.
تا يک روز پسرک بر گشت ، درخت از شادی تکان خورد
و گفت:«بيا پسر، از تنه ام بالا بيا با شاخه هایم تاب بخور و خوشحال باش.»
پسرک گفت:«آن قدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم ،
زن و بچه می خواهم و به خانه احتياج دارم. می توانی به من خانه بدهی؟»
درخت گفت:«من خانه ای ندارم، خانه من جنگل است، ولی تو می توانی شاخه هايم

را ببری و برای خود خانه ای بسازی و خوشحال باشی.»
آن وقت پسرک شاخه هايش را بريد و برد تا برای خود خانه ای بسازد.
اما پسرک تا مدتها بازنگشت و وقتی برگشت، درخت چنان خوشحال شد
که زبانش بند آمد.
با اين حال به زحمت و زمزمه کنان گفت:
«بيا پسر، بيا و بازی کن.»
پسرک گفت: «ديگر آن قدر پير و افسرده شده ام که نمی توانم بازی کنم.
قايقی می خواهم که مرا ازاينجا به جايی دور ببرد.
می توانی به من قايقی بدهی؟»
درخت گفت:«تنه ام را قطع کن و برای خود قايقی بساز،
آن وقت می توانی با قايقت از اینجا دور شوی... و خوشحال باشی.»
پسر تنه درخت را قطع کرد، قايقی ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد.
و درخت خوشحال بود... اما نه به راستی.
پس از زمانی دراز پسرک بار ديگر بازگشت
درخت گفت:« پسر، متأسفم، متأسفم که چيزی ندارم به تو بدهم....

ديگر سيبی برايم نمانده.»
پسرک گفت:«دندان ها من ديگر به درد سيب نمی خورد.»
درخت گفت:شاخه ای ندارم که با آن تاب بخوری ...»
پسرک گفت:«آن قدر پير شده ام که نمی توانم با شاخه هايت تاب بخورم.»

درخت گفت:«ديگر تنه ای ندارم که از آن بالا بروی ...»
پسرک گفت:«آن قدر خسته ام که نمی توانم بالا بروم.»
درخت آهی کشید و گفت:
«افسوس! ای کاش می توانستم چيزی به تو بدهم ...اما چيزی برايم نمانده است.

من حالا يک کنده پيرم و بس. متأسفم ...»
پسرک گفت:
«من ديگر به چيز زيادی احتياج ندارم ،بسيار خسته ام.»
فقط جايی برای نشستن و آسودن می خواهم.همين.»
درخت گفت:«بسيار خب.يک کنده پير به درد نشستن و آسودن که می خورد.
بيا پسر، بيا بنشين. بنشين و استراحت کن.»
پسرک چنان کرد.
و درخت خوشحال بود.

"شل سيلور استاین"



ما چی؟!
ما چقدر بخشنده ایم؟!
ما هم مثل اين درخت بخشنده ،برای کسی که دوستش داريم از همه چيزمونگذريم؟!
بعد از اينکه بهش چيزی بخشيدیم احساس خوشحالی می کنيم؟!
شايد داستان زندگی بعضی از ما آدمها اينطور باشه!!
چقدر خوبه بخشنده بودن
چه احساس قشنگيه که از همه چيزت به خاطر کسی که دوستش داری بگذری
خيلی حس زيبايي

_________________
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

www.hediye68.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
Samira از این تاپیک تشکر میکنم 
salam
کاربر نيمه فعال
کاربر نيمه فعال


عضو شده در: 22 مرداد 1386
پست: 77
blank.gif


امتیاز: 78
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 4 شهریور 1386 - 12:44    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام سميرا جان خيلي قشنگ بود عزيزم ولي واقعا اينقدر بخشنده بودن كار هركسي نيست.
من همچين خصوصياتي رو تو مادرم سراغ دارم كه البته همه مادرها همين طورند.
بيخود نيست كه ميگن بهشت زير پاي مادران است!!
موفق و مويد باشي بازم مطلب قشنگ داشتي بفرست منتظريم نیشخند نیشخند نیشخند نیشخند

_________________
سلام يعني مهربوني!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
david_1169
مدير انجمن "اخبار"
مدير انجمن


عضو شده در: 4 شهریور 1385
پست: 898
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 960
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 4 شهریور 1386 - 14:36    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مرسی از شما سمیرا جان

من که همیشه سعی میکنم از درخت بخشنده تر باشم

_________________
فقط تو فرشته ی منی!

http://ahvazmount.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 11 مهر 1386 - 03:56    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

جالب بود
_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
Samira
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 12 اسفند 1384
پست: 1463
محل سکونت: همدان iran.gif


امتیاز: 1261
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 11 مهر 1386 - 10:17    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

قابل هیج کدومتونو نداره
ممنون که وقتتونو گذاشتین و خوندینش
اما هیچ کس مثل خدا ارحم راحمین نیست

_________________
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

www.hediye68.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 8 اسفند 1386 - 08:20    عنوان:  بنام یکتایی که بسیار بزرگتر از آنست که بتوان تصور کرد! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

الله اكبر


با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد





می گویند جهان از انفجاری بزرگ شروع شده

حدود 14 میلیارد سال قبل که قبل از آن نه زمانی بوده

و نه مکانی حالا چه بوده است خدا می داند!


می گویند جهان از آن انفجار به بعد در حال انبساط است

که این انبساط تا 5 میلیارد سال قبل سرعتش در حال کم شدن بوده

اما حالا سرعتش زیاد می شود که باعثش یک انرژی به نام انرژی تاریک است

این انرژی چیست و علت این شتاب گرفتن چیست....خدا می داند!


می گویند در جهان صد هزار میلیون کهکشان وجود دارد

که در هر کهکشان هم حدود صدهزار میلیون ستاره مانند خورشید وجود دارد

که دور آن خورشید سیاره هایی مانند زمینی که ما روی آن زندگی می کنیم

در حال چرخش هستند و بر روی تنها همین زمین همین حالا

حدود 7 میلیارد نفر زندگی می کنند حال از اول تا حالا

چند انسان بر روی این زمین زیسته است خدا می داند!

می گویند همه این کهکشان هایی که شناسایی شده اند

فقط 4% از همه هستی است و بقیه آن چیزی است

به نام ماده تاریک حال این ماده تاریک چیست خدا می داند!


می گویند کهکشانی پیدا کرده ایم 13 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد

یعنی ما 13 میلیارد سال قبل را حالا می بینیم

یعنی تقریبا ابتدای خلقت را حال آن کهکشان چه وضعی دارد؟

خدا می داند!


می گویند این جهان منبسط می شود

اما در چه مکانی منبسط می شود خدا می داند!


آیا در کنار عالم ما عالم های دیگری نظیر عالم ما

و موجوداتی شبیه ما وجود دارد....

خدا می داند!


جالب این است که این عالم از مولکول و مولکول از اتم و اتم از الکترون و پروتون

و آنها هم از ذراتی به نام کوارک و آنها هم از ابر ریسمان و ... تشکیل شده اند


دیگر گیج شدم


من نمی دانم خدا می داند.....


آری خدای بسیار بزرگ ! ما انسانها چقدر حقیریم در مقابل قدرت تو


و عذاب خدایی مانند تو ، چقدر بزرگ خواهد بود


ولی تو خود را مهربان مهربانان معرفی کرده ای

و رحمت خدایی چون تو چقدر بزرگ خواهد بود


و ما روی این کره خاکی ضرب المثلی داریم

می گویند که بخشش از بزرگان است پس ما را ببخش و بیامرز

و ما را به راه راست هدایت کن و از پناه خویش هرگز مران

و بر مهربان ترین بشرهای هستی یعنی حضرت محمد(ص)

و خاندان پاکش درود بیکران فرست.





فقط یه چیزی ............الله اکبر

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
david_1169
مدير انجمن "اخبار"
مدير انجمن


عضو شده در: 4 شهریور 1385
پست: 898
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 960
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 8 اسفند 1386 - 14:14    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تشویق

بسیار زیبا بود فریماه جان مرسی

دوباره هم از سمیرا جان تشکر میکنم بخاطر این مطلب زیبا که من خیلی دوسش دارم

_________________
فقط تو فرشته ی منی!

http://ahvazmount.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 10 اسفند 1386 - 23:10    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ممنونم از محبت شما دسته گل
_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.15 ثانیه