Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - سياه كو ﭼكم ! بخوان...
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
سياه كو ﭼكم ! بخوان...
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
mahsa
مدير انجمن "شعر و ادبيات"
مدير انجمن


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 225
محل سکونت: esfahan

امتیاز: 4
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 18 فروردین 1387 - 13:25    عنوان:  سياه كو ﭼكم ! بخوان... پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سياه كو ﭼكم !

بخوان



كلاغ لكه ايى بود بر دامن آسمان و وصله ايى ناجوربر لباس هستى.

صداى ناهموار و ناموزونش ٬ خراشي بود بر صورت احساس .

با صدايش نه ﮔۥﻠﻰمی شكفت نه لبخندى بر لبى می نشست .

صدايش اعتراضى بود كه در گوش زمين مىﭘﯿﭽﯿﺪ .

كلاغ خودش را دوست نداشت ٬ بودنش را هم. ناراحت

كلاغ از كائنات ﮔله داشت .

كلاغ فكر میكرد در دايره ى قسمت ٬ نازيبايى تنها سهم اوست .

كلاغ ﻏﻤﮕﯿﻦبود ناراحت و با خودش ﮔﻔﺖ دعا : ((كاش خداوند اين لكه ى زشت را از زمين میزدود.)) ﭘﺲ بالهايش را بست و ﺩﯾﮕﺮ آواز نخواند .

خدا ﮔﻔﺖ: ((عزيز من !صدايت ترنمى است كه هر ﮔﻮشى شنواى آن نيست .

اما فرشته ها با صداى تو به وجد می آيند . سياه كو ﭼكم ! بخوان فرشته ها منتظرند.)) قلب



ولي كلاغ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻔﺖ .

خدا ﮔﻔﺖ: (( تو سياهى ٬ سياه ﭼﻮنان مركب كه زيبايى را از آن می نويسند .

و زيبايت را بنويس٬ اﮔﺮ تو نباشى٬ آبى من ﭼﯿﺰى كم خواهد داشت . خودت را از آسمانم دريغ نكن .

و كلاغ باز خاموش بود .

خدا ﮔﻔﺖ: ((بخوان ٬براى من بخوان٬

اين منم كه دوستت دارم .سياهيت را و خواندنت را . ))

و كلاغ خواند . اين بار عاشقانه ترين آوازش را .

خدا ﮔﻮش داد و ﻟﺬﱠﺕ برد و جهان زيبا شد . قلب





نوشته شده از كتاب)) : بالهايت را كجا ﮔﺬاشتى؟))




نويسنده : عرفان نظر آهارى

_________________
گرمی دست تو را دست اگر میفهمید
تا ابد دلشده در دست تو سکنی میکرد
دل اگر قطره ای از بوی تو را حس میکرد
لااقل صد گل از این شاخه تمنا میکرد
چشم کز دیدن خواب تو هم عاجز ماندست
زندگی روی تو را کاش تمنا میکرد

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکرها از این تاپیک
Sajjad(جمعه 23 فروردین 1387 - 03:46), mahsa از این تاپیک تشکر میکنم 
محمدرضا1000
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 11 شهریور 1385
پست: 1245
محل سکونت: کرمان blank.gif


امتیاز: 1210
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 23 فروردین 1387 - 02:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مرسی مهسا جان جالب بود . دسته گل
_________________
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.12 ثانیه