Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - کودک و زن و مرد قرن 21
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » سینما، تئاتر، تلویزیون

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
کودک و زن و مرد قرن 21
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 1 مرداد 1387 - 08:37    عنوان:  کودک و زن و مرد قرن 21 پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نويسنده:جرمي ريفکين(2)




چکيده : ظهور و گسترش انديشه‌هاي عصر روشنگري، به تولد انسان مدرن انجاميد؛ توليدي که با گذشت دو قرن، زمينه‌ساز ظهور نسل جديدي از بشر و يا همان انسان پست مدرن شده است. انسان پست مدرن بر خلاف پدران و مادرانش، در حال تجربه زندگي در دنيايي بس متفاوت است؛ دنيايي که با حقايق ساختگي همراه شده و مسافراني «دمدمي مزاج» و «حقيقت گريز» را با خود همراه ساخته است.


اين زن و مرد جديد، به قدرتي دست يافته‌اند که مي‌تواند در يک زمان در دنياهايي موازي، به تعامل و ارتباط با يکديگر پرداخته و در رويارويي با هر حقيقتي، خواه ‌واقعي و خواه ساختگي، نقاب شخصيت از چهره برگيرد و نقابي جديد بر چهره خود زند.


هم اينک، نمونه نخستين بشر جديد متولد شده است. اين زن و مرد جديد قرن بيست و يکم، نژادي متفاوت از پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ رفاه طلب و پول‌پرست خود در عصر صنعتي هستند. اينان نژادي از بشريت‌اند که بخشي از حيات خود را با زندگي فارغ‌البال در فضايي مجازي که در دنياهايي متفاوت شکل گرفته است، سپري مي‌کنند. چنين نژادي کمتر علاقمند به انباشت و جمع‌آوري اشيا و کالاها و بيشتر در پي مواجهه با تجربه‌هايي جالب و سرگرم‌کننده است. اين زن و مرد جديد، به قدرتي دست يافته‌اند که مي‌تواند در يک زمان در دنياهايي موازي، به تعامل و ارتباط با يکديگر پرداخته و در رويارويي با هر حقيقتي، خواه ‌واقعي و خواه ساختگي، نقاب شخصيت از چهره برگيرد و نقابي جديد بر چهره خود زند.


"روبرت جي ليفتون" روان‌شناس: اين نسل جديد را بشر مدعي مي‌نامد؛ بشري که در بحبوحه توسل به الگوهايي از توسعه که مصلحت و سود را بر حياتش مسلط ساخته است، رشد مي‌‌نمايد.


سلامت چنين بشري، به سازمان‌ها و انجمن‌هايي خاص سپرده شده است. به جاي خريداري اتومبيل مورد نيازش، آن را اجاره مي‌کند، خريد خود را با استفاده از کامپيوترها انجام مي‌دهد و در چنين زندگي‌اي، در حالي که نرم‌افزارهاي مورد نيازش به راحتي و به طور رايگان تهيه مي‌شود، خود علاقمند است تا در جهت استفاده از خدمات اضافي و تأمين نيازهايش، هزينه‌هايي بر خود تحميل نمايد.


اين بشر جديد، در حال تجربه زندگي در دنيايي است که به رغم وجود اطلاعات انبوه و دسترسي سريع به آنها، از دامنه توجه‌اش کاسته شده است. ديگر چنين بشري نه در پي تفکر و تعمق، که بيشتر، بشري خود انگيخته و خود جوش است. چنين بشري به جاي آن که خود را مستخدم چنين عصري بداند، خود را بازيگر آن معرفي مي‌کند و عمدتاً ترجيح مي‌دهد تا ديگران هم به او نه به مثابه بشري سخت کوش، بلکه انساني خلاق و آفريننده بنگرند.


خلاصه اين که، حيات چنين انساني، عمدتاً نا ايستا و در فعاليت‌هايي موقتي خلاصه شده و کمتر همانند پدران و مادرانش، زندگي ايستا و با ثباتي را تجربه مي‌کند.


انسان چنين عصري، تفکر خود را نه در قالب واژگان بلکه در قالب تصاوير و انگاره‌ها به پيش مي‌برد. در حالي که او ديگر کمتر توان آن را دارد تا حتي جمله‌اي را بر صفحه کاغذ مکتوب نمايد، اما به راحتي توان آن را دارد تا اطلاعات الکترونيکي مختلف را پردازش نمايد. بشري که فاقد بينش تحليلي و اصولاً نسلي عاطفي و احساسي است.


چنين بشري، غالب وقت خود را با شخصيت‌هاي خيالي تلويزيون سپري مي‌کند و در فضاهاي مجازي، همان گونه با همتايان خود برخورد مي‌کند که در دنياي واقعي با آن‌ها رفتار مي‌کند، به نحوي که حتي برخوردهاي اجتماعي‌اش، چنين شخصيت‌هاي خيالي را با تجارب خود در هم مي‌آميزد و آن‌ها را به بخشي از تجارب شخصي خود مبدل مي‌سازد. دنياي چنين بشري، عمدتاً سيال و بي‌ثبات است؛ دنيايي که ساکنان آن با فرامتن‌ها و پايگاه‌هاي اطلاعاتي پيوند خورده‌اند. چنين بشري توان آن را يافته تا بدون آن که از آدرس جغرافيايي همنوعانش اطلاعي داشته باشد، با آن‌ها ارتباط الکترونيکي برقرار سازد. اين بشر، به دنياي خود به مثابه دوره‌اي گذرا و به زندگاني خود در قالب مجموعه‌اي از کارکردها و کنش‌هاي صرف مي‌نگرد. بالاخره آن که، اين نمونه از بشر، همواره در حال نوسازي خويش و تطبيق با شيوه‌هاي جديد زندگي است.


از منظري ديگر، چنين زن و مرد دمدمي، کمتر به گذشته خود علاقه نشان مي‌دهند و ذهن خود را با سبک‌ها و مدهاي جديد مشغول ساخته‌اند. بشري نوآور که در دنيايي متغير و بي‌ثبات، عملاً هيچ آداب، سنن و اصولي برايش وجود خارجي ندارد.


اين دنياي جديد، دنياي ساخته زبان و بر پايه استعارات و معاني و مفاهيمي است که بر آنها اتفاق نظر داريم؛ مفاهيمي که هر کدام را مي‌توان درگذر زمان تغيير داد.


زماني، يکي از پست‌ مدرن‌هاي فرانسوي اظهار داشت:


اگر کودکي عمده اوقات بيداري‌اش را در مقابل صفحه تلويزيون بگذارند، پس از چندي، ديگر حقيقت برايش مفهومي نخواهد داشت.


يکي از نظر سنجي‌هاي صورت پذيرفته توسط بنياد کايسر در سال 1999 با عنوان «کودکان و رسانه‌هاي گروهي در هزاره جديد»، نشان داد که کودکان آمريکايي همه روزه به طور متوسط 5/5 ساعت از وقت خود را پاي تلويزيون به تفريح مي‌گذرانند و اين رقم براي کودکان هشت سال به بالا، به 45/6 ساعت مي‌رسد و نکته مهم‌تر در اين باره آن است که عمده اين کودکان، در اين ساعات در خانه تنها هستند؛ تا آنجا که کودکان هشت سال به بالا، 95درصد زمان تماشاي تلويزيون را تنها سپري مي‌کنند و اين درصد براي کودکان دو تا هفت ساله، 81درصد است.


امروزه تلويزيون و فضاهاي مجازي حاکم، به مکاني براي گذراندن اوقات فراغتمان و نيز به محل‌هايي براي خلق زندگي فردي و اجتماعي ما مبدل شده‌اند.


امروزه نسل جديد، جهان واقعيت و رويدادهايش را در مقايسه با آنچه که در صفحه تلويزيون ديده و تجربه کرده، تعبير و تفسير مي‌کند. به طوري که يکي از منتقدين فرهنگي فقيد با نام ابي هارديسون در اين باره مي‌گويد: «امروزه براي بسياري از مردم، يک رويداد موثق نمي‌باشد و يا به عبارتي واقعي نيست، مگر اين که آن را بر صفحه تلويزيون مشاهده کنند.»


"ژان بودريارد" هم در اين باره مي‌گويد:


«امروزه ما در دنياي خيالي صفحه تلويزيون زندگي مي‌کنيم؛ در دنياي واسطه و در لا به لاي شبکه‌ها گذران عمر مي‌کنيم. همه ماشين‌هاي عصر ما چيزي جز صفحه‌اي تصويري نيستند. ما نيز در حال تبديل به اين صفحات هستيم، تا آنجا که تعاملات بشري در حال تبديل به تعاملات اين صفحات تصويري است. در هر جا که باشيم، باز هم در توهم جذابي از حقيقت زندگي مي‌کنيم.»(3)


پي‌نوشت‌ها:


1- ماهنامه سياحت غرب، سال دوم، شماره 15، ص 15- 7، با تلخيص (قابل ذکر است عنوان اصلي مقاله مدرنيسم و پست مدرنيسم است که قسمت‌هايي از آن انتخاب شده است).


2- JEREMY RIFKIN


3- منبع: فصلي از کتاب عصر دسترسي THE AGE OF ACCESS


4- تبیان

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
farimah از این تاپیک تشکر میکنم 
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه