Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - ترحم
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات » شعر

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
ترحم
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 15 مرداد 1387 - 00:02    عنوان:  ترحم پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ترحم

من به سر گشتگي برگ شناور در آب

ابلهانه ست ولي مي خندم

خنده از نيكترين هاست

نمي دانستي ؟

پشت آيينه ي لبخند

اگر دردي هست

به دلآرايي لبخند

جلا مي بخشد :

استتاري ست فريبا

كه مگر ...

ديگران نيز تو را

زير آوار ترحم نكشند !!


غزل تاجبخش


_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
farimah از این تاپیک تشکر میکنم 
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 15 مرداد 1387 - 00:12    عنوان:  در آن لحظه پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در آن لحظه

در آن پر شور لحظه

دل من با چه اصراري ترا خواست،

و من مي دانم چرا خواست،

و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده

كه نامش عمر و دنياست ،

اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست .

م.اميد

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 15 مرداد 1387 - 00:14    عنوان:  لحظه ديدار پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

لحظه ديدار


لحظه ديدار نزديك است .

باز من ديوانه ام، مستم .

باز مي لرزد، دلم، دستم .

باز گويي در جهان ديگري هستم .

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !

هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست!

آبرويم را نريزي، دل !

- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است .

م.اميد

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 16 مرداد 1387 - 02:57    عنوان:  درياي عشق پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

امشب است آن شب كه شادى بر در دربای عشق

حلقه مى كوبد كه عقل آمد پى دیدار عشق

ساقیا لبریز كن امشب ز مى پیمانه را

تا به مستى پرده بردارم من از اسرار عشق

سینه زنها سینه چاكان سینه سرخان را بگو

دست افشانى كنید آمد سپهسالار عشق

تا كه سازد پرچم خودكامگى را سرنگون

زد قدم در ملك عالم میرو پرچمدار عشق

نقطه پرگار هستى گر حسین بن على است

آمد از ره پاسدار نقطه پرگار عشق

تا دهد سرمشق جانبازى به جانبازى ما

آمد ان جانبازى قطعه قطعه پیكار عشق

آنكه با تیغ كجش شد قامت اسلام راست

آمد از ره تا ببوسد سنگر ایثار عشق

تشنه لب رفت و برون شد تشنه و لب تشنه كرد

جان شیرین را نثار مقدم دلدار عشق

بر سر پیمان نشست و با عدو پیمان نبست

داد سر با سرفرازى تا كه شد سردار عشق

دست داد و دست از فرزند زهرا بر نداشت

كز مقام و مرتبت شد جعفر طیار عشق

چشم داد و چشم بر خوان ستمكاران ندوخت

تا كه شد سیراب از سر چشمه سر شار عشق

میشود مستور زیر ابر تا روز معاد

ماه بیند روى ماهش تا كه نگردد خار عشق

از على باید چنین فرزند تا روز مصاف

همچو گل پرپر شود تا كه نگردد خار عشق

شیر حق را شرزه شیرى داد حق ، كز هیبتش

روبهان را مى كند در دهر تار و مار عشق

اى بنازم بر چنین ازاد مردى كز شرف

گوى سبقت برده در ایثار با اقرار عشق

آفرین بر همت مردانه اش كز یك نگه

چون على وا مى كند صدها گره از كار عشق

رحمت حق باد بر شیر تو اى ام البنین

این چنین شیرى نمودى هدیه بر دادار عشق

تا كه او باب الحوائج هست دست حاجتى

شاعر ژولیده را نبود بر اغیار عشق



ژولیده نیشابوری

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 18 مرداد 1387 - 04:01    عنوان:  مهرباني نازنيني مثل عشق پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ای پناه قلب های بی پناه

ای امید اسمان های غریب

ای دوای درد دل های اسیر

ای عبور تو غروب آرزو

کوچه دل با تو زیبا می شود

تو شفای بخش نگاه عاشقی

مهربانی نازنینی مثل عشق

با تمام شاپرک ها صادقی

الهی گل کند در آسما ن ها

خلوص غنچه سرخ دعاها

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 18 مرداد 1387 - 04:12    عنوان:  كبوتر من پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


دلهامان اگر گرم باشد تاب خواهیم آورد سالهای زندگی مان را

زمستان گذشته است گلها شکفته اند .

و زمان نغمه سرایی فرا رسیده و تو ای کبوتر من

در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی

بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو ار بشنوم

زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است .

تو را به جای همه کسانی که نشناختم دوست دارم .

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گلها

تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم .

سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده

شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 18 مرداد 1387 - 04:40    عنوان:  مي توان پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

می توان در خلوت خاموشی ام

از سکوت سنگها ی مرده گفت

می توان بر روی مرداب سکوت

مثل نیلوفر به صحن دل شکفت

می توان آینه ای شفاف بود

در میان دستهای نوبهار

می توان تنها شد وتنها نشست

در خم پس کوچه های انتظار

آری آری می توان احساس کرد

خنده های عشق را در ماهتاب

می توان از یاسها لبریز کرد

لحظه های زندگی را بی حساب

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
sheyda69
تازه وارد
تازه وارد


عضو شده در: 30 تیر 1395
پست: 18
محل سکونت: تهران

امتیاز: 37
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 26 مرداد 1395 - 17:30    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

برو تنها مرا بگذار بس کن این ترحم را
تحمل می کنم هر جور باشد حرف مردم را

بدون عشق مردابی است این دنیا ... تصور کن
بگیری لحظه ای کوتاه از دریا تلاطم را

یکی دیگر خطا کرد و به پای ما نوشتی حکم
بگو تا کی بپردازیم ما تاوان گندم را

اگر هر آن در این آتش بسوزم باز خواهم ساخت
خودم با دست خود آماده خواهم کرد هیزم را

دلم تنگ است هی پهلو به پهلو می شوم امشب
تو اما شک ندارم خواب دیدی شاه هفتم را




خرید ممبر تلگرام خرید ممبر کانال تلگرام telegram

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.12 ثانیه