Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - تجاوز جنسی، شماتت یا حمایت؟
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » خانمها

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
تجاوز جنسی، شماتت یا حمایت؟
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 10 اردیبهشت 1386 - 04:28    عنوان:  تجاوز جنسی، شماتت یا حمایت؟ پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


عنوان خبر : تجاوز جنسی، شماتت یا حمایت؟
تاریخ:1 /12/1385



اشاره

زمانی که صحبت از تجاوز جنسی زنان به میان می‌آوریم، جمع کثیری از مردان انگشت اشاره خود را به جای مجرم و متجاوز، به سمت قربانی می‌گردانند. آنها معتقدند اکثریت این زنان یا دختران، افرادی بی‌حجب و حیا هستند که از پوشش نامناسب و برانگیزاننده‌ای استفاده می‌کنند و یا زنان بی توجه و ابلهی‌اند که جانب احتیاط را نگاه نمی‌دارند و از این رو به سادگی در دام مردان ِ هوسباز می‌افتند.


"رئیس پلیس کشور در حالی از تشکیل 500 پرونده تجاوز به عنف طی 8 ماه اول ابتدای امسال خبر داد، که خود اذعان کرد بسیاری از قربانیان تعرض برای حفظ آبرویشان به پلیس شکایت نکرده‌اند."
ماه‌ها پیش در روزنامه همشهری، خبری درباره زنی که مورد تجاوز قرار گرفته بود خواندم. داستان زنی، که یک هفته ای همسر و فرزندانش را ترک می‌کند تا به پرستاری مادر بیمارش برود. در راه خانه مادرش، سوار بر خودرویی می‌شود و با تهدید چاقو به محلی دور برده شده و توسط راننده و دو سرنشین دیگر خودرو مورد تجاوز قرار می‌گیرد. بعد هم رها می‌شود و به نحوی خودش را به منزل مادرش می‌رساند.

تا اینجا همه چیز، مثل همه خبرهای دیگر بود. اما خبرنگار تنها به گزارش ماجرا بسنده نکرده بود. درباره روزهای بعد از این حادثه هم چیزهایی نوشته بود. از جمله اینکه زن، در مدت زمان یک هفته‌ای که دور از همسر و فرزندانش بود، تلاش کرده بود، از شدت رنج‌های جسمی و روحی‌اش بکاهد. بعد هم بی سروصدا، سر خانه و زندگیش برگشته بود و هیچ کس خبردار نشده بود بار سنگین یک تجربه تلخ را بر دوش دارد. حتی همسرش! نزدیک‌ترین و عزیزترین کس‌اش!

زن همه این حرف‌ها را از پشت تلفن گفته بود، چرا که بنا نداشت، به مراجع قانونی شکایت رسمی‌ای بنویسد. به دو دلیل! اول اینکه، اذعان کرده بود که توان روبرویی دوباره با آن آدم‌ها را نخواهد داشت و دوم اینکه مطمئن بود، با همه علاقه‌ای که همسرش به او دارد، در صورت دانستن ماجرا، طلاقش خواهد داد. خبرنگار دردآشنا، در انتهای خبر پرسیده بود، راستی این زن از کدام مرد بیشتر می‌ترسد! مردی که به او تجاوز کرد یا مردی که همسرش است؟!

زمانی که صحبت از تجاوز جنسی زنان به میان می‌آوریم، جمع کثیری از مردان انگشت اشاره خود را به جای مجرم و متجاوز، به سمت قربانی می‌گردانند. آنها معتقدند اکثریت این زنان یا دختران، افرادی بی‌حجب و حیا هستند که از پوشش نامناسب و برانگیزاننده‌ای استفاده می‌کنند و یا زنان بی توجه و ابلهی‌اند که جانب احتیاط را نگاه نمی‌دارند و از این رو به سادگی در دام مردان ِ هوسباز می‌افتند. این مردان همواره قربانیان تجاوز را به نحوی قابل سرزنش و توبیخ می‌دانند و اغلب از نسبت دادن این حوادث به زنان عادی اجتماع می‌پرهیزند و قاعدتا اگر زنی از اعضای خانواده‌شان، قربانی ِ پدیده تاسف باری از این دست شود، با واکنش نامعقولانه آنان، روبرو خواهد شد. واکنش‌هایی که از عدم حمایت جسمی، روحی و قانونی آغاز و در بسیاری از موارد تا طرد کامل فرد آسیب دیده پیش می‌رود.

اما براستی آیا این نگرش صحت دارد!؟ آیا سخنانی از این دست بدین معنا نیست که متجاوز، از هر گناهی مبراست!
بر طبق اطلاعات و آمار بدست آمده:
"- تجاوز استفاده خشونت آمیز از قدرت است که در آن یک نفر بدون توجه به درد و ضربه روحی دیگری، کاری را مرتکب می‌شود. از همین رو متجاوز همیشه برای اقدام به تجاوز مسئول است و قربانی فارغ از ظاهر٬ رفتار٬ قضاوت٬ یا اعمال قبلی٬ مسئول تجاوز نیست.
- 70 درصد تجاوزها از پیش برنامه ریزی شده‌اند و خود به خود اتفاق نمی‌افتند.
- بسیاری از افراد تجاوزگر اصلا بخاطر نمی‌آورند که قربانی آنها چه قیافه‌ای داشته یا چه لباسی پوشیده است.
- بیشتر زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، در هنگام تجاوز در محلی بوده‌اند که تصور می‌کرده‌اند امن است و توسط افرادی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند که تصور می‌کرده‌اند، قابل اعتماد هستند."

تقریبا هر هفته، در صفحه حوادث روزنامه‌ها، به خبری یا سخنی درباره زنان قربانی تجاوز، بر می‌خوریم. اغلب زنان و دختران، به خواندن چنین مطالبی در حضور مردان بی‌علاقگی نشان می‌دهند و به بهانه‌های متفاوتی از توجه به این اخبار سر باز می‌زنند. در بحث و گفتگوهای "یک سویه‌ای" که میان اقوام و آشنایان در باب چنین مباحثی سر می‌گیرد، بسیاری از زنان، حتی اگر تجربه تلخ یک دوست یا عضوی از خانواده خود را در سینه نهفته داشته باشند، ترجیح می‌دهند در حضور پدر، همسر و دیگر مردان خانواده، از اظهار همدردی با همجنسان آسیب دیده خود و بیان احساسات و عواطف صادقانه خود نسبت به چنین رخدادهایی دوری جویند. این البته امری بدیهی است که هر انسانی از تصور قرار گرفتن در جایگاه یک قربانی دچار احساس وحشت و ناامنی شود و بالطبع بسیاری از زنان و دختران نیز می‌کوشند که هیچ گونه پل ارتباطی میان خویش و تجاربی از این دست برقرار نکنند، ولو اینکه این پل، خواندن گزارشی از یک واقعه و گفتگو پیرامون آن باشد. اما نگاه پیش داورانه مردان نسبت به قربانیان تجاوز، و عدم گفتگوی صحیح و منطقی میان افراد خانواده (با هدف آگاهی بخشیدن) احساس ناامنی زنان را شدت بخشیده، و قدرت و شجاعت رویارویی با حقایقی از این دست را از آنان می‌گیرد.
این تفکر غلط که قربانی همواره از پیش محکوم شده و به نوعی همدست مجرم است، علاوه بر وارد آوردن فشارهای روانی بر زنان و دختران، سبب پایمال شدن حقوق بسیاری از قربانیان چنین حوادثی شده است. از همین رو است که امروز آمار دقیقی از زنان ِ مورد تجاوز واقع شده، در دست نداریم. اما از سویی دیگر شاهدیم که آمارهای مربوط به اختلالات روانی، افسردگی، بیماری‌های مقاربتی، ایدز، هپاتیت، سقط جنین غیرقانونی و ... در زنان و دختران رو به افزایش می‌رود.

و بدلیل سنت‌های غلط و متعصبانه بسیاری از خانواده‌ها که شرم و احساس گناه ِ فرد آسیب دیده و مسکوت گذاردن جرم را در پی دارد، بسیاری از مجرمان چنین حوادثی آزادانه به ادامه اعمال منافی عفت خود مشغول بوده و بسیاری نیز بدلیل عدم آگاهی قربانیان و خانواده‌هایشان درباره چگونگی حفظ و ثبت مدارک و شواهد بعد از آسیب دیدگی و گزارش آن به مقامات مسئول، به سادگی از دست قانون گریخته‌اند.
همچنین بر کسی پوشیده نیست که شماتت زنان و دختران آسیب دیده و عدم حمایت درست و به موقع آز آنان، خدشه‌های جبران ناپذیری بر پیکره اجتماع وارد ساخته و مفهوم و معنای اساس نهادی چون خانواده را نیز زیر سوال می‌برد. پدیده‌های سیاهی چون فرار، خودکشی، خودسوزی، روسپی‌گری و ... می‌تواند نتیجه تاسف بار چنین رفتارهای ناآگاهانه‌ای باشد.

بنابر آنچه گفتیم، به نظر می‌رسد طرد زنان، در پس آسیب‌های اجتماعی، نه مبحثی فمنیستی که جریانی فرهنگی و اخلاقی است. لذا در بیان و نقد نگرش نسبت به این مساله، نه تخریب و تقبیح مردان که بازنگری‌ای انسانی را طلب می‌کنیم. هر چند ضعف ابزارهای اطلاع‌رسانی و رسانه‌های دیداری و شنیداری جهت شفاف‌سازی و ارائه راه‌حل‌هایی به منظور پیشگیری و نحوه مواجهه فرد و وابستگان وی در برابر آسیب‌هایی از این دست نیز، در این میان قابل بررسی است.

اینک بهتر است بدانیم چگونه می‌توان از وقوع چنین حوادثی جلوگیری کرد و در صورت بروز چنین آسیبی چگونه به فرد آسیب دیده کمک کنیم. همچنین بد نیست بدانیم در این شرایط، چه راهکارهایی برای احقاق حقوق مادی و معنوی فرد وجود دارد.

منبع :اعتمادملی

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
تشکرها از این تاپیک
Sajjad از این تاپیک تشکر میکنم 
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1386 - 13:29    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام
ممنونم سجاد جان
حرف دل خیلی از ززنهای مظلوم ایرانی رو شاید بشه با خوندن این مطلب به خیلی ها فهموند

_________________
بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
محمدرضا1000
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 11 شهریور 1385
پست: 1245
محل سکونت: کرمان blank.gif


امتیاز: 1210
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1386 - 20:52    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مرسي سجاد جون
مطلب خيلي مفيدي رو ارائه دادين.ممنون سراسیمه سراسیمه

_________________
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 4 شهریور 1387 - 01:40    عنوان:  حراج زنانگي پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در بانكوك می توان باهر قیمتی یك زن خرید.

از 50بات كه معادل 2شیشه نوشابه است ،تا2000بات كه دختربچه های لاغر و ریز اندام تایلندی

را به اجاره می دهند و دلالان ؛زنانگی را مانند كالا به حراج می گذارند.

در بانكوك و یا پاتایا و حتی پكت می توان،با قدم زدن در كوچه پس كوچه ها،شاهد انواع و اقسام

؛شو سكس ها،دیسكوهاو تریاها و خانه های باشید كه با زن از توریست های سراسر دنیا

پذیرایی می كنند. توریست های كه اگر مایل باشند می توانند با كمترین پول شب را در كنار

دختربچه های 12-13ساله تایلندی به صبح برسانند.

دخترك 17ساله ای كه مقابل هتل بساط سوسك فروشی دارد،با شلوار جین كوتاه ،موهای زرد و

قرمز رنگ كرده كه با فكل های سفید آن را بسته است.و صورت كاملا نقاشی شده عجیب و

غریب و لب های كه با ماتیك پررنگ آلبالویی ،با حركت های تند و سریع از آغوش مرد اروپایی به

آغوش مرد آسیایی می رود و با همه دلبری هایش موفق نمی شود كه خود را هم قیمت یك

پرس غذا كه مخلوطی از سوسك و كرم است به مردانی كه گوشه خیابان روی نیمكت ها

نشسته اند ارزانی كند.

دخترك مقابل دوربین فیگور می گیرد.و عكس می اندازد.ته رنگ زردش زیر رنگ ها پنهان نمی

شود.به دوست مترجم من می گوید:"این شغل من است.من از ده سالگی كاركرده ام .هم غذا

فروخته ام وهم اگر توریست ها بخواهند وقتم را با آنها می گذرانم.كارت ویژه سلامت دارم و

مالیات می دهم.سیگار روشن می كند و تند تند به سیگار پك می زند.و با دیدن مرد كره ای كه

به او اشاره می كند،بساطش را به دختری دیگر می سپارد و به دنبال او می دود.

كوچه هیپی ها ،كوچه باریك و بلندی است پر از دخترها و پسرهای هیپی كه موهای خود را در

خیابان می بافند.در خیابان معامله می كنند.در خیابان می رقصند و جنس خرید و فروش می

كنند. در این كوچه مشروب 60بات است و هیپی ها در كار معامله زنان با هم رقابت می

كنند .پسران زرد پوستی كه تن و بدن خود را خالكوبی كرده اندو به عنوان بادی گارد یا دلال در این

كوچه ها پلاس اند و دختران تایلندی قرمز پوشی كه وسط خیابان ایستاده اند و بی اعتنا به

رقص اطراف خود مشتری ها را به خود و به محل اجاره زنان راهنمایی می كنند.كاتالوگ و

بوروشور و عكس هم جزءابزار تبلیغاتی آنها به كار می رود.

دختران قرمز پوش با آن آرایش های تند از گرفتن عكس استقبال می كنند و از كار خود صحبت

می كنند؛ كاملا عادی و بدون هیچ خجالتی .دخترك می گوید:"دولت مطابق با سال نو كشور

برای ما تبریك می فرستد و از شغل ما كه برای كشور درآمد ایجاد می كنیم ،تشكر می

كند.اینجا خیلی از دختر ها معلمند یا پزشك یا كارمند و یا خواننده و فروشنده اند و ما هم این

شغل را داریم و اگر نه نمی توانیم شكم خودمان و خانواده امان را سیر كنیم .او گران ترین

قیمتی كه برای دختر بچه های تایلندی می دهد 3000بات است .دختری كه 13سال دارد و حاضر

است یك شب در كنار مرد بماند. شاید دردناك ترین صحنه ها،دیدن همین دختربچه های باشد كه

بازار برده فروش های دوران های گذشته را امروز به شیوه ای مدرن در ذهن انسان تداعی می

كند. دختر بچه های كه برای لذت مردان و درآمدی مختصر،می رقصند و شنیع ترین حركات را

انجام می دهند.

كوچه،پس كوچه های این شهر شاهد زنان دیگری است كه از صبح تا شب،در هوای خفه كننده و

شرجی بانكوك غذا می فروشند. زنان فقیری كه آنها هم،آدرس محلات تفریح شبانه و دیسكو

ها را می دانند و مانند راهنما عمل می كنند."یا"زنی است كه با وجود لاغری و سوءتغذیه ای كه

در ظاهرش مشهود است مانند فرفره ظرف می شوید،سبزی و كلم رنده می كند.ادویه اضافه

می كند.مخلوط را می كوبد.كمی حرارت می دهد و چیزی به نام غذا در اختیار مشتری قرار

می دهد.

"یا"در یك آلونك زندگی می كند و نان آور 4فرزندش است.همسرش فوت كرده و زندگی را به

سختی می گذراند."یا"دوست دارد دخترش كه نتوانسته به دانشگاه دولتی راه یابد و نتوانسته در

دانشگاه خصوصی درس بخواند"ماساژور"شود.ماساژ شغل دیگری است كه زنان تایلندی به آن

مشغولند.

زن 30ساله ای كه اهل "پوكت"است و در یك مركز مخصوص ماساژكار می كند. می گوید:"من

مردهای زیادی را می شناسم كه برای ماساژ به بانكوك می آیند.ماساژیك شغل سنتی است و

ما از صبح تا شب كار می كنیم ."او حاضر نیست در محل های كه از ماساژ به عنوان یك ابزار

سكس استفاده می كنند كار كند.اما هرروز تعداد زیادی از مشتریانش را مردها تشكیل می

دهند. او اجازه عكاسی به من نمی دهد.

در فروشگاه "پلازا "با مرد 50ساله موبور فرانسوی صحبت می كنم كه هرسال دوهفته به تایلند

می آید. او دندانپزشك است و همسر و 2فرزند دارد.عازم پاتایاست و تنها برای دیسكوهای

شبانه،شب نشینی ها و تفریحات به تایلند آمده است.دختر تایلندی كه در كنار اوست شبها در

یك هتل آواز می خواند.كارت بهداشت دارد و به زحمت وزنش به 45كیلو می رسد.

دیدن مردهای ایرانی هم عادی است.هواپیمای تهران –بانكوك مملو از مردانی است كه این

كشور را برای تفریح انتخاب می كنند.مردانی كه در طول سفر به همسران خود تلفن می

كنند.اظهار می كنند كه دلشان برای دخترانشان تنگ شده است و وقتی مطلع می شوند من

روزنامه نگارم،همگی به اتفاق می گویند كه برای تجارت و یا كار به تایلند آمده اند و یا اینكه در

سفرهای بعدی با همسرانشان خواهند آمد.مردانی كه در بازگشت از هیچكدام آنها آزمایش HIV

به عمل نمی آید.و در مبادی ورودی باز،وارد كشور شده و در صورت بیماری اولین فردی را كه

قربانی می كند،همسرانشان است.

اما فصل مشترك همه روسپیان تایلندی فقر است و سرنوشت نهایی همه آنهانیز فقر و ایدز و

اعتیاد و الكل كه آنها را به هلاكت و نابودی می كشد.

یك زن 30ساله حتی دیگر فرصتی برای ادامه همین مسیر ندارد؛حتی به اندازه سیركردن

شكمش.

دختران تایلندی ،كودكی را با فحشاء آغاز می كنندو دلالان و مردان كاباره دار بیشترین سود را از

این تجارت كثیف انسانی می برند,

روی یگر سكه ،قاچاق دختر بچه های تایلندی است

كه در شبكه های قاچاق به سمت اروپا حمل می شوند و باز این شبكه ها معمولا به وسیله

مردانی اداره می شود كه زن را به شكل یك كالا و یا جنس می بینند.

محله "بت بویت رود"و یا اطراف "نایت شاپینگ رودها"با كوچه های موازی ،باریك ،پرزرق و برق

،مشروب فروشی های كنار خیابان و دختران و پسران اروپایی حالت عادی ندارند.انواع و اقسام

داروهای محرك استفاده می شود.دختران سرهایشان را داخل كوچه آرایش می كنند و در دالان

ها گم می شوند.چند هیپی بایك مرد بر سر قیمت یك دختر زرد پوست ،كوتاه قد دعوا می

كنند.از همه ملیت ها در اینجا آدم می بینی .آدم های كه چانه می زنند.می گیرند،پس می

دهند.و در همین كوچه ها و بالاخانه ها شرافت زنان را معامله می كنند.


در دانشگاه "محی دول "در سالایا دختر جوانی كه برای فارغ التحصیلی اش با

مجسمه "سیترا"عكس می گیرد،گفت وگو می كنم. اوابتدا از زنان تحصلكرده و موفق تایلندی

می گوید.اما نفی نمی كند كه جمع زیادی از دختران كشورش مایه سرگرمی و تفریح توریست

ها شده اند و تن به فحشاء داده اند.او كشورش را فاقد منابع درآمدزا و منابع زیرزمینی می داند

ومعتقد است كه دولتمردان نتوانسته اند از دریا و زمین و سنگ های قیمتی به شكل درست و

مكانیزه استفاده كنند و به همین دلیل از فروش زنان و كار زنان به عنوان بالاترین منبع درآمد سود

می برند.و حتی لیدی-بری ها با تزریق هورمون و دارو خود را به شكل زنان در می آورند تا

بتوانندكاركنند. بسیاری از زنانی كه تن به خود فروشی می دهند،بدون كارت بهداشت هستند

وبه همین دلیل آمار ایدز وحشتناك است و دختران آگاهی لازم جهت رعایت بهداشت را ندارندو

برای اینكه مالیات ندهند،آمار خود را به دولت ارائه نمی كنند.چرا كه دولت از این افراد مالیات

مختصری می گیرد.او مهم ترین مشكل را عدم رعایت بهداشت و نداشتن آگاهی از چگونگی

انتقال ایدز در میان این افراد می داند.

دختر فارغ التحصیل تایلندی می گوید:"در كمال تاسف ،تمام تاكسی ها،مغازه داران

،ماساژورها،فروشنده ها،هتل ها ،همه وهمه آدرس این محلات را بهتر از آدرس دانشگاهها و

مراكز علمی كشور می دانند.و برای معرفی چنین مكان هایی حتی پول دریافت می كنند."

او آمار ایدزرا قطعی نمی داند ولی معتقد است كه حتما بیش از یك میلیون نفر آلوده به ویروس

ایدز هستند و شما كه در این كشور در كنفرانس مربوط به زنان شركت كردید،باید از مشاور

پادشاه كه در افتتاحیه شركت كرد ،راجع به ایدز و فحشا ء و ترافیك زنان در كشورش سوال

می كردید.

در تایلند با تمام این مسائل و سقوط اخلاق در هر ساعت شب كه راه بروی و یا تاكسی بگیری

كسی مزاحمت نمی شود و می توانی تا نیمه های شب گزارش تهیه كنی،عكس بگیری و بعد

با خیال راحت یك تاكسی صدا كنی و به هتل بروی.هر چند كه همیشه با سوالات متعددی در

ارتباط با حجاب از من می پرسیدند ومن مجبور می شدم كه راجع به حجاب توضیح بدهم.


فریبا داودی مهاجر

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.16 ثانیه