Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - هر انساني آهنگي است نيازمند دوباره نواختن (استفان مالارمه )
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
هر انساني آهنگي است نيازمند دوباره نواختن (استفان مالارمه ) رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 8 بهمن 1386 - 08:24    عنوان:  هر انساني آهنگي است نيازمند دوباره نواختن (استفان مالارمه ) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


سلام


عیسی مظهر عشق پاک و بی ریاست...


هنگامی که عیسی مشاهده کرد مردم کم کم به جای دوست داشتن ومطلوب شمردن

تفکر و نظریه اوِ ٬شروع به پرستش خود او کرده اند٬از کنار آنها رفت.

مردم قصد داشتند پادشاهی از او بسازند و فقط یک نکته را می دیدند:

این که عیسی قادر بود به تمامی خواسته ها و نیازهای مادی آنان پاسخ دهد.

هیچ کس حاضر نبود بپذیرد که خود نیز قادر به بر آوردن٬یک یک خواسته های باطنی اش

می باشد.هیچ کس نمی فهمید که لازم است مانند عیسی٬از این قدرت استفاده کرد.

عیسی فرمود: «لازم است که اکنون از اینجا بروم زیرا اگر نروم٬

خداوند تسکین دهنده به سراغ شما نخواهد آمد.» به گونه ای واضح تر

٬تا زمانی که انسان توجهش را روی شخص عیسی متمرکز کند٬

هرگز قادر به قبول این واقعیت که خود نیز دارای همان مقدار قدرت است٬نخواهد شد.

لازم است که انسان حتما به باطن خویش٬نظر بیفکند. چنانچه انسان به دیگری تکیه کند٬

به جای تحقق بخشیدن به آرمان و الهام درونی خود٬بتی از شخص دیگر ساخته است.

( دل انديشه )


این مطلب آخرین بار توسط farimah در چهار‌شنبه 20 شهریور 1387 - 09:35 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
تشکرها از این تاپیک
farimah(دوشنبه 8 بهمن 1386 - 08:27), farimah از این تاپیک تشکر میکنم 
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 9 بهمن 1386 - 06:42    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تامل بر انگیز بود
میشه منبعشو برامون بنویسی
ممنون

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 9 بهمن 1386 - 09:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام دوست عزيز

ممنونم از توجه شما .
اين نوشته رو در جايي با امضاء "دل انديشه" ديدم چون عاشق حضرت عيسي- كه درود خداوند براو باد . - هستم و اعتقاد خودم هم هست براي شما هم نوشتم .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 6 اسفند 1386 - 09:53    عنوان:  چه كسي شيطان را خلق مي كند !!! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چه کسی شیطان را خلق می کند؟

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد,

پس او شیطان را نیز خلق کرد.

چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست ,

خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد.

استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که

عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت:

"استاد می توانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد.

آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد.

مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم

در حقیقت نبودن گرماست.

هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد

وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد.

و گرما چیزی است که باعث می شود

بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد.

صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست.

تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده می شوند.

سرما وجود ندارد.

این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد

تاریکی در حقیقت نبودن نور است.

نور چیزی است که می توان آنرا مطالعه و آزمایش کرد.

اما تاریکی را نمی توان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن

می توان نور را به رنگ های مختلف شکست

و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد.

اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید.

یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند

و آنرا روشن می سازد.

شما چطور می توانید تعیین کنید که

یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟

تنها کاری که می کنید این است که

میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید.

درست است؟

تاریکی واژه ای است که بشر برای

توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد:

"البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم.

او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر

به همنوع خود دیده می شود.

او در جنایتها و خشونت های بی شماری که

در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد.

این ها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا.

یا حداقل در نوع خود وجود ندارد.

شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست.

درست مثل تاریکی و سرما.

کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد.

خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که

وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند.

مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید

و تاریک که در نبود نور می آید.

آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.



بله شيطان آنجاست که وجود ما از خدا دور مي شود

تا به شيطان و گناه نزديکتر شود.

مفهوم شيطان را خود ما خلق مي کنيم و بستر آن بی خدايی است.

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 6 اسفند 1386 - 10:28    عنوان:  از خدا ، فقط خدا را بخواهيم پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

از خدا ، فقط خدا را بخواهیم




همیشه آنان که از خدا حاجت و درخواستی دارند

و ازو همواره چیزی می خواهند بسیارند

ولی آنان که خود خدا را می خواهند نایابند و اندک.

یادمان باشد

فقط از خدا بخواهیم

و از خدا ، فقط خدا را بخواهیم

زیرا از خدا ، غیر از خدا را خواستن ، کم خواستن است.

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 5 اردیبهشت 1387 - 05:03    عنوان:  آموختن آسان نيست ! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



آموختن آسان نیست ...

خستگی هر آن در کمین است .

آزرده می شوی ، احساس شکست می کنی .

شک می کنی که رها کنی و بگذری ،

می خواهی بر کناره روی و وانمود کنی که اتفاقی نیفتاده .

اما نه ...

تو بازنده نیستی که ،

یک مبارزی .

پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم .

باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم .

باید آزرده شویم تا روزی توانمند باشیم .

اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی ،

در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود.

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 5 اردیبهشت 1387 - 05:09    عنوان:  دشواري ها پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



به لحظاتی بر می خوریم که عاجز از بیان دشواری آنهاییم .

ولی بی تردید دیر یا زود با آنان روبرو می شویم .

برخی دشواریها زندگیمان را یکسر دگرگون می سازند،

و برخی تازمانی ما را د ستخوش تغییر می کنند.

گروهی از ما در ژرفای وجود بدنبال پاسخهایی می گردیم

شاید آنها را بیابیم و یا نومید بازگردیم .

اما در آن تلاش در می یابیم که مشکلات پیش رویمان رنگ می بازند،

و می پذیریم ...

هرآنچه را که از سر گذرانده ایم

و هرآنچه را که برایش رنج را تجربه کرده ایم .

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1387 - 08:05    عنوان:  بال هايت را کجا جا گذاشتی؟ پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



قلب دختر از عشق بود ،

پاهايش از استواری و دست هايش از دعا

اما شيطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود

پس کيسه ی شرارتش را گشود و محکم ترين ريسمانش را به در کشيد .

ريسمان نااميدی را

نا اميدی را دور زندگی دختر پيچيد،

دور قلب و استواری و دعاهايش

نا اميدی پيله ای شد و دختر ،

کرم کوچک ناتوانی

خدا فرشته های اميد را فرستاد تا کلاف نا اميدی را باز کنند،

اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد.

دختر پيله ی گره در گره اش را چسبيده بود و می گفت:

نه باز نمی شود، هيچ وقت باز نمی شود :

شيطان می خنديد ودور کلاف نا اميدی می چرخيد.

شيطان بود که می گفت :

نه باز نمی شود، هيچ وقت باز نمی شود

خدا پروانه ای را فرستاد تا پيامی را به دختر برساند



پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست

و دختر به ياد آورد که اين پروانه نيز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پيله ای.

اما اگر کرمی می تواند از پيله اش به در آيد ،

پس انسان نيز می تواند

خدا گفت :

نخستين گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های ديگر را......

دختر نخستين گره را باز کرد

و ديری نگذشت که ديگر نه گره ای بود و نه پيله ای و نه کلافی

هنگامی که دختر از پيله ی نا اميدی به در آمد ،

شيطان مدت ها بود که گريخته بود .

عرفان نظر آهاری




_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1387 - 00:51    عنوان:  پرنده پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بال هايت را كجا گذاشتي ؟

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت :

اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي.

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم .

اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم .

انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود .

پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟

انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد .

پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است .

انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد .

چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور ، يك اوج دوست داشتني .

پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است .

درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ،

اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود .

پرنده اين را گفت و پر زد .

انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد

و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود

و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد .

آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت :

يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟

زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي .

راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد .

آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست !!!!!

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1387 - 00:56    عنوان:  «ارزش» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یک سخنران معروف سمینار خود را با بالاگرفتن یک اسکناس 100 دلاری آغاز کرد.

او از 200 نفر شرکت‌کننده در سمینار پرسید: کی این اسکناس 100 دلاری را دوست دارد؟

دست‌ها شروع به بالارفتن کرد.

او گفت می‌خواهم این 100 دلاری رو به یکی از شما بدم.

اما اول بذارین یک کاری بکنم. سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد.

پس دوباره پرسید: کسی هست که هنوز این اسکناس رو بخواد؟

باز دست‌ها بالا رفت.

او اینگونه ادامه داد:

خب اگر من اینکارو کنم چی؟

و بعد اسکناس را به زمین انداخت و با کفش خود شروع به مالیدن آن به کف اتاق کرد.

سپس آن را که کثیف و مچاله بود برداشت و باز گفت:

هنوز کسی هست که این 100 دلاری رو بخواد؟

اما هنوز دستها در هوا بود!

سخنران گفت:

دوستان من، همگی شما یک درس باارزش فراگرفتید.

شما بی‌توجه به این که من چه بلایی سر این اسکناس آوردم بازهم خواستار اون بودید.

چون هیچ‌چیز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 100 دلاری می‌ارزید.

خیلی از اوقات در زندگیمون ما به‌وسیله تصمیم‌هایی که می‌گیریم

و وقایعی که واسمون پیش‌ می‌یاد، پرتاب، مچاله و به زمین مالیده می‌شیم.

در اینجور مواقع احساس می‌کنیم که ارزش خود را از دست داده‌ایم

اما مهم نیست که چه اتفاقی افتاده یا خواهد افتاد.

به هر حال شما هرگز ارزش خود رو از دست نمی‌دید.

تمیز یا کثیف، مچاله یا صاف،

بازهم شما از نظر اونایی که دوستتون دارن، ارزش فوق‌العاده زیادی دارین.

ارزش زندگی ما با کارهایی که انجام می‌دیم و افرادی که می‌شناسیم تعیین نمی‌شه،

بلکه بر اساس اون چیزی که هستیم تعیین می‌شه !

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
صفحه 1 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه