Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - گفت‌وگو با نويسنده مجموعه «ترانه مادري»
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » سینما، تئاتر، تلویزیون » تلویزیون

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
گفت‌وگو با نويسنده مجموعه «ترانه مادري»
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 28 شهریور 1387 - 03:34    عنوان:  گفت‌وگو با نويسنده مجموعه «ترانه مادري» پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گفت‌وگو با نويسنده مجموعه «ترانه مادري»
چرا پويا عاشق دختري 6 سال بزرگتر از خودش مي‌شود؟


جواني كه از شدت محبت توانايي انجام هيچ كاري را ندارد، ما خودمان به دست خود اينها را اين‌گونه تربيت كرده‌ايم و آنقدر به آنها توجه كرديم و نگذاشتيم دست به سياه و سفيد بزنند. مثل« پويا» كه اينقدر پاستوريزه است و در يك شرايط آزمايشگاهي رشد پيدا كرده است. خوب اين موجود آزمايشگاهي به نخستين نفر كه اتفاقا ظرفش را شكسته، دل مي‌بندد. اگر ثريا يا هر فرد ديگري حتي استادش كه بيست سال از او بزرگتر است، اين كار را مي‌كرد به آن دل مي‌بست.

مسعود بهبهاني‌نيا در گفت‌وگو با «تابناك» افزود: از يک سو فرزندسالاري ناخواسته به جوانان آسيب مي‌زند و از سوي ديگر محبت‌هاي زياد باعث تربيت بچه‌هاي لوس و بي‌مهارت مي‌شود كه توانايي اراده فرداي كشور ما را ندارند.



وي در ادامه بااشاره به اين‌كه مجموعه «ترانه مادري» بر روي فرخنده و فرزندش و روابط متقابل اين دو متمركز شده است، اظهار داشت: براي نشان دادن آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از تربيت نادرست فرزندان، دو كودك كه متعلق به يك پدر و مادر هستند، اما در دو شرايط گوناگون پرورش يافته‌‌اند، نمايش داديم. يكي پويا كه به دليل نسبت خوني كه با فرخنده دارد و مشكل نازايي فرخنده به نوعي تربيت مي‌شود و ديگري بهرام که با ليلا هيچ نسبت خوني ندارد و چون بچه‌دار هم مي‌شود، پس دليلي ندارد كه فرزند ديگري را بزرگ كند، اما به علت طمع فرخ و فكر اين كه نگهداري يك بچه، يعني نيمي از سهم آن خانه، اين بچه را بزرگ كرده و در حق او هم مادري كرده است.

نويسنده مجموعه «ترانه مادري» در ادامه گفت: ما سه نوع تربيت فرزندان را به تصوير کشيديم:
1ـ شيوه سخت‌گيري: والدين با محبت و محدود كننده، شخصيتي كه فرخنده در سريال نماينده آن است. اين دسته از والدين اجازه كسب تجربه و يادگيري را از كودك و نوجوان خود مي گيرند. بجاي آنها حرف مي‌زنند، تصميم مي‌گيرند و مشکلات را حل مي کنند.
2ـ شيوه سهل‌گير: اين والدين نسبت به آموزش رفتارهاي اجتماعي سهل انگار هستند.از اين موارد زياد مي‌بينيم بچه ول و رها است. و همين طوري و باري به هر جهت تربيت مي‌شود. نظم و ترتيب كمي در اين گونه خانواده‌ها حاكم است و پايبندي اعضا به قوانين و آداب و رسوم اجتماعي بسيار كم است.
3ـ شيوه قاطع و آزاد منشانه كه به شيوه والدين مقتدر نيز معروف مي‌باشد. در اين شيوه والدين به فرزندان خود استقلال و آزادي فكري مي‌دهند و آنها را تشويق مي‌كنند، اما نوعي محدوديت و كنترل بر اعمال فرزندان اعمال مي‌دارند شخصيت مادر بزرگ و نحوه برخورد او با دختر و پسر و نوه‌اش از اين الگو پيروي مي كند.



بهبهاني‌نيا در ادامه اظهار داشت: براي مبرز كردن اين شيوه‌هاي تربيتي، الگوهاي تربيتي را که هم‌اکنون در جامعه ما کارکرد دارد، در اين خانواده‌ها و شخصيت‌ها قرار داديم و در مقايسه اينها با هم خانواده و تربيت‌هايشان را نقد کرديم و سه نسل را کنار هم قرار داديم:

نسل اول، مادربزرگ، نسلي که ريشه در گذشته ما دارد؛ نسلي که برخوردهايش سنجيده است و براي آن خيلي احترام قايل شديم و مادربزرگ خاصي را معرفي کرديم.

نسل دوم، فرخنده و فرخ و همسرانشان که اينها نسل گرفتارند؛ نسلي که باخودشان درگيرند و مشکلات زيادي دارند.

نسل سوم، نسل پويا و بهرام که بي‌خبر از گذشته‌اند و نمي‌دانند که از کجا آمده‌اند و از هويت خود آگاه نيستند.



اين نويسنده كهنه‌كار با اشاره به اختلالات رفتاري پويا گفت: در طراحي قصه، اگر پويا را آدم عاقل و پخته‌اي معرفي مي‌کرديم، قطعاً انتخاب نغمه غلط بود. اين ايراد وارد بود که مثلا يك آدم هوشمندي مثل پويا چرا يك دختري كه شش سال از خودش بزرگتر است را براي همسري انتخاب كرده است، ولي داستان «ترانه مادري» در مورد يك آسيب اجتماعي صحبت مي‌كند. جواني كه از شدت محبت توانايي انجام هيچ كاري را ندارد، ما خودمان به دست خود اينها را اين‌گونه تربيت كرده‌ايم و آنقدر به آنها توجه كرديم و نگذاشتيم دست به سياه و سفيد بزنند. مثل« پويا» كه اينقدر پاستوريزه است و در يك شرايط آزمايشگاهي رشد پيدا كرده است. خوب اين موجود آزمايشگاهي به نخستين نفر كه اتفاقا ظرفش را شكسته، دل مي‌بندد. اگر ثريا يا هر فرد ديگري حتي استادش كه بيست سال از او بزرگتر است، اين كار را مي‌كرد به آن دل مي‌بست.

بهبهاني‌نيا در ادامه اظهار داشت: پر کردن آنتن کاري ندارد. مهم اين است که مخاطب سخت گير امروز کار شما را بپسندد و با علاقه آن را دنبال کند و حرف تازه اي براي زندگي بهتر در آن پيدا کند. ساخت يا پخش سريال‌هايي مثل مجموعه‌هاي کره‌اي كه بازي‌هاي بازيگرانش بسيار ضعيف و در حد بچه دبستاني‌‌هاي ايراني است، هنر نيست و از اين خوشحالم كه براي دومين بار مردم مجموعه‌اي روتين اما غير طنز را انتخاب کردند و به آن نمره قبولي دادند و از حسن تصادف، اين مجموعه در همان باغ طنز معروف برره توليد شد.

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
تشکرها از این تاپیک
Sajjad از این تاپیک تشکر میکنم 
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 28 شهریور 1387 - 03:36    عنوان:  «ترانه مادري» از نگاه نويسنده پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

«ترانه مادري» از نگاه نويسنده


به خاطر اقبال عمومي نسبت به مجموعه تلويزيوني «ترانه مادري» با نويسنده اين مجموعه مسعود بهبهاني نيا به گفت‌وگو نشستيم. بهبهاني‌نيا نويسنده مجموعه‌‌هاي پرمخاطب ديگري همچون «نرگس» به کارگرداني سيروس مقدم، «كارآگاهان» به كارگرداني حميد لبخنده، «خاك سرخ» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا، «خانه پدري» به کارگرداني فريدون حسن پور «ايستگاه آخر» به كارگرداني منوچهر عسگري ‌نسب، «شركت» به كارگرداني عبدالله باكيده و چندين مجموعه تلويزيوني ديگر بوده و همچنين تهيه کننده چند مجموعه و فيلم مستند است.




تابناك: شايد نخستين پرسشي كه در ذهن بيننده پيدا مي‌شود، اين است كه آيا اين سريال هم سانسور داشته يا خير؟

بهبهاني نيا: نه، به خاطر تجربه كاري با صداوسيما، به حدود و خط قرمزها آشنا هستم. وقتي مي‌گويم سانسور نداشته، به اين معناست که مي‌دانم چگونه حركت كنم كه كمترين برخورد را با ديواره‌ها داشته باشم، اما در به نمايش گذاردن نوع انحرافي كه «پويا» پيدا كرده بود، قاعدتا محدودتر از آنچه در انديشه داشتيم، حركت كرديم.

به شخصه دوست داشتم كه بازتر و راحت‌تر برخورد شود. وقتي مي‌گوييم جوان منحرف شده،‌ گوشه‌اي از واقعيت را نشان دهيم. ديروز روزنامه‌اي در مقاله خود نوشته بود: كافي است دستت را دراز كني، مواد مخدر در اختيار توست! در چنين اوضاعي، نويسنده و فيلمساز بايد بتواند مقداري از انحرافات و آسيب‌هاي اجتماعي را در اثرش بيان كند. يك مقداري در اين‌گونه مواقع با ايما و اشاره حركت مي‌كنيم. وقتي مي‌خواهيم پارتي را نشان بدهيم، چند تا چراغ را كه روشن و خاموش مي‌شود، نشان مي‌دهيم؛ وقتي مي‌خواهيم بگوييم جوان منحرف شده، مي‌گوييم يك قرصي كه حالا مشخص نيست كه چيست را مصرف كرده و چون اين انتخاب نمادها، سليقه‌اي است، پس زياد نمي‌تواند گوياي منظور و هدف نويسنده و كارگردان باشد.

تابناك: آخر سريال، فيلم هندي شد و شخصي مثل فرخ كه دچار مشكلات شخصيتي و اخلاقي بود، در پايان مجموعه از كرده خود پشيمان شد و با آشتي با كساني كه او را ترك كرده بودند، همه چيز به خوبي و خوشي تمام شد و رفت و به بيننده حسي القا شد كه كل شخصيت‌ها و مجموعه، مصنوعي است.

بهبهاني نيا: ماه‌ها روي اين نوشته كار كردم؛ بنابراين كوشيدم اشكالات ابتدايي نداشته باشد. دانيال حكيمي كاراكتري است كه دچار ضعف شخصيت شده است.

بيننده درمي‌يابد كه يك نوع حقارتي از سوي پدر زنش بر او وارد مي‌شود و در ساليان سال اين را از خانواده و تعلقاتش دور كرده است. فرخ دنبال طمع‌ورزي است، اما در عين حال تا زمان مرگ مادر، به او احترام مي‌گذارد و تا زمان حيات او، جرأت ندارد دست از پا خطا كند و اگر خطايي هم انجام دهد، پنهاني و دور از چشم مادر دست به عمل خلاف مي‌زند، اما به محض اين‌كه مادر فوت مي‌كند، حيله‌گري و فريب خواهر را شروع مي‌كند و پس از اين‌كه فرخنده به او راه نمي‌دهد، از در تهديد وارد مي‌شود و چون نتيجه نمي‌گيرد، به ترفندهاي ديگر از جمله عاصي كردن خواهر توسط منحرف كردن پسرش روي مي‌آورد و باز پاسخ نمي‌گيرد، پس از آن، همه خانه را جستجو مي‌كند، ولي باز سند را پيدا نمي‌كند؛ سرش به سنگ مي‌خورد، به هيچ وجه متحول نمي‌شود و شما نيز هيچ جايي نمي‌بينيد كه او متحول بشود.

در آخر در وضعيتي است كه زن و بچه‌اش تركش كرده‌اند و ساك خود را جمع كرده و مي‌گويد كه من ديگر اينجا جايي ندارم و كسي برايم نمانده حتي روي مقابله با خواهرش و ديدن او را هم ندارد.

اتفاقا اين مجموعه را آنقدر ميليمتري، انساني و واقعي چيديم كه بيننده با آن به شدت احساس همذات پنداري مي‌کند. مثل هر آدم ديگري که ممکن است دنبال گناه يا سوء استفاده باشد، اما فرصت و مجالش را پيدا نمي‌کند.

پس فرخ نمي‌تواند كاري از پيش ببرد، نه اين‌كه آدم خوبي شده است. ولي بعد پسرش به او مي‌گويد: بابا اگر تو خطا كردي، من هم خطا كرده‌ام و به شوخي به او مي‌گويد: «اين به آن در» همسرش نيز به خطاي خود معترف مي‌شود و سرانجام چند انسان خطاكار يكديگر را مي‌بخشند و باز به هم فرصت زندگي مي‌دهند.

در حقيقت هيچ کدام آن تحول آني پيدا نکرده‌اند. جلال هم همين طور! خانه و زندگي و حساب بانکي‌اش توقيف شده اما خودش فرار مي‌کند. در جامعه و اطرف خودمان تا دلتان بخواهد آدمهايي مثل فرخ هستند که دنبال فرصت هستند تا حق و ناحق کنند و مال ديگري را بخورند. اما گاهي نمي‌توانند و حسرت مي‌خورند يا به ظاهر دست از خواسته‌شان مي‌کشند.

تابناك: چرا پويا؛ دختري را انتخاب مي‌کند که چند سال از او بزرگتر است. اين غير منطقي نيست؟

بهبهاني نيا: براي پويا نه! در طراحي قصه، اگر پويا را آدم عاقل و پخته‌اي معرفي مي‌کرديم، قطعاً انتخاب نغمه غلط بود. اين ايراد وارد بود که مثلا يك آدم هوشمندي مثل پويا چرا يك دختري كه شش سال از خودش بزرگتر است را براي همسري انتخاب كرده است، ولي داستان «ترانه مادري» در مورد يك آسيب اجتماعي صحبت مي‌كند.

درباره جواناني كه به دليل شرايط فرزندسالاري ناخواسته آسيب مي‌بينند؛ يعني محبت زياد اين بچه‌ها را لوس بار آورده و محبت‌هاي زياد اينها را دارد بي‌مهارت بار مي‌آورد. اين جوان‌ها توانايي اداره فرداي كشور ما را ندارند و ما داريم در مورد اين جوانان صحبت مي‌كنيم؛ جواني كه از شدت محبت توانايي انجام هيچ كاري را ندارد، ما خودمان به دست خود اينها را اين‌گونه تربيت كرده‌ايم و آنقدر به آنها توجه كرديم و نگذاشتيم دست به سياه و سفيد بزنند. مثل« پويا» كه اينقدر پاستوريزه است و در يك شرايط آزمايشگاهي رشد پيدا كرده است.

خوب اين موجود آزمايشگاهي به نخستين نفر كه اتفاقا ظرفش را شكسته، دل مي‌بندد. اگر ثريا يا هر فرد ديگري حتي استادش كه بيست سال از او بزرگتر است، اين كار را مي‌كرد به اون دل مي‌بست.

بايد مكانيسم رفتار هر جواني كه از لحاظ ذهني و ارزشي نابسامان است، مد نظر قرار داد. از سوي ديگر، فرخنده كه مادر پوياست، يك نوع بيماري شيفتگي دارد نسبت به فرزند خود كه در حقيقت خودش را مي‌خواهد، نه فرزندش را و براي همين بيمار است.

تابناك: شما به عنوان نويسنده اين اثر چه هدفي را در پس اين مجموعه پيگيري مي‌كرديد و با توجه به ويژگي داستانهايتان چه پيامي را مي‌خواستيد به بيننده اعلام كنيد؟

بهبهاني نيا: در هر قصه‌اي روي يك نكته تمركز مي‌كنيم. در مجموعه نرگس يك پدر مستبد، پدري كه نسبت به فرزندش محبت دارد، اما به نوعي به اون اجازه نمي‌دهد كه خودش انتخاب كند و چون گذشته بدي داشته، فكر مي‌‌كند كه اگر فرزندش در ناز و نعمت زندگي كند و همه چيز را برايش تأمين كند در حق او محبت كرده است.
همان گونه كه واقعا امثال شوكت‌ها در تاروپود جامعه ما بسيار است، امثال فرخنده‌ها هم كم نيست و فرخنده، نماد بسياري از مادران جامعه امروز ماست.

تمركز اين مجموعه روي فرخنده و فرزندش و روابط متقابل اين دو بود، ولي يك رنگ‌آميزي هم در اين مجموعه هست؛‌ بهرام و فرخ و... با قصه‌هاي خودشان در اين مجموعه حاضرند و كار را به جلو مي‌برند.
براي نشان دادن اين آسيب‌هاي اجتماعي دو كودك كه متعلق به يك پدر و مادر هستند، اما در دو شرايط گوناگون پرورش يافته‌‌اند، نمايش داديم. يكي پويا كه به دليل نسبت خوني كه با فرخنده دارد و مشكل نازايي فرخنده به نوعي تربيت مي‌شود.

يکي بهرام که با ليلا هيچ نسبت خوني ندارد و بچه‌دار هم مي‌شود و دليلي هم ندارد كه فرزند ديگري را بزرگ كند، اما به علت طمع فرخ و فكر اين كه نگهداري يك بچه، يعني نيمي از سهم آن خانه، اين بچه را بزرگ كرده و در حق او هم مادري كرده است؛ ‌يعني با اين كه نخستين روابط را نقد مي‌كنيم، در اواخر مجموعه از محبت و مادري ليلا به گونه‌اي تقدير مي‌كنيم.

بهرام هم مشکلات خودش را دارد اما خيلي معمولي‌تر و امروزي‌تر است. به همين دليل،‌ مردم بهتر با او رابطه برقرار كردند، چون ديالوگ‌ها و رفتار بهرام خيلي امروزي است و همچون ديگر جوان‌ها در سطح جامعه است، ولي پويا اصطلاحا بچه‌ پخمه‌اي است كه كسي با او ارتباط نمي‌گيرد.

داستان ما بيشتر حول و حوش پويا و آسيب‌هاي اجتماعي تربيت افرادي چون پوياست. با مطالعاتي كه كرده‌ام، دريافته‌ام كه متأسفانه اغلب خانواده‌ها، فرزندان خود را به گونه‌اي تربيت مي‌‌كنند كه آنها به سن جواني هم كه مي‌رسند، باز توان انجام هيچ كاري را ندارند و سپس رفته‌رفته علاقه‌مند مي‌شوند و ازدواج مي‌كنند.

آن وقت پدر و مادر براي آنها خانه هم فراهم مي‌كند. حتي پول توجيبي آنها را هم مي‌دهند و آخر سر هم كه اختلافي پيدا مي‌شود، والدين طلاق فرزندان را هم مي‌گيرند و دوباره بچه‌ها برمي‌گردند خانه و يكي از دلايل افزايش آمار طلاق همين ازدواج‌هاي ناپخته است.

من خواستم اينجا بگويم كه والدين به اين ازدواج‌هاي ناپخته تن ندهيد و بنابراين با وجود اين كه همه مي‌خواستند كه پويا و نغمه در آخرين بخش با هم ازدواج كنند، ولي برعكس فيلم هندي، فيلم فارسي و ديگر سريال‌هاي معمولي، اين دو را به هم نرسانديم و اينها به اين پختگي رسيدند كه هنوز براي تشكيل زندگي مشترك آمادگي ندارند و زندگي مشترك يك علاقه و نگاه نيست و هزاران مسأله و گرفتاري‌هاي خاص خود را دارد.

تابناك: شما سعي داريد چه در اين مجموعه و چه در مجموعه «نرگس» تلنگري به جامعه بزنيد که خانواده‌ها مواظب باشند کنش‌ها و ناهنجاري‌ها به ساختار خانواده و آينده فرزاندانشان لطمه نزند؟

بهبهاني نيا: دقيقا کار ما فرهنگ ‌سازي است. ما يک تريبون داريم که ميليون‌ها بيننده پاي گيرنده مي‌نشيند و بسيار ديده‌‌ام که ماجراي رويارويي مادراني که مشکل فرخنده را دارند و مادراني که فرزندانشان مشکل پويا را دارند و به روانشناسان مراجعه مي‌کنند؛ مثلا روزنامه‌اي تيتر زده: «فراواني افرادي مثل پويا در جامعه».

تابناك: بهرام و پويا از يک پدر و مادر بر اثر نوع تربيت، انسان‌هاي متفاوتي مي‌شوند. کمي در اين باره و آنچه در ذهن خود پرورانديد توضيح دهيد.

ما سه نوع تربيت فرزندان را به تصوير کشيديم:

1ـ شيوه سخت‌گيري: والدين با محبت و محدود كننده، شخصيتي كه فرخنده در سريال نماينده آن است. اين دسته از والدين اجازه كسب تجربه و يادگيري را از كودك و نوجوان خود مي‌گيرند. به جاي آنها حرف مي‌زنند، تصميم مي‌گيرند و مشکلات را حل مي‌کنند.

2ـ شيوه سهل‌گير: اين والدين نسبت به آموزش رفتارهاي اجتماعي سهل انگار هستند.از اين موارد زياد مي‌بينيم بچه ول و رها است. و همينطوري و باري به هر جهت تربيت مي‌شود. نظم و ترتيب كمي در اين گونه خانواده‌ها حاكم است و پايبندي اعضا به قوانين و آداب و رسوم اجتماعي بسيار كم است.

3ـ شيوه قاطع و آزاد منشانه كه به شيوه والدين مقتدر نيز معروف مي‌باشد. در اين شيوه والدين به فرزندان خود استقلال و آزادي فكري مي‌دهند و آنها را تشويق مي‌كنند، اما نوعي محدوديت و كنترل بر اعمال فرزندان اعمال مي‌دارند شخصيت مادر بزرگ و نحوه برخورد او با دختر و پسر و نوه‌اش از اين الگو پيروي مي كند.

نخست يک کار روانشناسي کرديم، به گونه‌اي که الگوهاي تربيتي را که هم‌اکنون در جامعه ما کارکرد دارد، در اين خانواده‌ها و شخصيت‌ها قرار داديم و در مقايسه اينها با هم خانواده و تربيت‌هايشان را نقد کرديم و سه نسل را کنار هم قرار داديم: نسل مادربزرگ، نسلي که ريشه در گذشته ما دارد؛ نسلي که برخوردهايش سنجيده است و براي آن خيلي احترام قايل شديم و مادربزرگ خاصي را معرفي کرديم.

نسل دوم، فرخنده و فرخ و همسرانشان که اينها نسل گرفتارند؛ نسلي که باخودشان درگيرند و مشکلات زيادي دارند.
نسل سوم، نسل پويا و بهرام که بي‌خبر از گذشته‌اند و نمي‌دانند که از کجا آمده‌اند و از هويت خود آگاه نيستند.

اتفاقي که افتاده، در نقد اين سريال روانشاسان بسياري وارد گود شده‌اند و در مورد اين سريال و کارکردش و تأثيراتش بحث مي‌کنند و مطلب مي‌نويسند.

تابناك: فكر مي‌كنيد تا چه حد ارتباط برقرار كردن با بيننده موفق بوده ايد؟

بهبهاني نيا: خوشبختانه اين مجموعه علاوه بر جذب بيننده، توانست در جلب رضايت و سپس هدايت و آموزش او هم موفق باشد. برخي مجموعه ها تنها دنبال جذب هستند و با شکلک درآوردن و معلق زدن سعي مي کنند فقط مخاطب جذب کنند؛ در حالي که اثر، هيچ معنا و محتوايي ندارد. بيننده ‌هم به زور و اجبار مي‌نشيند و آن را نگاه مي‌کند.
بعضي از كارها، علاوه بر جذب بيننده، رضايت او را نيز به دست مي‌آورد، ولي من آن دسته آثار تلويزيوني را مي‌پسندم كه با جذب بيننده و به دست آوردن رضايت خاطر او، دنبال تغيير رفتار هم هستند. چون كاركرد اصلي رسانه، الگوسازي و هدايت فرهنگي جامعه است.

تابناك: اگر بخواهيد از نگاه يك منتقد به اين مجموعه بنگريد، آن را چگونه نقد مي كنيد؟

بهبهاني نيا: اين سبك سريال‌سازي يك سبك و اسلوب خاصي دارد. در عرض پنج تا شش ماه يك گروه‌ حرفه‌اي براي توليد يك اثر روزي هجده ساعت كار مي‌كنند و با ترفندهاي هنري، هزينه و زمان را كنترل مي‌كنند. اما براي بيننده عام اين سريال هيچ تفاوتي با سريال‌هايي كه پنج سال طول كشيده ندارد.

من بسيار دوست داشتم كه در اين كار فرصت بيشتري داشتنم. ولي متأسفانه ما هنرمندان دقيقه نود هستيم. هنوز نوشتن متن تمام نشده، با سرعت و عجله، اين كار در ارديبهشت كليك خورد، 107 روز كل کار اعم از تصويربرداري، صداگذاري و تدوين و موسيقي طول كشيد و هم زمان پخش شد.

اما با اين همه خدا را شکر مي کنم که اين کار بدون حاشيه بود. نرگس حاشيه زياد داشت. هنوز شروع نشده بود كه مرحومه پوپك گلدره تصادف کرد. در وسط نوشتن يعني شهريور 84 قلب خودم گرفت و بستري شدم، بعد از پايان پخش هم آن مشکل اخلاقي و آن ماجرا پيش آمد. اين حاشيه‌ها الحمدلله در اين كار پيش نيامد؛ يعني اين كار سالم بود و موفقيتش تنها به دليل قصه و بازي‌هايي بود كه مخاطب جذب شد. آن موقع در زمان مجموعه نرگس، برخي منتقدان عقيده داشتند، استقبال مردم به خاطر اتفاقي است كه براي مرحومه گلدره پيش آمده است که صحت نداشت.

برخي از مقاله‌نويسان دنبال اين هستند كه به مردم بگويند هيچ چيزي در اين اثري كه مي‌بينيد، وجود ندارد و دليل اقبال ‌ اين است كه هر شب پخش مي‌‌شود. در حاليکه سريالهاي ديگري هم هست که هر شب پخش مي شود ولي از سوي بينندگان با چنين اقبالي روبرو نمي شوند. يا عده‌اي ديگر مي‌گويند دليل اقبال عمومي آن،‌ اين است كه قصه احساس برانگيز دارد. در حالي كه واقعا به جز برخي از مقاطع در بيشتر صحنه‌ها چنين چيزي نبود. براي من رضايت مردم بسيار مهم است و بايد توجه داشت كه جلب رضايت مردم بسيار سخت شده است.

پر کردن آنتن کاري ندارد. مهم اين است که مخاطب سخت گير امروز کار شما را بپسندد و با علاقه آنرا دنبال کند و حرف تازه اي براي زندگي بهتر در آن پيدا کند. ساخت يا پخش سريالهايي مثل مجموعه هاي کره‌اي كه بازي‌هاي بازيگرانش بسيار ضعيف و در حد بچه دبستاني‌‌هاي ايراني است، هنر نيست.

تابناك: واقعا آقاي افشاني ـ پويا ـ و خيرابي ـ بهرام ـ در زندگي اجتماعي هم چنين كاراكتري دارند؟

بهبهاني نيا: اتفاقا برعكس، پويا يا همان آقاي افشاني بسيار شيطان و بازيگوش است و بهرام به شدت محجوب و ساكت است ولي در اينجا واقعا حرفه‌اي عمل كرده است.

تابناك: نكته جالبي كه براي بينندگان سايت جذاب باشد،‌ به نظر شما چه بود؟

بهبهاني نيا: اينکه براي دومين بار مردم مجموعه‌اي روتين اما غير طنز را انتخاب کردند و به آن نمره قبولي دادند و اينکه اين مجموعه در همان باغ طنز معروف برره توليد شد.

2ـ شيوه سهل‌گير: اين والدين نسبت به آموزش رفتارهاي اجتماعي سهل انگار هستند.از اين موارد زياد مي‌بينيم بچه ول و رها است. و همينطوري و باري به هر جهت تربيت مي‌شود. نظم و ترتيب كمي در اين گونه خانواده‌ها حاكم است و پايبندي اعضا به قوانين و آداب و رسوم اجتماعي بسيار كم است.

3ـ شيوه قاطع و آزاد منشانه كه به شيوه والدين مقتدر نيز معروف مي‌باشد. در اين شيوه والدين به فرزندان خود استقلال و آزادي فكري مي‌دهند و آنها را تشويق مي‌كنند، اما نوعي محدوديت و كنترل بر اعمال فرزندان اعمال مي‌دارند شخصيت مادر بزرگ و نحوه برخورد او با دختر و پسر و نوه‌اش از اين الگو پيروي مي كند.

نخست يک کار روانشناسي کرديم، به گونه‌اي که الگوهاي تربيتي را که هم‌اکنون در جامعه ما کارکرد دارد، در اين خانواده‌ها و شخصيت‌ها قرار داديم و در مقايسه اينها با هم خانواده و تربيت‌هايشان را نقد کرديم و سه نسل را کنار هم قرار داديم: نسل مادربزرگ، نسلي که ريشه در گذشته ما دارد؛ نسلي که برخوردهايش سنجيده است و براي آن خيلي احترام قايل شديم و مادربزرگ خاصي را معرفي کرديم.

نسل دوم، فرخنده و فرخ و همسرانشان که اينها نسل گرفتارند؛ نسلي که باخودشان درگيرند و مشکلات زيادي دارند.
نسل سوم، نسل پويا و بهرام که بي‌خبر از گذشته‌اند و نمي‌دانند که از کجا آمده‌اند و از هويت خود آگاه نيستند.

اتفاقي که افتاده، در نقد اين سريال روانشاسان بسياري وارد گود شده‌اند و در مورد اين سريال و کارکردش و تأثيراتش بحث مي‌کنند و مطلب مي‌نويسند.

تابناك: فكر مي‌كنيد تا چه حد ارتباط برقرار كردن با بيننده موفق بوده ايد؟

بهبهاني نيا: خوشبختانه اين مجموعه علاوه بر جذب بيننده، توانست در جلب رضايت و سپس هدايت و آموزش او هم موفق باشد. برخي مجموعه ها تنها دنبال جذب هستند و با شکلک درآوردن و معلق زدن سعي مي کنند فقط مخاطب جذب کنند؛ در حالي که اثر، هيچ معنا و محتوايي ندارد. بيننده ‌هم به زور و اجبار مي‌نشيند و آن را نگاه مي‌کند.
بعضي از كارها، علاوه بر جذب بيننده، رضايت او را نيز به دست مي‌آورد، ولي من آن دسته آثار تلويزيوني را مي‌پسندم كه با جذب بيننده و به دست آوردن رضايت خاطر او، دنبال تغيير رفتار هم هستند. چون كاركرد اصلي رسانه، الگوسازي و هدايت فرهنگي جامعه است.

تابناك: اگر بخواهيد از نگاه يك منتقد به اين مجموعه بنگريد، آن را چگونه نقد مي كنيد؟

بهبهاني نيا: اين سبك سريال‌سازي يك سبك و اسلوب خاصي دارد. در عرض پنج تا شش ماه يك گروه‌ حرفه‌اي براي توليد يك اثر روزي هجده ساعت كار مي‌كنند و با ترفندهاي هنري، هزينه و زمان را كنترل مي‌كنند. اما براي بيننده عام اين سريال هيچ تفاوتي با سريال‌هايي كه پنج سال طول كشيده ندارد.

من بسيار دوست داشتم كه در اين كار فرصت بيشتري داشتنم. ولي متأسفانه ما هنرمندان دقيقه نود هستيم. هنوز نوشتن متن تمام نشده، با سرعت و عجله، اين كار در ارديبهشت كليك خورد، 107 روز كل کار اعم از تصويربرداري، صداگذاري و تدوين و موسيقي طول كشيد و هم زمان پخش شد.

اما با اين همه خدا را شکر مي کنم که اين کار بدون حاشيه بود. نرگس حاشيه زياد داشت. هنوز شروع نشده بود كه مرحومه پوپك گلدره تصادف کرد. در وسط نوشتن يعني شهريور 84 قلب خودم گرفت و بستري شدم، بعد از پايان پخش هم آن مشکل اخلاقي و آن ماجرا پيش آمد. اين حاشيه‌ها الحمدلله در اين كار پيش نيامد؛ يعني اين كار سالم بود و موفقيتش تنها به دليل قصه و بازي‌هايي بود كه مخاطب جذب شد. آن موقع در زمان مجموعه نرگس، برخي منتقدان عقيده داشتند، استقبال مردم به خاطر اتفاقي است كه براي مرحومه گلدره پيش آمده است که صحت نداشت.

برخي از مقاله‌نويسان دنبال اين هستند كه به مردم بگويند هيچ چيزي در اين اثري كه مي‌بينيد، وجود ندارد و دليل اقبال ‌ اين است كه هر شب پخش مي‌‌شود. در حاليکه سريالهاي ديگري هم هست که هر شب پخش مي شود ولي از سوي بينندگان با چنين اقبالي روبرو نمي شوند. يا عده‌اي ديگر مي‌گويند دليل اقبال عمومي آن،‌ اين است كه قصه احساس برانگيز دارد. در حالي كه واقعا به جز برخي از مقاطع در بيشتر صحنه‌ها چنين چيزي نبود. براي من رضايت مردم بسيار مهم است و بايد توجه داشت كه جلب رضايت مردم بسيار سخت شده است.

پر کردن آنتن کاري ندارد. مهم اين است که مخاطب سخت گير امروز کار شما را بپسندد و با علاقه آنرا دنبال کند و حرف تازه اي براي زندگي بهتر در آن پيدا کند. ساخت يا پخش سريالهايي مثل مجموعه هاي کره‌اي كه بازي‌هاي بازيگرانش بسيار ضعيف و در حد بچه دبستاني‌‌هاي ايراني است، هنر نيست.

تابناك: واقعا آقاي افشاني ـ پويا ـ و خيرابي ـ بهرام ـ در زندگي اجتماعي هم چنين كاراكتري دارند؟

بهبهاني نيا: اتفاقا برعكس، پويا يا همان آقاي افشاني بسيار شيطان و بازيگوش است و بهرام به شدت محجوب و ساكت است ولي در اينجا واقعا حرفه‌اي عمل كرده است.

تابناك: نكته جالبي كه براي بينندگان سايت جذاب باشد،‌ به نظر شما چه بود؟

بهبهاني نيا: اينکه براي دومين بار مردم مجموعه‌اي روتين اما غير طنز را انتخاب کردند و به آن نمره قبولي دادند و اينکه اين مجموعه در همان باغ طنز معروف برره توليد شد.

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.33 ثانیه