Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - آریایی ها نبودند که حاجی فیروزها، نوروز را آواز می دادند
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » علمی و اطلاعات عمومی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
آریایی ها نبودند که حاجی فیروزها، نوروز را آواز می دادند
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6095
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3245
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 29 اسفند 1388 - 04:31    عنوان:  آریایی ها نبودند که حاجی فیروزها، نوروز را آواز می دادند پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


آریایی ها نبودند که حاجی فیروزها، نوروز را آواز می دادند


در آن هنگام که دوموزی به همراه مردگان بالا می آید و سال نو می شود،حاجی فیروز با جامه ای سرخ و چهره سیاه و دایره زنگی در دست، بهار را نوید می دهد



حاجی فیروز از سنت های جالب گره خورده با نوروز است که ریشه ای بسیار کهن در این سرزمین دارد و آیین آن شاید حتی به پیش از مهاجرت آریاییان به فلات ایران باز گردد. حاجی فیروز در آیین های نوروزی نماد چه مفهومی بوده است و به عبارت دیگر، ریشه پیدایی آن چیست؟
به نظر زنده یاد مهرداد بهار، اسطوره شناس «حاجی فیروز بازمانده آیین ایزد شهید شونده است و مراسم سوگ سیاوش نیز نموداری از همین آیین است. چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهید شونده و شادی او شادی زایش دوباره آنهاست که با خود رویش و برکت می آورند.»
این ایزد که به گفته دکتر کتایون مزداپور، متخصص فرهنگ و زبان های باستانی ایران، معادل «دوموزی» یا «تموز» بین النهرین است، گونه ای ایزد نباتی و خدا _ انسان بوده که با آمدن او روی زمین درختان می توانند شکوفه کنند. مهرداد بهار نیز سیاوش را با ایزد نباتی بومی مربوط می داند. چرا که پس از شهادت سیاوش، از خونش گیاهی می روید. این همان برکت بخشی و رویش است. با این تعابیر، وی معنای دیگری برای نام «سیاوش» ارایه می دهد. سیاوش را که صورت پهلوی آن «سیاوخش» و صورت اوستایی «سیاورشن» است، معمولا به «دارنده اسب سیاه یا قهوه ای» معنا می کنند.
اما مهرداد بهار با ریشه یابی آیین سیاوش، معنای این نام را «مرد سیاه» یا «سیه چرده» می داند که اشاره به رنگ سیاهی است که در این مراسم بر چهره می مالیدند یا به صورتکی سیاه که بکار می بردند. این مطلب قدمت شگفت آور مراسم حاجی فیروز را نشان می دهد که به آیین «تموز» و «ایشتر» بابلی و از آن کهنه تر به آیین های سومری می پیوندد.
«شیدا جلیلوند صدفی» که بر هبوط «ایشتر»، ایزد بانوی باروری و زایش در اساطیر بین النهرین کار کرده، به نکته ای برخورد کرده که آن را تاییدی بر نظریه زنده یاد مهرداد بهار می داند. ایشتر به جهان زیرین سفر می کند و برای او دیگر بازگشتی نیست. پس از فرو شدن ایشتر، زایش و باروری بر زمین باز می ایستد.
خدایان در صدد چاره جویی بر می آیند و سرانجام موفق می شوند آب زندگی را به دست آوردند و بر ایشتر بپاشند. اما طبق قانون سرای مردگان، ایشتر باید جانشینی برگزیند تا او را به جای خود به جهان زیرین بفرستد. ایشتر شوهر خود، دو موزی، را که از بازگشت او ناخشنود بود، بر می گزیند. جامه سرخ به تن دوموزی می کنند، روغن خوشبو به تنش می مالند، نی لاجورد نشان به دستش می دهند و او را به جهان زیرین می کشانند.
«دوموزی ایزد نباتی است که با رفتنش به جهان زیرین گیاهان خشک می شوند. پس چاره چیست؟ خواهر دوموزی نیمی از سال را به جای برادرش در سرزمین مردگان به سر می برد تا برادرش به روی زمین بازآید و گیاهان جان بگیرند. بالا آمدن دو موزی و رویش گیاهان همزمان با فرا رسیدن بهار و نوروزی ما ایرانی هاست. در آن هنگام که دوموزی به همراه مردگان بالا می آید و سال نو آغاز می شود، ایرانیان نیز به استقبال فروهرهای مردگان می روند و برای روان های مردگان که به خانه و کاشانه خود بازگشته اند، مراسم دینی برگزار می کنند. همزمان با این آداب و رسوم، حاجی فیروز با جامه ای سرخ و چهره سیاه و دایره زنگی در دست، فرا رسیدن بهار را نوید می دهد. آیا این جامه سرخ حاجی فیروز همان جامعه سرخی نیست که بر تن دوموزی کرده اند و وی به هنگام بازگشت به جهان زندگان آن را هنوز بر تن داشته است؟ آیا چهره سیاه حاجی فیروز نشان از تیرگی جهان مردگان ندارد؟ و آیا دایره زنگی او و نی لبکی که همراه با او می نوازد، همان نی و سازی نیست که به دست دوموزی داده اند؟»
به گفته شیدا جلیلوند، همه این موارد تاییدی است بر نظریه شادروان استاد مهرداد بهار درباره بومی بودن این بخش از آیین های نوروزی و بهاری.
اما آیا می توان گفت این آیین را بومیان ایران از بین النهرین گرفته بودند؟
پاسخ دکرت «کتابون مزداپور» به این پرسش منفی است. به اعتقاد دکتر مزداپور، «مساله فقط شباهت است. حاجی فیروز متعلق به آیین های بومی این سرزمین است. به بیان دیگر، روزگاری در این خطه کنونی ایران، به وجود انسان / خدایی باور داشتند با داستان ها و اساطیری همانند با آنچه در غرب این سرزمین، درباره خدایی چون دوموزی رایج بوده است. البته نی لبک دوموزی اگر در دست حاجی فیروز به صورت دایره زنگی در آمده است، این اختلاف را شاید باید نشان دیگر گونی ابزار موسیقی در این آیین در طی زمان دانست و یا شاید بهتر باشد که دوموزی ایرانی را در شکل قدیمی اسطوره هم فرض کنیم که با دایره زنگی به جهان زیرین می رفته و سپس باز با نواختن آنف آمدن خود را خبر می داده است و نه مانند همتای بین النهرینی خود، با «نی لاجورد نشان»!»
به گفت کتایون مزداپور، «در این سرزمین مردمی زندگی می کردند و آداب و رسومی برای خود داشته اند. اقوام دیرینه سالی که پیش از مهاجرت آریاییان به فلات ایران بودند و آثاری از روزگارانی مقدم بر هزاره اول پیش از میلاد، از خود به یادگار گذاشته اند تمدن های سیلک و جیرفت شاهدان خوبی بر این گفته اند. پس دلیلی ندارد که مردم ایران آیینی غربی را گرفته باشند. اما اصل این آیین ها معلوم نیست از کجاست؟ شاید ما به آنها داده باشیم. شاید آیین های مشترکی بوده است.
اما تفاوت این دو سرزمین در این است که آثار بین النهرینی باقی مانده و مدارکی از آیین ها و سنت های آن منطقه هست. اما در ایران آثاری نمانده، تنها یک سنت شفاهی و زنده است که این باورها و آیین ها را حفظ کرده است. معادل دوموزی بین النهرینی، در ایران سیاوش را داریم که شهید می شود و سپس در قالب کیخسرو باز زنده می شود. یعنی همین داستان نوشدن جهان در جشن نوروز.»
اعتقاد به این خدای نباتی که می میرد و سپس زنده می شود، در مناطق گوناگون به نام های گوناگون رایج بوده است که چند مورد آن را دکتر ژاله آموزگار، اسطوره شناس و متخصص زبان های باستانی ایران، بر می شمرد. از آن جمله است؛ آیین آتیس، خدای جوان و زیبای فریجی و نمادی از حاصلخیزی و کشاورزی؛ آیین آدونیس، ایزدی یونانی که از درخت زاییده می شود؛ بازگشت پرسفون، ایزد بانوی جهان تاریکی در اساطیر یونان، به روی زمین که با شادی مادرش دمتر، ایزد بانوی باروری گیاهی همراه است و باعث باروری جهان در بهاران می شود؛ کشته شدن اوزیریس در مصر به دست برادرش ست که نماد تاریکی است و بازیابی حیات به کمک همسرش ایزیس و به خصوص فرزندش هوروس که خدای خورشید است و در ایران سیاوش و مرگ او و گل سیاوشان و رستاخیز او در کیخسرو.
اما، به گفته دکتر کتایون مزداپور، پنداشته موجود در بنیاد این اساطیر یکی است که «با خشکیدن گیاه و هبوط دانه به دل خاک و سپس باز رستن و روییدن و سبز شدن مجدد آن» انطباق دارد.
در ایران علاوه بر سیاوش، ایزد رپیثوین را داریم که به عقیده دکتر کتایون مزداپور «باید گردون زرتشتی همان آداب و رسویم قدیم بومی این سرزمین باشد. چرا که آیین های نوروز بسیار التقاطی است و از بخش های زرتشتی و غیر زرتشتی و بومی تشکیل شده است.»
به گفته دکتر ژاله آموزگار، «ایزد رپیثوین در آیین زرتشت ایزد موکل بر نیمروز و نگاهبان گرماهای روی زمین است و با روشنایی نیز ارتباطی مستقیم می یابد. او سرور تابستان نیز هست که با گرمای زندگی بخش، هستی را به زایایی سوق می دهد. رپیثوین در آغاز زمستان راهی دنیای زیرزمینی می شود. وظیفه او این است که به یاری چشمه های آب زیر زمینی بشتابد و ریشه گیاهان را گرم نگاه دارد تا آنها به دلیل سرما خشک نشوند و از میان نروند. بازگشت سالانه رپیثوین در بهار نشانی از پیروزی نهایی است، پیروزی گرما بر سرما، روشنی بر تاریکی و نیکی بر بدی.
از این رو، رپیثوین سرور نیکی ها نیز هست تا زمانی که نیروی بدی برای همیشه از میان برود و فرمانروایی جاودانه اهورا مزدا بر جهان آشکار شود. همانندی هایی نیز از رفت و بازگشت رپیثوین با رستاخیز هست و ظهور برگ نو و شکوفه ها بر درختان خشک و مرده زمستانی با برخاستن مردگان. از این رو، برای بالا آمدن او بر زمین باید نیایش های خاصی به جای آورد که «آفرینگان رپیثوین» بخشی از آن است. همچنین در کنار آیین های نوروز آیین های خاصی نیز برای رپیثوین اجرا می شده است. در بیشتر این آیین ها، نشانه ای از زیر بنای یک جامعه کشاورزی را می توان یافت.»
اما چگونه است که این سنت های کهن نوروزی و از آن جمله «حاجی فیروز» با نام ها و مناسبت های گوناگون در طول تاریخ این سرزمین حفظ شده اما مشابه این آیین ها در بین النهرین (عراق کنونی) با آن همه سند و مدرک به فراموشی سپرده شده است؟ این را دیگر باید در ویژگی فرهنگ ایرانی جستجو کرد و از طرفی، گواه دیگری بر بومی بودن و مردمی بودن این سنت هاست. چون تنها سنت ها و آیین هایی که از دل مردم جوشیده باشد، می تواند این چنین در ادوار مختلف دوام بیاورد و هر چند نامش تغییر کند، اما باقی بماند. ای کاش جعبه جادویی جای این مراسم زیبای نوروزی را پر نکند و نسل های آینده این «کهن بوم و بر» نیز شاهد حضور حاجی فیروز، پیک شادی آور بهاری، باشند.

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
تشکرها از این تاپیک
Sajjad از این تاپیک تشکر میکنم 
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.16 ثانیه